حسين بن سعيد اهوازي
 سيره عملي و اخلاقي علما
 جايگاه و عملكرد علماي شيعه
 علم و عالم در فرهنگ اسلامي
 زندگينامه علما و بزرگان
 جلوه علما
 جلوه هاي سياسي اجتماعي علما
حسين بن سعيد اهوازي 

نام هاي ديگر: حسين بن سعيد،
موطن: کوفه
نام پدر : سعيد 
تاريخ وفات: قرن سوم 
-----------------------------------------------------------------------------------
 

«روايت گر نور»

علي محمدي يدک


اشاره
بدون شک بالندگي و شکوفائي مکتب حيات بخش اسلام، نخست از عنايات خاصه حضرت حق (جلّ و علي) و زحمات فراوان پيامبر اسلام و ائمه معصومين (ع) سرچشمه گرفته و از آن پس مرهون خدمات بي دريغ انسان هائي است که در کوير مشکلات و ناملايمات با توکل به خداوند، و استقامت و همت والاي خود به پاسداري و حفاظت از آن مکتب برخاسته اند. در اين ميان نقش خطير و بي نظير راويان حديث و نقل کنندگان سخنان پيامبر اکرم (ص) و امامان معصوم بر کسي مخفي نيست.

حال بر ماست که ابتدا با شناخت و سپس شناساندن آنان به نسل حاضر، در راستاي راه مستقيم پيشينيان خود فرار گرفته و بيانگر شخصيت آنها باشيم. بر اين اساس دورنمائي از زندگاني عالم و راوي توانمند شيعي «حسين بن سعيد اهوازي» هرچند به اجمال از نظر خوانندگان عزيز مي گذرد. اميد آنکه گامي کوچک در معرفي چهره هاي درخشان پيروان مکتب اهل بيت عصمت و طهارت (ع) و راويان احاديث ايشان به حساب آيد.


سيماي حسين بن سعيد اهوازي
ابومحمد(1) حسين بن سعيد معروف به حسين اهوازي(2)، از راويان جليل القدر شيعي بوده و در زمره عالمان برجسته زمان خويش، در قرن سوم هجري، به شمار مي رفته است.

او در شهر کوفه قدم به عرصه وجود نهاد و پس از چندي باتفاق برادرش «حسن» به اهواز منتقل شده(3) و مدتي در آنجا بسر برد، شايد معروف شدن وي به حسين اهوازي نيز به همين علت باشد. از آن پس راه شهر قم را در پيش گرفت و به سوي آن ديار شتافت او تا آخر عمر خويش در آنجا بسر برد(4) وي در عش آل محمد به کسب علم و معرفت، نقل حديث و روايت و تربيت شاگردان کارآمد پرداخت، بگونه اي که درخشش در اين عرصه او را در شمار بزرگان سده سوم آن سامان درآورد.

از زمان ولادت وي هيچگونه تاريخ روشني در دست نيست، ولي با عنايت به اين مطلب که برقي(5) و شيخ طوسي(6) هر يک در رجال خود او را از اصحاب امام رضا (ع) به حساب آورده اند، و دوران حيات آن امام همام نيز تا سه سال بعد از قرن دوم هجري (203ه) ادامه داشته است، براحتي مي توان گفت که تاريخ ولادت او به اواخر سده دوم هجري برمي گردد.


خاندان
حسين بن سعيد در خانواده اي ديده بجهان گشود و رشد يافت که افراد آن از تربيت يافتگان مکتب اهل بيت عصمت (ع) بوده و پيوسته در خدمت خاندان نبوت و امامت بسر برده اند، آنان وفاداري و ارادت خود را نسبت به ايشان به اثبات رسانده و از هر مجال و فرصتي براي ابراز محبت و ارائه خدمت نهايت کوشش و تلاش را مي نمودند.

اغلب رجال نويسان، همانند مرحوم کشي(7) و شيخ طوسي(8) نياکان حسين اهوازي بويژه، «حمّادبن سعيد» را از مواليان امام چهارم، حضرت علي بن الحسين (ع) به شمار آورده اند.

با توجه به اين نکته که در معناي «موالي» گستردگي ويژه اي وجود دارد و تنها در اينجا به سه معناي «محبّ، عبد، و آزاد شده(9)» بکار رفته است، مي توان گفت، که هر يک از اين سه ترجمه به تنهائي نشان دهنده اين مطلب است که اجداد حسين بن سعيد نسبت به خاندان وحي تقرب و مودت خاصي داشته و از نزديک با ايشان در ارتباط بوده اند، بهرروي افتخار خدمت درگاه، و محبت آل اللّه، امتيازي بزرگ و درخشان است که همواره نياکان او را در رديف دوستان و خدمتگزاران اهل بيت قرار داده است.

بي ترديد داشتن چنين ارتباط نزديک با خاندان رسالت در تربيت شخصيتي همچون «حسين اهوازي» فوق العاده تأثيرگذار بوده، و به يقين در رشد و نموّ شخصيت او اثر بسزائي داشته است.

برادر حسين اهوازي
او برادري بنام «حسن بن سعيد» داشته، که در عرصه علوم و معارف آن عصر، داراي شخصيت والائي بوده است، حسن بن سعيد داراي تأليفات و تصنيفات فراوان بوده، و همانند برادرش در بسياري از معارف و دانشهاي زمان خود، از زمره پيشتازان آن ميدان به شمار مي آمده است(10).

نام حسن بن سعيد در ميان کتابهاي رجالي، بويژه نوشته هايي که از متون نخستين علم رجال بحساب مي آيد، اغلب در کنار برادرش ذکر شده، و رجال نويسان به شرح حال آندو با هم پرداخته اند.

برقي(11)، کشي(12) و شيخ طوسي(13) هر کدام اين دو برادر را در کنار يکديگر نام برده و هر يک بگونه اي شخصيت ايندو را معرفي کرده اند.

نجاشي ابتدا سراغ معرفي چهره «حسن بن سعيد» رفته و در ضمن از برادرش «حسين» نيز نام برده است، او در ادامه چنين گفته است: حسن بن سعيد در تأليف و تصنيف سي کتاب با برادرش حسين مشارکت داشته است(14).


حسين بن سعيد در عرصه امامت
عصر حيات اين راوي و عالم برجسته شيعي با روزگار سه تن از امامان معصوم (ع) مصادف بوده است. او از اين فرصت بدست آمده، نهايت تلاش را در جهت کسب معارف و درک فيوضات فراوان از پيشگاه خاندان امامت و ولايت، بکار بسته، و بدينوسيله بر رشد و بالندگي شخصيت علمي و معنوي خود افزوده است. اگرچه حاکمان جائر و غاصب عباسي موانع فراوان بر سر راه گسترش فرهنگ اصيل علوي و ولوي قرار دادند، و در اين راستا از هيچ ظلم و جوري عليه خاندان رسالت، و پيروان آنها فروگذار نکردند، و همواره و بهر وسيله ممکن بدنبال جدا کردن و دور نگه داشتن اهل بيت از دوستان و پيروان آنها بوده و پيوسته در صدد محو آثار و ارزش آنان بودند، امّا نه تنها قادر به خاموش کردن چراغ پرفروغ و هدايت گر ولايت و امامت نشدند، که چهره کريه و غاصب خود را بيشتر آشکار ساخته و به سوي رسوائي هرچه بيشتر خود قدم برداشتند. برخلاف هدف غاصبان منصب رَهبري و زعامت امت، روز بروز، شمار دوستداران و پيروان مکتب امامت افزايش يافت، و دلهاي فراواني شيفته و دلباخته آنان شد. حسين بن سعيد نيز يکي از شيفتگان اين مکتب است که فيض هم عصر بودن يا حضرت امام علي بن موسي الرضا، امام جواد و حضرت هادي (ع) را بخوبي درک کرد(15)، و از اين سرچشمه فناناپذير، جرعه هاي ناب معرفت را نوشيد.

صحابي امام
حسين که از جمله مواليان و دلباختگان اهل بيت و فيض صحابي بودن سه امام را درک کرده بود، وفاداري و اخلاص خود را نسبت به مکتب ولايت و امامت با نقل روايت و حديث، و تلاش پيگير براي گسترش فرهنگ علوي، به اثبات رساند، و در اين راه هيچگاه احساس خستگي ننمود و از پاي ننشست و هرگونه رنج و ملامتي را بجان خريدار شد.

اکثريت رجال نويسان، نام حسين بن سعيد را در زمره ياران امامان معصوم (ع) آورده اند، با اين تفاوت که برخي، (همانند شيخ طوسي(16)، محقق اردبيلي(17)، صاحب روضات الجنات(18)،...) وي را از ياران و راويان امام رضا، امام جواد و امام هادي (ع) برشمرده اند، و گروهي (همچون برقي(19)، علامه حلّي(20)،...) او را از اصحاب و محدثان امام علي بن موسي الرضا و حضرت جواد (ع) بحساب آورده اند و بعضي ديگر (چون ابن شهرآشوب(21)، ابن حجر عسقلاني از علماء اهل سنت(22)،...) نيز حسين بن سعيد را تنها در عداد راويان امام هشتم حضرت علي بن موسي الرضا (ع) به شمار آورده اند.

رابطه با امام
با توجه به اين نکته که صحابي بودن و نيز هم عصر بودن حسين بن سعيد با امامان (ع) مسلّم و قطعي بوده است، اين سؤال جاي خود را پيدا مي کند که کيفيت ارتباط او با امام عصر خود به چه صورت بوده؟ و از اين فرصت چگونه بهره جسته است؟ در جواب اين پرسش ابتدا بايد گفت که نحوه رابطه او با حضرات معصومين (ع) و فعاليتهاي وي در راستاي اهداف ائمه (ع) و نيز اعلام مواضع در مقابل دشمنان ولايت و امامت، و بسياري از رمز و رازهاي زندگي اين عالم و راوي شيعه، نکته اي است که هماره مخفي مانده و در ميان متون علم رجال چيزي در اين باره نگاشته نشده است. امّا با دقت در روايات و اخباري که او به نقل آنها پرداخته به تعدادي از آنها مي رسيم که حسين بن سعيد يا نوشتن نامه، و يا حتي حضور در محضر امام (ع) کسب تکليف و درک فيض نموده است. با توجه به اين موارد گرچه اندک، مي شود گفت که رابطه او با امام معصوم (ع) بوسيله مکاتبه و نامه بوده، و گاهي نيز فيض حضور نصيب او گرديده است. بعنوان نمونه به گوشه اي از اين دو نوع رابطه وي با امام عصر خويش در بخش روايات اشاره شده است که خواهد آمد.


شخصيت علمي
حسين بن سعيد اهوازي در عرصه علوم و معارف، از جمله پيشتازان آن عصر و ديار بوده، و در زمينه هاي گوناگون علمي، که در آن زمان متداول و مرسوم بوده، بخوبي درخشيده است. عظمت شخصيت علمي وي بگونه اي بوده است که اغلب شخصيت نگاران را وادار ساخته تا از او بعنوان عالم و فقيهي فرهيخته ياد کرده و به ستايش و تمجيد مقام علمي اين شخصيت شيعي بپردازند.

او در اکثر ميدانهاي علمي همچون تفسير، علوم قرآن، تاريخ و آثار مناقب، اخلاق و بويژه فقه داراي تخصص و وسعت نظر بوده است.

مرحوم سيدحسن صدر (م 1354 ه ) از علماء معاصر، در کتاب «تأسيس الشيعه» از حسين بن سعيد در بخش تفسير و علوم قرآن ياد کرده و او را از پيشگامان اين ميدان به حساب آورده است، او در ادامه معرفي شخصيت علمي اين عالم شيعي چنين گفته است: «حسين بن سعيد داراي کتاب تفسير قرآن است، و نيز از کساني است که آثار و تأليفات زيادي از خود بجاي نهاده است(23).»

مقام و منزلت اين دانشمند سده سوم هجري شيعه بويژه در عرصه فقه، آنچنان روشن و ملموس است که علاوه بر علماء رجال شيعي، برخي از عالمان اهل سنت را نيز به اعتراف واداشته است.

ابن نديم، آن هنگام که بنام حسين بن سعيد مي رسد از او به نيکي هرچه تمام تر ياد کرده و شخصيت بارز علمي وي را به خوبي معرفي مي کند، او درباره چهره علمي حسين بن سعيد چنين گفته است: «قدرت و گستردگي مقام علمي حسين اهوازي و برادرش، در زمينه هاي علم فقه، آثار و تاريخ پيشينيان، مناقب و ساير علوم شيعي، نسبت به ديگر دانشمندان زمان خود بيشتر بوده است(24).»

عمر رضا کحّاله نيز در کتاب خود از او نام برده و در بيان شخصيت علمي وي چنين نوشته است. «فقيه مشارک في بعض العلوم»، او فقيهي است که در برخي از علوم ديگر نيز مشارکت داشته است(25).


استادان
بدون ترديد بالندگي و رشد شخصيت علمي و عملي اين دانشمند فرهيخته شيعي، و فروزندگي او در زمينه هاي مختلف علوم و معارف اسلامي، تا حدّ زيادي مرهون وجود اساتيد، و حضور در محضر درس آنان بوده است.

حسين بن سعيد با شناخت اين مهم، و در جهت عمق بخشيدن به دانش و معرفت خويش، از محضر استاداني بزرگ، که در رأس آنها امامان معصوم (ع) قرار داشتند، نهايت بهره را برده و در اين راستا از هيچ تلاشي دريغ ننمود و هرگز خستگي را به خود راه نداده است.

درسي را که او در حوزه علوم و معارف از معدن علم و معرفت، يعني خاندان وحي و رسالت فراگرفته، در تثبيت و تعميق شخصيت علمي و معنوي او اثري بسزا داشته، بگونه اي که تشخص وي به علم و دانش با شرکت او در حوزه درسي امامان عصر خود و کسب کمالات و درک فيوضات بي ارتباط نبوده است. البته بايد يادآور گرديد که در نوشته هاي تمامي ترجمه نگاران هيچگونه اشاره اي به چگونگي حضور او در محضر امامان معصوم (ع) نشده است، ولي با عنايت به برخي رواياتي که او بطور مستقيم يا بوسيله نامه از امام کسب تکليف مي کند (که در بخش روايات خواهد آمد) و نيز معاصر بودن او با سه تن از امامان (ع) مي توان دريافت که حضرت امام علي بن موسي الرضا، امام جواد و حضرت هادي (ع) در رأس استادان و معلمان اين عالم فرهيخته شيعي بوده اند.

بعد از اين مي توان به برخي ديگر از معلمان او اشاره کرد که هر يک نيز به نوبه خود در آموزش و تربيت شخصيت علمي او اثرگذار بوده اند.

حسين بن سعيد با بهره گيري از محضر اساتيد و تلمذ در نزد آنها و با کسب اجازه از مشايخ و معلمان بزرگوار خود، سرانجام به اين افتخار نائل آمد که بعنوان راوي و ناقل سخنان و اخبار خاندان رسالت بشمار آيد.

در بين کتابهايي رجالي، که به معرفي راويان حديث پرداخته اند، اساتيد و مشايخ بسياري که حسين بن سعيد از آنها اجازه نقل حديث و روايت داشته است بچشم مي خورد که بيشتر آنان را محقق خويي در «معجم رجال الحديث» خود نام برده است. ايشان در اين کتاب تعداد زيادي از کساني که، حسين بن سعيد از آنها نقل روايت و حديث کرده است، و در حقيقت استاد او محسوب مي شدند، را معرفي کرده که بالغ بر يکصدو پنجاه نفرند(26).

از ميان معلمان و استادان حسين بن سعيد مي توان به «محمدبن ابي عمير، صفوان بن يحيي و نضربن سويد» اشاره نمود که او بيشترين روايات را از ايشان نقل نموده است، و اين در حاليست که هر يک از اين سه معلم نيز خود از بزرگان و راويان جليل القدرند و در سنگر دفاع از ولايت و امامت رنجها و مرارتهاي فراوان ديده و چشيده، و همواره مورد توجه و عنايت ويژه امامان عصر خود بوده اند.


محمدبن ابي عمير
ابومحمد، معروف به ابن ابي عمير، از راويان والامقام و بلند مرتبه، و نيز از ياران و ياوران وفادار امامان معصوم (ع) بوده و زمان سه تن از آنان، يعني حضرت موسي بن جعفر. امام رضا و امام جواد (ع) را درک کرده است.

او داراي شخصيتي موجه و موثق در ميان خاصه و عامه بوده و در کسب درجات عالي اخلاق و دينداري نسبت به همرديفان خود توفيق بيشتري داشته است، وي همواره مورد توجه و نظر دانشمندان رجال بوده است و ايشان از او به نيکي فراوان نام برده اند. نجاشي رجال نويس(27) سده پنجم هجري ضمن معرفي مفصلي که از اين ابي عمير بعمل آورده او را بعنوان راوي جليل القدر و بزرگ منزلتي که نقش فراوان و بسزائي در حفظ و نقل آثار و احاديث خاندان رسالت داشته معرفي کرده است. او به اين نکته نيز اشاره مي کند که وي در جريان ملاقاتش با امام موسي بن جعفر (ع) و شنيدن احاديث و سخنان فراوان از آن حضرت، به اين افتخار نيز نائل آمد که آن امام همام کنيه «ابومحمد» را بر او نهد، و بدينوسيله بر درجات او بيش از پيش بيفزايد.

محمدبن ابي عمير پس از عمري تلاش پيگير و خدمت در پيشگاه خاندان وحي و تحمل رنجها و زندانهاي فراوان که از جانب دشمنان براي اعتلاي اهل بيت (ع) بر او روا شد، سرانجام در سال 217 هجري قمري دعوت حق را لبيک گفته و بديدار معبود و معشوق خويش شتافت(28).

حسين بن سعيد با زانوزدن در محضر درس چنين استادي بزرگ، به کسب معارف و حفظ آثار و احاديث پرداخت و از شمع فروزان استاد، هدايت ها و اشارت هاي فروان دريافت، او در زمينه هاي گوناگون بويژه نقل روايت و حديث، از حوزه درس معلم خود بهره فراوان برد، و بنا به گفته مرحوم خوئي در «معجم رجال الحديث» «حسين بن سعيد بالغ بر 531 مورد حديث و روايت از محمدبن ابي عمير نقل نموده است(29).


صفوان بن يحيي
از ناقلان حديث و در زمره عالمان برجسته زمان خويش بوده و در سلک ياران سه تن از امامان معصوم (ع) (يعني حضرات امام موسي بن جعفر، امام علي بن موسي و حضرت جواد (ع) ) نيز به شمار مي رفته است. او نزد ائمه معصومين (ع) از چنان موقعيت و ارزشي برخوردار بود که به توفيق وکالت از جانب امام علي بن موسي الرضا (ع) نائل گرديد(30).

نجاشي در توصيف بعد عبادي و ورع صفوان گفته است: «او در ورع و عبادت داراي چنان درجه اي بود که احدي از همرديفان وي به پايش نمي رسيدند(31).»

صفوان از جانب خود و دو تن از دوستانش که با آنها عهد بسته بود، روزانه 150 رکعت نماز، بجاي مي آورد و در طول سال سه ماه روزه مي گرفت و سه بار زکوة مي داد و هر کار خيري را که به انجام مي رساند (صدقه مي داد) از نيابت دوستان خود نيز تکرار مي کرد(32).

صفوان بن يحيي به سال 210 هجري درگذشت(33).

حسين بن سعيد با استفاده از محضر اين شخصيت بلندمرتبه و والامقام شيعي به تحصيل معارف و علوم پرداخت و در نهايت موفق شد از جانب استاد خود کسب اجازه در نقل روايت و حديث نمايد.

او بالغ بر 514 مورد حديث از صفوان روايت کرده است(34).


نضربن سُويد
او از روايت گران مورد وثوق و اطمينان احاديث و اخبار بوده و به گفته شيخ طوسي ازجمله ياران امام هفتم حضرت موسي بن جعفر (ع) به شمار مي رفته است(35).

وي در راستاي حفظ و نشر سخنان گرانمايه خاندان وحي و در جهت کسب علم و دانش و انتقال آن، به تربيت شاگردان فراوانش، همچون حسين بن سعيد همت گماشت، تا اينکه تکليف خود را در اين وادي بخوبي انجام داد. حسين بن سعيد نيز ضمن بهره مندي از محضر استاد خود، موفق شد با کسب اجازه از او به نقل روايات و احاديث از طريق استاد خويش بپردازد. او بگفته مرحوم خوئي بالغ بر 393 مورد روايت و حديث از نضربن سويد نقل نموده است(36).


شاگردان
تعليم و تربيت شاگردان کارآمد يکي ديگر از مشخصات مثبت حسين بن سعيد است که در اين عرصه نيز داراي توفيقات زيادي بوده است، او با تقديم شاگردان بسياري به جامعه تشيع، قدم هاي بلند و مفيدي در راه دفاع از شريعت ناب اسلام و مذهب زنده و بالنده شيعه برداشت و به تکليف خود، در حفظ و پاسداري از آثار خاندان وحي و رسالت و ارزشهاي بلندمرتبه آنان و انتقال آن به شاگردان لايق و شايسته خود، بخوبي عمل کرد.

در ميان اشخاص فراواني که از محضر حسين بن سعيد بهره جسته و در محضر درس او حاضر شده و زانوي تلمذ و آموختن زده اند، مي توان به احمدبن محمدبن عيسي، احمدبن محمدبن خالد برقي و حسين بن حسن بن ابان اشاره کرد که هر يک به نوبه خود در سنگر علم و دانش و حفظ و نقل آثار مکتب اهل بيت (ع) نيک کوشيده و به تکليف خود جامه عمل پوشانده اند.


احمدبن محمدبن عيسي
به گفته علاّمه حلّي از راويان مورد وثوق شيعه و بعنوان شيخ و بزرگ قم مطرح بوده است، وي در مقام علم و دانش نيز توفيقات فراوان کسب کرد، آنچنان که بدليل شخصيت علمي و فقهي خود بر مسند فقيه شهر تکيه زد و بدينوسيله پاسخ گوي پرسشهاي فقهي مردم نيز گشت(37).

او توفيق درک و ملاقات امام رضا، امام جواد و حضرت هادي (ع) را يافت(38)، و به گفته شيخ طوسي از ياران آن سه امام بزرگوار (ع) به شمار مي رفته است(39).

احمدبن محمدبن عيسي در بخش نقل روايت و حديث نيز خوب درخشيده، بطوري که بنا به گفته مرحوم خوئي بيش از 2290 مورد روايت نقل نموده است(40).

وي ضمن بهره مندي از محضر درس استادش حسين بن سعيد با کسب اجازه از او به نقل روايت و حديث پرداخته است که شمار روايات او از استادش به بيش از 260 مورد مي رسد(41).

احمدبن محمدبن خالد برقي
با توجه به گفتار نجاشي و بسياري از رجال نويسان او از علماء و راويان برجسته شيعه است که داراي مراتب بالائي از دانش و معرفت بوده، بگونه اي که تأليفات و آثار فراواني نيز داشته است(42)، او در شمار ياران امام جواد و حضرت هادي (ع) نيز به حساب آمده است(43).

احمد برقي در راه دفاع از حريم ولايت و امامت با حفظ آثار و کسب علم و دانش از هيچ تلاشي فروگذار نکرد و در اين راستا از محضر اساتيد بزرگي همچون حسين بن سعيد کسب دانش و معرفت نمود، وي با نقل روايات فراوان که به بيش از 830 مورد مي رسد(44)، و تعدادي را هم از اسناد خود روايت کرده است، از حريم تعاليم آسماني خاندان ولايت و امامت بخوبي نگهباني کرده است.

حسين بن حسن بن ابان
او نيز يکي از روايت گران حديث است که از محضر استاد خود حسين بن سعيد بهره فراوان برده است. شيخ طوسي در توضيح شخصيت او گفته است: از اصحاب امام حسن عسکري (ع) بوده و حضرتش را درک کرده است، ولي اينکه از امام نقل روايت کرده يا نه؟ نامعلوم است(45)، و شايد به همين علت است که شيخ طوسي مجددا نام وي را در ميان کساني که از امام روايت نکرده اند نيز مي آورد(46). حسين بن حسن شايد نسبت به ساير شاگردان حسين اهوازي توفيق بيشتري در استفاده از محضر استاد داشته است زيرا که حسين بن سعيد در ابتداي ورودش به قم به منزل حسن بن ابان «پدر حسين بن حسن» رفته(47)، و از طرفي بنا به گفته برخي در هنگام مرگ نيز در منزل شاگرد خود حسين بن حسن بوده است و او را به کتابهاي خود وصيت نموده است(48). علاوه از اين شيخ طوسي نيز در توضيح شخصيت حسين بن حسن گفته است: او از تمام کتابهاي حسين بن سعيد روايت کرده است(49). که اين نيز تاييد و بلکه دليلي ديگر بر اين است که حسين بن حسن بن ابان بيش از ساير شاگردان از حضور استاد استفاده کرده است.


آثار
يکي ديگر از نشانه هاي روشن و بارز شخصيت علمي حسين بن سعيد تأليف و آثاري است که از خود بجاي گذاشته است وي با عنايت الهي و اتکاء به قدرت علمي خود و بهره مندي از منبع پايان ناپذير اهل بيت (ع) ، توانست در طول زندگي پربرکت خويش علاوه بر کسب معارف و مدارج علمي بالا و تربيت و تعليم شاگردان فراوان به تصنيف و تأليف کتاب نيز بپردازد و در اين عرصه جلوه گري کند. او با نوشتن کتابهاي فراوان در زمينه هاي گوناگون مقام و منزلت علمي خود را تثبيت و تقويت نمود و در حراست از حريم تشيع بپا خاست.

اگرچه نجاشي رجال نويس معروف و توانمند شيعه گفته است: برادرش با وي در نوشتن کتابها مشارکت و همکاري داشته است(50)، اما اين چيزي از شخصيت و مقام علمي و دانش فراوان او نمي کاهد.

بيشتر دانشمندان علم رجال به معرفي آثار و نوشته هاي حسين بن سعيد نيز پرداخته اند، که در ميان علماء رجال شيعه، مرحوم نجاشي(51) و شيخ طوسي(52) بيشترين تعداد از نوشته هاي او را که بالغ بر سي عنوان است معرفي کرده اند.

از ميان رجال نويسان اهل سنت نيز مي توان ابن نديم(53) و عمر رضا کحّاله(54) را نام برد که هر يک به تعداد اندکي از کتابهاي حسين بن سعيد اشاره کرده اند، ابن حجر عسقلاني(55) نيز در «لسان الميزان» خود فقط به ذکر اين جمله، که او داراي تصانيفي است، اکتفا نموده و به ذکر تمام کتابهاي حسين بن سعيد نپرداخته است.


معرفي آثار
مرحوم نجاشي قبل از ذکر نام کتابهاي حسين بن سعيد در تعريف و تمجيد از آثار وي گفته است: کتابهايش نيکو بوده و به آنها عمل شده است. از آن پس به معرفي آثار وي پرداخته و چنين گفته(56): 1- کتاب الوضو 2- الصلوة 3- الزکاة 4- الصوم 5- الحج 6- النکاح 7- الطلاق 8- العتق و التدبير والمکاتبه 9- الأيمان و النذور 10- التجارات و الأجارات 11- الخمس 12- الشهادات 13- الصيد والذبائح 14- المکاسب 15- الأشربه 16- الزيارات 17- التقيه 18- الرّد علي الغلاة 19- المناقب 20- المثالب 21- الزهد (آقابزرگ طهراني در الذريعه گفته است: نسخه اي قديمي از اين کتاب در کتابخانه طهراني سامراء موجود است) 22- کتاب المروّة(57) 23- حقوق المؤمنين و فضلهم (آقابزرگ فرموده است: کتاب ابتلاء مؤمن که به تعبير شيخ طوسي، کتاب مؤمن و در تعبير نجاشي کتاب حقوق مؤمنين نام گرفته است را علامه نوري بهمراه کتاب زهد استنساخ (نسخه برداري) کرده و در کتاب مستدرک آورده است(58)) 24- کتاب تفسيرالقرآن 25- الوصايا 26- الفرائض 27- الحدود 28- الديات 29- الملاحم 30- الدعاء.

نکته آخر اينکه با توجه به عناوين و موضوعات کتابهاي حسين بن سعيد مي توان گفت که بيشتر آثار او درباره فقه و احکام مي باشد، آنچنانکه صاحب «روضات الجنات» نيز به اين مطلب توجه داشته و گفته است: اکثرها في الفقه والأحکام. اغلب تأليف هاي حسين بن سعيد در باب فقه و احکام است(59).

روايات
مهمترين اثر بجاي مانده از حسين بن سعيد اهوازي احاديث و رواياتي است که وي به نقل آنها پرداخته است. او با نقل بيش از 5026 مورد حديث و روايت(60) از خاندان عصمت و طهارت (ع) که تمامي آنها در کتب اربعه روائي شيعه موجود است، (نام) خود را در ميان روايت گران نور قرار داده و به حفاظت و حراست از حريم تشيّع برخاسته است.

با توجه به شناخت حسين بن سعيد از علوم و معارف آنروزگار و نيز نقل روايات بسيار در زمينه هاي گوناگون مي توان نتيجه گرفت که او در موضوعات مختلف و عناوين بسيار همچون اصول اعتقادات. احکام و شرايع و اخلاق و آداب به نقل حديث و روايت پرداخته است و بعنوان نمونه او در بخش عقايد روايتي را از امام جواد (ع) درباره خداشناسي نقل مي کند که از اين قرار است: (...عن الحسين بن سعيد قال: سئل ابوجعفرالثاني (ع) ، يجوزان يقال للّه: إنّه شيئيٌ؟ قال: نعم، يخرجه من الحدّين، حدّالتعطيل و حدّالتشبيه(61)) حسين بن سعيد مي گويد از امام سؤال شد: رواست که بخدا گويند چيزي است؟ فرمود: آري، او را از حدّ تعطيل (خدائي نيست) و حد تشبيه (مانند ساختن او را به مخلوق) خارج مي کند.

احاديث و روايات حسين بن سعيد در بخش آداب و اخلاق نيز فصلي ديگري است که او به روي تشنگان معارف گشوده است. وي در اين قسمت نيز با تأليف چندين کتاب در موضوع اخلاق به تقويت مباني اخلاقي جامعه خود يا بعد از خود پرداخته است، کتابهايي چون زهد و حقوق مؤمنين ازين دست است که محدث نوري نيز از لابلاي کتاب ارزشمند مستدرک خود به ايندو اشاره کرده است. بعنوان نمونه او در بخش آداب و سنن به نقل مستقيم روايتي از امام رضا (ع) ، درباره پسر شدن حمل، که بيانگر نوعي کرامت از جانب حضرت است پرداخته و چنين گفته است: من بهمراه ابن غيلان مدائني خدمت امام علي بن موسي الرضا (ع) رسيده و ابن غيلان پس از دعا به وجود شريف حضرت از امام سؤال کرد که به من خبر رسيده است اگر کسي نيت کند که فرزند در شکم مادر را محمد نام نهد پسر به دنيا خواهد آمد؟ (آيا اين خبر درست است يا نه؟) حضرت در جواب فرمود: هر کس نيت کند که حمل را علي نام گذارد پسر به دنيا خواهد آمد، سپس فرمودند: علي محمد است و محمد و علي يک چيزند. ابن غيلان مجددا حضرت را دعا گفته و پس از آن عرضه داشت: من زنم را ترک کردم (و به اينجا آمدم) در حالي او داراي حمل بود، پس از شما استدعا دارم که از خداي بخواهيد تا حمل او را پسر قرار دهد. حضرت مدت طولاني به زمين خيره شد سپس سر خود را بالا آورد و به او فرمود. او را علي نام گذار، زيرا که اين باعث درازاي عمر اوست. حسين بن سعيد پس از اين گويد: باتفاق ابن غيلان داخل مکه شديم که نامه اي از جانب مدائن به دست مان رسيد و در آن نوشته شده بود که فرزند ابن غيلان پسر بدنيا آمده است(62).


گرايش روائي
نکته ديگري که در بخش روايات حسين بن سعيد قابل توجه و دقت است گرايش و سمت و سوي احاديث و اخباري است که او به نقل آنها همت گمارده و در حفظ آنها کوشيده است. تعمق و تفکر در روايات نقل شده از سوي او و نيز با توجه به مقام والاي فقهي وي (که به گفته ابن نديم از فقيهان برجسته زمان خود به حساب مي آمده است) بخوبي مي توان دريافت که، حسين اهوازي در نقل اخبار گرايش فراوان به احاديثي که موضوع فقهي داشته باشد، نشان داده است، بگونه اي که در اکثر ابواب فقه اسلامي و شيعي نقل حديث و روايت کرده است. مضافا به اينکه موضوع و عناوين اکثر کتابهاي وي همچون کتاب وضو، صلوة، زکوة و... نيز فقه و احکام بوده است. مرحوم محقق اردبيلي(63) در «جامع الرواة» پس از نقل اقوال علماء رجال درباره حسين بن سعيد به ذکر اسامي کساني که از او نقل روايت کرده اند پرداخته و موضوع احاديث را نيز بيان داشته است که با توجه و دقت در تمامي آنها اين نکته بخوبي نمايان مي گردد که اکثر نزديک به اتفاق روايات او درباره بخشهاي مختلف فقه است.

با توجه به گرايش فقهي روايات او به آساني مي شود اذعان داشت که حسين بن سعيد در بخشهايي چون: طهارت، صلوة، صوم، زکات، خمس، حج، حدود و ديانت اطعمه و اشربه، صيد، تجارت و معامله، نکاح، ارث و... فراوان روايت نقل نموده است. بعنوان نمونه در بخش حدود او نامه اي را که شخصي به امام رضا (ع) نوشته و از حضرتش کسب تکليف نموده است مشاهده کرده و گفته است: در نامه اي که شخص خطاب به امام رضا (ع) نوشته بود خواندم که او در اين نامه چنين گفته بود: شخصي که مسلمان به دنيا آمده است و سپس کافر و مشرک از اسلام خارج شده است (مرتد فطري) آيا بايد او را به توبه وادار نمود يا اينکه به قتل رسانيد؟ حضرت در جواب نوشتند: بايد کشته شود(64).

آنگونه که در بخش رابطه او با امام معصوم وعده داده شد با توجه به اين سه مورد روايت که وي از امام عصر خود نقل نموده است مي توان به نوع ارتباط او با امام عصر خود پي برد.


ديدگاه علماء
مطلب ديگري که در شناسائي مقام و منزلت اين عالم و راوي پرتلاش شيعي قابل طرح و بررسي است ديدگاه و نظريه دانشمندان در طول تاريخ بعد از او است. نام حسين بن سعيد در تمام کتابهاي رجالي شيعه و حتي برخي کتب اهل سنت بخوبي مي درخشد، و اظهار نظر صاحبان آن کتب نسبت به اين شخصيت تواناي شيعه سده سوم هجري، چهره او را پرفروغ تر و منزلت روائي و علمي وي را ارتقاء بيشتري بخشيده است.

اينک براي آشکار شدن نظريه علماء به اظهار نظر برخي از آنها درباره حسين بن سعيد اشاره مي گردد.


نجاشي
ايشان بطور غيرمستقيم و با تعريف و تمجيد از کتابهاي حسين بن سعيد شخصيت او را ستوده و در اين رابطه گفته است: کتابهاي حسين بن سعيد و برادرش بسيار خوب و نيکو بوده و همگان به آنها عمل نموده اند(65).


شيخ طوسي
در «رجال» و «فهرست» خود به ستايش حسين بن سعيد پرداخته و صراحتا او را فردي مورد وثوق و اطمينان دانسته و چنين گفته است: حسين بن سعيدبن حماد... ثقه(66).

علامه حلّي متوفاي 726 هجري نيز در کتاب «خلاصةالرجال» خود به توصيف و تشريح شخصيت والامقام حسين بن سعيد پرداخته و از او بطوري شايسته نام برده و چنين گفته: ...ثقة عين جليل القدر(67)...

ساير دانشمندان رجال شيعه همچون: ابن شهرآشوب، ابن داود و برقي و... نيز به معرفي و ستايش اين راوي و عالم جليل القدر پرداخته اند.

در ميان رجال نويسان متأخر نيز حسين بن سعيد داراي منزلت و بزرگي خاص بوده است و آنها نيز از منظر خود به تمجيد شخصيت او پرداخته اند. از اين بين مي شود به مرحوم محقق اردبيلي صاحب «جامع الرواة»، علامه سيدحسن امين مؤلف «اعيان الشيعه». سيدحسن صدر صاحب «تأسيس الشيعه». علامه ميرزا محمدباقر موسوي خوانساري مصنف «روضات الجنات» و مرحوم آيةاللّه خوئي تاليف گر کتاب ارزشمند «معجم رجال الحديث»، اشاره داشت.

حسين اهوازي نه تنها در ميان نوشته ها و آثار رجالي شيعه نام برده شده است بلکه صفحات بعضي از کتابهاي رجال اهل سنت نيز با نام او مزين گشته و مؤلفين آنها را وادار به معرفي و اعتراف نسبت به شخصيت بلندمرتبه اين عالم و راوي شيعي نموده است. از ميان کتابهاي اهل سنت که به معرفي حسين بن سعيد پرداخته اند، ابن نديم بيشترين و بهترين کلمات را در توصيف و توضيح اين شخصيت شيعي بکار برده است. او در اين رابطه چنين گفته است: ...او سع اهل زمانهما علما بالفقه والآثار والمناقب و غيرذالک من علوم الشيعه(68)... او و برادرش در زمان خود عالم ترين افراد در زمينه هاي فقه، تاريخ، مناقب و ساير علوم شيعي بوده اند.

پس از ابن نديم برخي ديگر نيز از حسين بن سعيد نام برده و فقط به معرفي مختصر او اکتفا کرده اند که از اين ميان مي شود به ابن حجر عسقلاني(69) در «لسان الميزان» و عمر رضاکحاله(70) در «معجم المؤلفين» اشاره نمود.


آغاز سفر ابدي
حسين بن سعيد اهوازي پس از عمري تلاش پيگير خالصانه، در جهت ترويج و تقويت مباني شيعه، و قبول مهاجرتها و مرارتهاي فراوان در راستاي نقل آثار اهل بيت (ع) و حفاظت آنها، و نيز تعليم و تربيت شاگرداني توانمند و عالم و بجاي گذاشتن احاديث و روايات فراوان و کتابها و آثار گوناگون، براي رسيدن به بهشت رضوان الهي لحظه شماري کرده و درپي ديدار مطلب و مقصود خويش بي صبرانه بر توسن رهوار مرگ سوار گشته و آماده سفر به ديار ابدي معبود گشت.

او در آخرين لحظات عمر خويش در منزل شاگرد خود حسين بن حسن بن ابان به سر مي برد و کتابهاي خود را نيز به او وصيت کرد و سرانجام از همان خانه روحش به ملکوت اعلي پيوست و بدرود حيات گفت(71). به گفته اکثر دانشمندان علم رجال حسين بن سعيد در شهر قم وفات يافت، امّا از محل دفن او و زمان وفات او هيچگونه تاريخ دقيق و روشني در دست نيست. اگرچه عمر رضاکحّاله در «معجم المؤلفين» و دهخدا در فرهنگ خود (گويا به تبع از عمر رضا کحّاله) او را تا سال 300 هجري داراي حيات دانسته اند ولي بعيد به نظر مي رسد، مگر آنکه وي را داراي عمري طولاني بالغ بر 110 سال بدانيم.


«پي نوشتها»
1 - مرحوم نجاشي کنيه «ابومحمد» را متعلق به حسن بن سعيد برادر حسين اهوازي مي داند. (رجال نجاشي ص 58).

2 - اعيان الشيعه، ج 6ع ص 27.

3 - فهرست شيخ طوسي، ص 58.

4 - همان.

5 - رجال برقي، ص .54 (ضمن مقدمه رجال ابن داود).

6 - رجال شيخ طوسي، ص 372.

7 - رجال کشي، ص 551.

8 - فهرست شيخ طوسي، ص 58.

9 - المنجد في اللغه واژه «ولي».

10 - فهرست ابن نديم، ص 277، ف 5، م 6.

11 - رجال برقي ص 56 - .54 (ضمن مقدمه رجال ابن داود)

12 - رجال کشي، ص 551.

13 - رجال شيخ طوسي، ص 399.

14 - رجال نجاشي، ص 58.

15 - رجال شيخ طوسي ص 373 - 399 - 412.

16 - همان و فهرست، ص 58.

17 - جامع الرواة، ج 1، ص 241.

18 - روضات الجنات، ج 2، ص 310.

19 - رجال برقي ص 56 - 54 (در مقدمه رجال ابن داود).

20 - خلاصةالرجال، ص 25.

21 - معالم العلماء، ص 40.

22 - لسان الميزان، ج 2، ص 284.

23 - تأسيس الشيعه، ص 328.

24 - فهرست ابن نديم، ص 277، ف 5، م 6.

25 - معجم المؤلفين، ج 4، ص 10.

26 - معجم رجال الحديث، ج 5، ص 250.

27 - رجال نجاشي، ص 327 - 326.

28 - همان.

29 - معجم رجال الحديث، ج 5، ص 250.

30 - رجال نجاشي، ص 197.

31 - همان.

32 - همان.

33 - همان.

34 - معجم رجال الحديث، ج 5، ص 251.

35 - رجال شيخ طوسي، ص 362.

36 - معجم رجال الحديث، ج 5، ص 253.

37 - خلاصةالرجال، ص 13.

38 - همان.

39 - رجال شيخ طوسي، ص 366 - 397 - 404.

40 - معجم رجال الحديث، ج 2، ص 301.

41 - همان.

42 - رجال نجاشي، ص 76.

43 - رجال شيخ طوسي، ص 398 - 410.

44 - معجم رجال الحديث، ج 2، ص 266.

45 - رجال شيخ طوسي، ص 430.

46 - همان (في من لم يروعنهم).

47 - رجال علامه حلّي (خلاصةالرجال)، ص 25.

48 - رجال شيخ طوسي، پاورقي ص 430.

49 - همان (في من لم يروعنهم).

50 - رجال نجاشي، ص 58.

51 - همان، ص 58 - 59.

52 - فهرست شيخ طوسي، ص 58.

53 - فهرست ابن نديم، ص 277، ف 5، م 6.

54 - معجم المؤلفين، ج 4، ص 10.

55 - لسان الميزان، ج 2، 284.

56 - رجال نجاشي، ص 55 - 59.

57 - الذريعه، ج 12، ص 64.

58 - همان، ج 1، ص 62.

59 - روضات الجنات، ج 2، ص 310.

60 - معجم رجال الحديث، ج 5، ص 250.

61 - کافي، ج 1، ک 3، ب 2، ح 2.

62 - کافي، ج 6، ک 1، ب 5، ح 2.

63 - جامع الرواة، ج 1، ص 241.

64 - تهذيب، ج 10، ح 549.

65 - رجال نجاشي، ص 58.

66 - رجال طوسي، ص 372، فهرست، ص 58.

67 - رجال علامه، ص 25.

68 - فهرست ابن نديم، ص 277، ف 5، م 6.

69 - لسان الميزان، ج 2، ص 284.

70 - معجم المؤلفين، ج 4، ص 10.

71 - پاورقي رجال شيخ طوسي، ص 430.

 
 
آثار:
کتاب تفسيرالقرآن
الدعاء
الملاحم
الديات
الحدود
الفرائض
الوصايا
حقوق المؤمنين و فضلهم
کتاب المروّة
الزهد
المثالب
المناقب
الرّد علي الغلاة
التقيه
الزيارات
الأشربه
المکاسب
الصيد والذبائح
الشهادات
الخمس
التجارات و الأجارات
الأيمان و النذور
کتاب الوضو
الصلوة
الزکاة
الصوم
الحج
النکاح
الطلاق
العتق و التدبير والمکاتبه
 


تاريخ بروز رساني : دوشنبه 16/09/88 ساعت 22:30

کلیه حقوق این پایگاه برای حوزه علمیه میبد محفوظ می باشد. نقل خبر فقط با ذکر منبع مجاز می باشد.