مهدي امامي اميري
 سيره عملي و اخلاقي علما
 جايگاه و عملكرد علماي شيعه
 علم و عالم در فرهنگ اسلامي
 زندگينامه علما و بزرگان
 جلوه علما
 جلوه هاي سياسي اجتماعي علما
 مهدي امامي اميري

نام هاي ديگر: حاج شيخ مهدي امامي اميري ،،
موطن: بابل 
تاريخ وفات: 1378قمري 
-----------------------------------------------------------------------
 

فقيه آزاده

عبدالرحمن باقرزاده آملي

 

شهر بابل از دير باز ملجأ و مأواي جويندگان و طالبان علم و معرفت از سراسر مازندران و خاستگاه علما نام آور بوده است.

در قرون اخير، خصوصا در قرن گذشته مدارس علمي در بابل از رونق فراواني برخوردار بود، و به خاطر حضور اساتيد برجسته، مجتهدين و فرهيختگاني والا مقام از حوزه هاي علمي بابل برخاسته و چون ستارگاني فروزان در جهان علم و فقاهت درخشيدند.

سعيد العلماأ بار فروشي ؛ ( 187 -1270ق) ، شيخ زين العابدين بن مسلم بارفروشي؛ ( 1227 -1309ق) ، شيخ عبداللّه مازندراني؛( 1256 -1330ق) ، از رهبران مشروطيت، سيد عبدالغفار مازندراني؛( متوفي 1365ق) ملا محمد اشرفي؛( 1219 -1315ق) ، شيخ کبير مازندراني؛( 1240 -1345ق) ، علامه کبير شيخ محمد صالح علامه مازندراني ( 1297 -1391ق) تنها چند تن از بزرگان اين ديار هستند.

از ديگر ستاره هاي پر فروغ اين شهر مي توان از حضرت آية اللّه حاج شيخ مهدي امامي اميري ( ره) نام برد که مقاله حاضر نگاهي گذرا به زندگي و شخصيّت ممتاز آن عالم فرزانه دارد.


ولادت
آية اللّه حاج شيخ مهدي امامي اميري ( ره) در سال 1302قمري در امير کلاي بابل (1) و در خانواده اي مذهبي ديده به جهان گشود. از همان دوران کودکي به خاطر روح پاک و علاقه سرشار با قرآن آشنا شد و سنين نوجواني به حوزه علميه بابل راه يافت و به تحصيل علوم مقدس ديني پرداخت.


تحصيلات و اساتيد
وي پس از ورود به مدرسه آستانه بابل و اقامت در آن، علوم مقدماتي و سطوح عالي را از محضر اساتيد گرانقدر فرا گرفت، برخي از استادان او عبارتند از:

-1آية اللّه شيخ علي اصغر مجتهد مازندراني ( 1245 -1330ق) ؛ او از فقهاي بزرگ و از شاگردان ميرزا حبيب اللّه رشتي ( ره) ، ميرزا حسين ميرزا خليل تهراني و مرحوم آخوند خراساني ( ره) بود.

يکي از علماي بابل براي نگارنده اظهار داشت؛ استفتائاتي از مازندران به نجف اشرف مي رفت، ولي مراجع بزرگ نجف آن را برگردانده و مي فرمودند:« از شيخ علي اصغر مجتهد استفتاء کنيد» .

-2شيخ اسماعيل بن حداد، متوفي 1327قمري، وي از بزرگان و شاگردان مرحوم سعيد العلماء و مرحوم ملا محمد حمزه شريعتمدار بابلي ( ره) و هم عصر با ملا محمد مقدس اشرفي ( ره) بود. بنا بر نقل بزرگان معاصر، مرحوم اشرفي براي مقام والاي علمي و فقهي ايشان احترام زيادي قائل بود. -3آية اللّه شيخ محمد حسين شريعتمدار ( ره) ( 1240 -1320ق) ؛ از علماء بزرگ بابل بود و در نقباء البشر(2) از وي تمجيد شده است.

-4آية اللّه سيد احمد استاد ( ره) ( 1280 -1365ق) ؛ از شاگردان مرحوم آخوند خراساني ( ره) ، آقا سيد محمد کاظم يزدي ( ره) و ملا فتح اللّه شيخ الشريعه اصفهاني ( ره) و از علماي با نفوذ بابل بود.

مرحوم حاج شيخ مهدي امامي ( ره) با آنکه از اين اساتيد استفاده فراوان برد، اما روح بلندش همچنان از عطش علم در التهاب بود و در پي چشمه هاي ديگر مي گشت، لذا راهي تهران شد و از محفل علمي استادان مختلف بهره هاي وافري در سطوح عالي و دروس استدلالي برد و در زمره زبده ترين شاگردان آن بزرگواران در آمد. استادان والا گهر او در تهران عبارتند از:

-1شهيد حاج شيخ فضل اللّه نوري( ره) .

-2آقا سيد علي اکبر لاهيجاني ( ره) .

-3آخوند ملا محمد ( ره) ؛ صاحب حواشي بر شرح شمسيّة. (3)

معظّم له پس از چند سال اقامت در تهران، عازم عتبات عاليات گشته و در نجف اشرف از خرمن پر فيض بزرگان فقاهت استفاده کرد و از اساتيد بزرگ، به اخذ اجازه اجتهاد مفتخر گشت. اساتيد وي در عراق عبارتند از:

-1حضرت آية اللّه شيخ عبداللّه مازندراني ( 1256 -1330ق) ؛ از رهبران مشروطه که در کتابهاي رجال از ايشان به عنوان « علامه محقق، فقيه اصولي و يکي از اعاظم و اکابر علماء اماميه» ياد شده است.

-2آخوند خراساني( 1255 -1329ق) ؛ صاحب کفايه.

-3آقا سيد محمد کاظم يزدي، صاحب عروه.

-4شيخ الشريعه اصفهاني.(4)

مدت اقامت ايشان در حوزه علمي نجف اشرف از پر بارترين دوران زندگي اين عالم فرزانه به شمار مي رود. شخصيّت علمي و معنوي وي در اين دوره شکل گرفت، روح تشنه اش سيراب گرديد و به قلّه رفيع اجتهاد دست يافت،ه و با کوله باري از علم و معنويت راني بابل گشت، شيخ مهدي در اميرکلا ساکن گشت و به ارشاد مردم و ترويج شريعت مقدس نبوي پرداخت. او با هوشياري و تحمّل سختي هاي مردم منطقه را در امور ديني و اجتماعي رهبري مي کرد، به اين ترتيب قلوب زيادي به سوي او جذب شدند و او توانست ضمن پراختن به امور علمي و اشتغال به تدريس، سرآمد رجال علمي منطقه گردد.

هجرتي ديگر
شيخ مهدي پس از چند سال اقامت در وطن، يک بار ديگر در سال 1348قمري، عازم شهر مقدس قم (5) گرديد و به بهره گيري از ذخاير سرشار علمي خود، به تدريس دروس عالي در فقه و اصول و همچنين تفسير قرآن و فلسفه و علوم معقول پرداخت.(6)

مدت چنداني از اقامت آن مجتهد عالي مقدار در قم نگذشت، که به خاطر جذابيّت بيان و بهره مندي از قدرت ممتاز علمي، مورد توجه علما، فضلا و طلاب قرار گرفته و شاگردان فراواني در محفل علمي او گرد آمدند.

شيخ در قم از مدرسين عظام حوزه علميه قم به حساب مي آمد، چنانچه در نجف اشرف نيز بر کرسي تدريس مي درخشيد و شاگردان ورزيده اي از محضرش بهره مند گشتند.

حضرت آية اللّه محفوظي از علماي معاصر قم براي نگارنده نقل فرمود:

« چند جلسيه اي از دروس ايشان را درک کردم، واقعا جامعيّت داشتند و مخصوصا در تراجم و رجال خيلي مهارت داشت، درس تفسير و اسفار ايشان، آميزه اي از تفسير و حديث و رجال و فلسفه و حتي روضه بود. معظم له ارادت شديدي به شيخ فضل اللّه شيهيد داشت و معمولا از ايشان يادآوري مي کرد و خود اشک مي ريخت.»

صفت بر جسته آن استاد فرزانه، جديّت و خستگي ناپذيري وي در امر تدريس و همت بلندشان در راه تربيت شاگرداني وارسته و ممتاز بوده است. بطوري که طبق نقل بعضي از تلاميذ معظم له که در حکمت و علوم معقول افتخار شاگرديشان را داشتند، وي از صبح تا ظهر در مسجد سلماسي بر کرسي تدريس تکيه زده و شاگردان را از مباحث مختلف بهره مند مي ساختند.

به هر حال مقام بلند علمي و معنوي آن رادمرد، مورد قبول و عنايت همه علما و مجتهدين بود.

مرحوم حضرت آية اللّه حاج سيد ابوالحسن حسيني ( ره) ، متوفي 1376ش؛ براي نگارنده حکايت کرد:

« پس از ارتحال مرجع عاليقدر حضرت آية اللّه العظمي حاج شيخ عبدالکريم حائري( ره) ، آن بزرگوار به خاطر برخورداري از امتيازات لازم، کانون توجه علماء اعلام براي احراز مقام مرجعيّت و زعامت حوزه علميه قم گرديد. اعاظم حوزه علميّه چون مرحوم آية اللّه سيد صدر الدين صدر( ره) و مرحوم آية اللّه حجت ( ره) و ديگران از ايشان دعوت کردند تا زعامت حوزه را ره عهده بگيرند، ولي معظم له از قبول مسؤوليت امتناع کرده و بر تکيه بر کرسي تدريس را ترجيح دادند و از همين راه دانشوران برجسته اي را تربيت نمودند» .


ارادت علما
مرحوم حاج شيخ مهدي ( ره) با وجود امتناع از زعامت و مرجعيت عامه، به خاطر مقام و منزلت علمي و معنوي، همواره مورد احترام علماي طراز اول قم و مراجع عظام تقليد بود، چنانکه بين ايشان و آية اللّه العظمي بروجردي ( ره) صميميّت فراواني وجود داشت. طبق فرموده حاج شيخ مهدي ( ره) ، آقاي بروجردي ( ره) هر ماه به منزل ايشان مي آمد.

مرحوم حضرت آية اللّه ميرزا هاشم آملي نيز مي فرمود:

« آية اللّه بروجردي ( ره) که از درس تا منزل و از منزل تا حرم مطهر با درشکه رفت و آمد مي کرد، هر وقت از چندين متري آقا شيخ مهدي اميري ( ره) را مي ديد، از درشکه پياده شده و از جلوي ايشان سواره ردّ نمي شد، آنها با هم دوست صميمي و وصيّ يکديگر بودند...»

مرحوم آية اللّه حسيني ( ره) بابلي متوفي 1376ش هم براي نگارنده نقل کرد: « زماني مرحوم آقاي بروجردي ( ره) جلوي حرم مطهر حضرت معصومه ( س) ، مرحوم آقاي شيخ مهدي را ديد که عبا به سر کشيده و طيّ مسير مي کردند، آقاي بروجردي ( ره) جلوتر آمد و به ايشان سلام کرد، ولي آقا شيخ مهدي متوجه نشد. پس از توجه، ضمن عذر خواهي از آقاي بروجردي، فرمود ببخشيد که متوجه نشدم، چون ما از اموات هستيم.

آقاي بروجردي ( ره) فرمود: نه شما از احياء هستيد و ما از اموات هستيم» .

البته روشن است که مراد هر دو بزرگوار حيات معنوي و روحاني است و داستان نشان دهنده عمق تواضع و فروتني آن بزرگان است.

نمونه ديگر از ارادت علماء قم، مخصوصا حضرت امام خميني قدس سره به ايشان داستاني است که يکي از روحانيون بزرگوار براي راقم اين سطور نقل کرد:

« زماني مرحوم حاج شيخ مهدي از سفر مشهد مقدّس برگشته بود. علماء زيادي به ديدار ايشان آمده بودند. در منزل ساده شيخ مهدي، از خادم و کارگر خبري نبود، کسي هم نبود که از علماء پذيرايي کند، حضرت امام خميني که در آن زمان شهرت فراواني نيز پيدا کرده بود و در جمع علماء ديدار کننده حضور داشت، وقتي وضع را چنين ديد، شخصا بلند شده و به آشپزخانه رفت و چاي آماده کرد و از علماء حاضر پذيرايي کرد» .

اين امر از طرفي گوياي بزرگواري و تواضع حضرت امام خميني قدس سره و از طرف ديگر بيانگر مقام والاي مرحوم حاج شيخ مهدي و ارادت علماء قم به ايشان است.


ويژگيها
بيان ويژگيهاي عالي فرهيخته، چون مرحوم حاج شيخ مهدي ( ره) کاري بس مشکل است از اين روي تنها به بعضي از آن ويژگيها به طور گذرا مرور مي کنيم.

صراحت و قاطعيت
در بيان حقايق ابائي نداشت و علماء و مردم کهنسال منطقه خاطره هاي فراواني از اين ويژگي شيخ مهدي به ياد دارند. دوران زندگي ايشان مصادف با حکومت رضاخان بود که به فرمان اربابان خارجي خود، کيان اسلام را هدف گرفته بود و به رواج فساد و بي بند و باري دامن مي زد. از اين رو، عالمان شجاع و دانشمندان بزرگ به مبارزه با طاغوت و پاسداري از حريم ارزشهاي اسلامي و دين و عفاف پرداختند. در اين ميان مرحوم حاج شيخ مهدي نيز ساکت ننشست. در سخنرانيها، با قاطعيت و صراحت لهجه، اقدامات رضاخان از جمله، بي حجابي و طرح متحدّ الشکل کردن لباس را محکوم و در منابر علنا از گناهان رايجي چون، رباخواري و ريش تراشي به شدّت انتقاد مي کرد.

وقتي در منازل افراد براي افطار، شرکت مي کرد و مجلس را خالي از فقراء و مساکين و محلّ اجتماع اغنياء مي يافت،ه ه به ميزبان اعتراض مي کرد و مي فرمود:

« چرا فقرا و مساکين را دعوت نکرده اي؟ اين مهمانها که همه شان از اغنياء و تأمين شده هستند. بايد افرادي را دعوت کنيد که محتاج حضور بر سراين سفره ها هستند» .

هر گاه گناهگاري را مي ديد هر چند شخص مهمّي باشد، بي پرده به او تذکر مي داد، يکي از علماء بابل در اين رابطه داستان زير را براي نگارنده نقل فرمود:

« در يک مجلس مهماني، در تهران که مرحوم حاج شيخ مهدي حضور داشتند، يکي از صاحب منصبان ارتش در حالي که انگشتري از طلا به دست داشت، حاضر بود، آن بزرگوار به او رو کرده و فرمود: مگر نمي دانيد انگشتر طلا حرام است؟! چرا به دست گذاشتيد؟!.

او هم وقتي اين قاطعيت را ديد، بدون درنگ انگشتر را بيرون آورده و در جيب خود گذاشت. بعد از صرف غذا و رفتن مهمانان، صاحب منزل رو به آقا کرد و گفت: « آقا ايشان از صاحب منصبان - مقامات عالي رتبه - ارتش بود، چرا اين حرف را زديد؟! آبروي ما را برديد.

معظم له فرمود: اگر قبل از ناهار اين حرف را مي زدي، در منزل شما غذا نمي خوردم، چرا که از « نهي از منکر» جلوگيري مي کنيد» .

داستاتي ديگر از قاطعيت ايشان را يکي از ملازمين شيخ مهدي براي نگارنده نقل فرمود:

در زمان حاج شيخ مهدي( ره) ، دو تن از روحانيون مبارز را دستيگير و به کلانتري بردند. او شخصا به کلانتري رفته و با عصا به فرمانده پاسگاه اشاره کرد و فرمود: « اينها را آزاد کنيد و با من بفرستيد و گرنه هر چه ديديد از چشم خودتان ديديد» فرمانده پاسگاه هم در مقابل اين قاطعيت، بدون مقاومت در همان وقت آنها را آزاد کرد.

تبعيد
در نتيجه مبارزه با رضاشاه، به کاشان تبعيد شد. ماجرا از اين قرار بود که؛ پس از ماجراي ننگين کشف حجاب و ساير اقدامات رژيم طاغوتي، مرحوم آية اللّه العظمي حاج شيخ عبدالکريم حائري( ره) ، پيامي اعتراض آميز خطاب به شاه نوشتند، و مراتب انزجار خود را از اين اقدامات ضد دين اعلام داشت. رضاخان با بي ادبي تمام پاسخ داد

« حجة الاسلام حاج شيخ عبدالکريم؛ اين حرف از اراجف است و کساني که شما را محرّک بوده اند، تعقيبشان مي کنيم» .

پس از آن چند نفر به کاشان تبعيد شدند، که يکي از آنها مرحوم حاج شيخ مهدي مازندراني ( ره) بود. يکي از نويسندگان معاصر، ضمن معرفي معظم له به عنوان يکي از « مشروطه خواهان اصيل» به تبعيد وي اشاره کرده مي نويسد:

« تعدادي از رجال سرشناس مشروطه خواه اصيل، بعد از آنکه پرده ها از روي واقعه مشروطه به کنار رفت... جمعي از مشروطه خواهان اصيل مانند... حاج ميرزا مهدي مازندراني ( ره) يکي از شاگردان بنام مرحوم حاج شيخ فضل اللّه نوري( ره) شهيد،که در ماجراي کشف حجاب نيز به اتّهام تحريک آية اللّه حاج شيخ عبدالکريم حائري ( ره) در ارسال تلگراف اعتراض به رضاشاه توسط او از قم به کاشان تبعيد شد و... از همه جريانات سياسي سخيف آن روزگار زده شدند و به نحوي خود را به جريان فکري و فرهنگي مرحوم حاج شيخ عبدالکريم حائري در قم منسوب ساختند...» .(7)

مرحوم آية اللّه العظمي اراکي ( ره) در خاطرات خود، ضمن بيان اين مطلب مي فرمايد:

« نتيجه آن ( نامه شيخ عبدالکريم حائري) اين بود که ؛ رضاخان گفته بود: اين حرف اراجف است، محرّکين شما تعقيب خواهند شد، عده اي از جمله شيخ مهدي مازندراني را که در قم ساکن بود و از بزرگان و اساتيد محسوب مي شد و آدم موقّري بود و از خصّيصين مرحوم شيخ فضل اللّه نوري بوده است که به دارش ردند، او نيز به کاشان تبعيد شد...» .(8)

سخنوري
از ديگر ويژگيهاي معظّم له جذابيّت کلام و اقتدار و توانمندي در سخنراني بود. سخنان وي در اعماق جان مستمع نفوذ مي کرد و افراد را به شدّت منقلب مي کرد. علت اين نفوذ کلام، قاطعيّت و صراحت در گفتار و طهارت نفس و قداست روح بود، چرا که وي مجسمه تقوا و صداقت و پاکي و پاي بندي به فضايل انساني بود و در تهذيب نفس و سير در ميادين عشق و معرفت بي نظير و الگوي بزرگي براي سالکان و پويندگان طريق هدايت محسوب مي گشت. به خاطر عظمت معنوي، سخناني که از اعماق جانش تراوش کرده و از انفاس قدسي و مسيحايي اش بيرون مي آمد، تا اعماق جان شنوندگان نفوذ مي کرد. البته قبول مسؤوليت سخنراني و منبر براي عامّه مردم با وجود آن مقام شامخ علمي و شهرت عظيم، خود حاکي از روح متواضع و فروتني آن بزرگوار و قبول رنج و مشقّت فراوان، براي ترويج شريعت و تهذيب نفوس مردم بود. شيخ موعظه مردم را به عنوان دستور و وظيفه شرعي تلقّي مي کرد و به آن اهميت زياد مي داد.

طبق نقل مرحوم آية اللّه حاج سيد ابوالحسن حسيني، پس از فوت مرحوم سيد محمد باقر( ره) ، معروف به امام جمعه ( در سال 1326شمسي) ، که فردي نافذ و منصوب از طرف حکومت بود و در مسجد کاظم بيک نماز جمعه و جماعت اقامه مي کرد، مردم بابل از مرحوم حاج شيخ مهدي دعوت کردند تا بار ديگر به بابل مراجعت کرده، در مسجد کاظم بيک به اقامه جماعت و رتق و فتق امور بپردازند.

پس از اين دعوت، هر چند ايشان از مراجعت دائمي امتناع کرد اما در ماه مبارک رمضان به بابل آمد و در مسجد کاظم بيک به اقامه جماعت و تبليغ احکام و ترويج معارف دين پرداخت. البته پس از چند سال به اصرار مردم اميرکلا، ماه مبارک رمضان را در مسجد جامع اميرکلا به اقامه جماعت و احياء شعائر ديني پرداخت. قدرت خطابه ايشان که با صفاي درون همراه بود زبانزد خاص و عام بود و اهل معرفت پاي سخنانش به شدّت مي گريستند.

شيفتگان معارف دين براي درک حضور ايشان و استفاده از بيانات شيوا و جذّاب وي، از روستاهاي دور و نزديک، خود را به مسجد جامع « امير کلا» مي رساندند تا از انفاس قدسي ايشان بهره مند گردند.

آري، نفس قدسي آن مرد خدا در تبليغ و ترويج شعائر دين و ايجاد روحيه ديني و مذهبي در آن منطقه نقش بسزايي داشته و با وجود سپري شدن حدود چهل سال از رحلت ايشان، هنوز هم ياد و سخنان دلنشين وي در بين مردم آن سامان زنده است.

زهد و اقامه سنتها
بارزترين ويژگي مرحوم حاج شيخ مهدي امامي زهد بي مانندش بود.

وي از مناعت طبع بالايي برخوردار بود. با آنکه در موقعيتي بود که مي توانست از زندگي خوبي بهره مند باشد، ولي هرگز زندگي خود را به مظاهر مادّي نياراست. او همواره فقيرانه مي زيست و در تنگي معيشت بسر مي برد، آنچنان که هميشه زهدش بين علماء و بزرگان مشهور بود.

در رابطه با زندگي سخت و عنايت ويژه حق تعالي به ايشان، يکي از ملازمين موثق آن بزرگوار براي نگارنده نقل کرد: شخصي هر چند وقت، مقداري از ما يحتاج عمومي آنها را به منزلشان مي آورد، تا آنکه روزي تقاضاي ناروايي از معظم له کرد که ايشان هم از قبول آن امتناع کرد. همسر مکرمه ايشان، ضمن اعتراض گفت: چرا تقاضاي ايشان را برآورده نکردي؟ چرا که ديگر همين مقدار ما يحتاج را نخواهد آورد.

ايشان فرمود: اين آقا نيست که اينها را مي آورد، اينها از جاي ديگر مي رسد.

چندي نگذشت که از آن شخص خبري نشد و اتّفاقا کس ديگري مي آمد و چيزهايي براي آنها مي آورد.

او به سنتهاي اسلامي، ادعيه، اذکار و توسلات به محضر اقدس خاندان عصمت و طهارت (ع) و بر پايي و شرکت در مجالس سوگواري اهل بيت (ع) سخت پاي بند بود و ديگران را نيز به اين امور سفارش مي فرمود. در ايام مخصوص عزاداري، در بيت شريف خويش محافلي برگزار کرده و به سوگ مي نشست.

يکي از نزديکان موثّق وي مي گويد: هر وقت معظم له در ماه مبارک رمضان براي امور تبلبغي وارد بابل مي شد، مقيّد بود که به منزل بستگان نزديک و حتي وابستگان دور و درجه دوم و سوم رفته و صله رحم کند و اين امر نيز از بزرگواري و فروتني آن شخصيت ممتاز عالم اسلام حکايت دارد.

تأليفات
از آن استوانه فقه و فضيلت، آثار ارزشمندي نزد بازماندگان وي باقي مانده است. تا آنجا که نگارنده اطلاع دارد هنوز تأليفات گرانسنگ آن فقيه فرزانه به چاپ نرسيده و آن همه ميراث ذي قيمت فرهنگي به جامعه علمي عرضه نگشته است، غير از رساله علميه معظّم له که در زمان حيات ايشان براي عمل مقلّدين به چاپ رسيد.

حاج شيخ مهدي امامي ( ره) در اواخر عمر شريف خود، به بيماري سختي مبتلا گشته، و در يکي از بيمارستانهاي تهران بستري شد و سرانجام پس از عمري سرشار از همت و تلاش، در دهم جمادي الثاني سال 1378قمري، ديده از جهان فرو بست. خبر ارتحال وي به سرعت در بابل پيچيد و هاله اي از غم و اندوه سراسر منطقه را فرا گرفت، عدّه زيادي از مؤمنين و مريدان معظم له براي مراسم تشيع راهي قم شدند.

پيکر پاک وي با احترام به قم منتقل شد و پس از تجليل فراوان و باشکوه خاص تا حرم حضرت معصومه ( س) تشييع شد.

در اين مراسم با شکوه علماء و بزرگان زيادي چون حضرت آية اللّه العظمي بروجردي( ره) و حضرت آية اللّه العظمي گلپايگاني ( ره) حضور داشتند و مرحوم آقاي بروجردي آنچنان از اين مصيبت تحت تأثير قرار گرفتند که طبق گفته شاهدان عيني، آن بزرگوار پابرهنه در تشييع حاضر شد و بر پيکر مطهر آن بزرگوار نماز خواند. پيکر پاک آن مرحوم پس از انجام تشريفات مذهبي در قبرستان شيخان ( جنب در ورودي غربي شيخان) به خاک سپرده شد. والسلام عليه يوم ولد و يوم مات.

پي نوشتها:
1- رازي، محمد، آثار الحجة، ج 2ص .77

2- ج 1ص .297

3- رازي، محمد، آثار الحجة، ج 2ص .77

4- همان، مدرک.

5- همان، مدرک.

6- همان، مدرک.

7- شکوري، ابوالفضل، سيره صالحان، ص .329

8- همان، ص .334

 
 
آثار:
رساله علميه
 


تاريخ بروز رساني : چهارشنبه 18/09/88 ساعت 16:25

کلیه حقوق این پایگاه برای حوزه علمیه میبد محفوظ می باشد. نقل خبر فقط با ذکر منبع مجاز می باشد.