احمد بن داوود قمي
نام هاي ديگر: احمد بن داوود بن علي قمي ، نام پدر : داوود تاريخ وفات: 333قمري --------------------------------------------------------------------------
همجوار نور
علي محمدي يدک
ابوالحسين(1) احمد بن داوود بن علي قمي(2)، محدث و عالم بنام شيعي بود که - احتمالاً - در نيمه دوم قرن سوم هجري زاده شد. او بخش زيادي از عمرش را در شهر قم گذراند و به همين دليل به «احمد بن داوود قمي» نيز معروف شد. محل تولدش همانند بسياري از صحنه هاي زندگي او نامعلوم است. پدرش داوود بن علي بود که در منابع موجود، گزارشي از شرح حال او ديده نشد.
ازدواج احمد بن داوود با خواهر سلامة بن محمد - از شيعيان جليل القدر - پيمان زناشويي بست، بعد از آن به اتفاق همسرش رهسپار قم شد و در آنجا سکني گرفت. حاصل اين ازدواج مبارک، فرزندي شد که او را، «محمد» نام کردند و بعدها در زمره عالمان و فقيهان نامدار آن روزگار جاي گرفت.(3)
سفرها احمد بن داوود در طول حيات خود به شهرهاي زيادي سفر کرد، ابتدا به شهر قم کوچيد و چندين سال همانجا زيست، بعد از مرگ پدرش به سوي بغداد شتافت و مدتي آنجا ماند، در سال 333 ه . ق به شام رفت اما دوباره به شهر بغداد بازگشت و تا آخر عمر همان جا ماند.(4)
انگيزه احمد بن داوود از مسافرت به شهرهاي بزرگ آن روزگار، معلوم نيست؛ زيرا در گزارش هاي موجود سخني در اين باره به ميان نيامده است؛ اما، با توجه به جايگاه والائي که احمدبن داوود در ميان عالمان و راويان شيعي روزگار خود داشته است، - احتمالاً - عزيمت او به شهرهاي قم، شام و بغداد علاوه بر انگيزه هاي شخصي که نامعلوم است، براي به دست آوردن معارف شيعي و انتشار آن به ديگر بلاد بوده است. به همين منظور کار فرهنگي خود را در شهر قم آغاز و در کنار بزرگاني همچون «ابن بابويه قمي» فعاليت هاي فرهنگي را تعميق و سرانجام با سفر به بغداد و شام تکميل کرد.
روزگار احمد بن داوود عصر حيات احمدبن داوود قمي در کنار دگرگوني هاي اجتماعي آن زمان و حوادث و وقايع گوناگون، در بردارنده نکات مهم ديگري نيز بوده است، که از لابلاي گزارش هاي محدود موجود مي توان روزنه اي کوچک به آنها يافت.
نخستين نکته اي که از چشم انداز روزگار احمد بن داوود به نظر مي آيد، زيستن در عصر غيبت صغراي امام مهدي - عجل اللّه فرجه - است؛ احمد بن داوود قمي بيشتر عمرش را در اوضاعي گذراند که شيعيان مي توانستند از طريق نامه و به وسيله نايبان خاصّ حضرت صاحب الامر - عجل اللّه فرجه - با امام و مقتداي خود ارتباط برقرار کنند؛ اگر چه از چگونگي رابطه او با نايبان ويژه امام عصر - عجل اللّه فرجه - اطلاعي در دست نيست، اما با رسيدن به محضر بزرگاني همانند «محمد بن عبدالله حميري» که با امام زمان - عجل الله فرجه - در ارتباط بود، روح و جانش را از پرتوافشاني آن وجود مقدس نور و گرمي بخشيد.
محمد بن عبداللّه حميري، عالم و محدث والامقام شيعي و از بزرگاني بود که با حضرت بقية اللّه - عجل اللّه فرجه - مکاتبه داشت. او يکي از نامه هايش به امام زمان - عجل اللّه فرجه - را به احمد بن داوود نشان داد و احمد نيز با مشاهده دست خط مبارک حضرت و شنيدن آن از محمد بن عبداللّه حميري، آن را نقل کرد. اين نامه شريف در بخش روايت هاي احمد بن داوود قمي آمده است.
نکته ديگري که در روزگار احمدبن داوود قمي قابل ذکر است، هم عصر بودن وي با بسياري از دانشوران و فقيهان بنام شيعه است، او در زمان عالمان بزرگي همچون: علي بن حسين بن بابويه قمي - پدر شيخ صدوق و فقيه و بزرگ شهر قم - مي زيست و از محضر وي استفاده هاي فراوان مي برد، احمدبن داوود همپاي ابن بابويه قمي به ترويج و تبليغ مذهب تشيع مي پرداخت و در پاسداشت مرزهاي بنيادين مکتب اهل بيت نبوّت (ع) مي کوشيد.
مرحوم نجاشي (متوفاي 450 ه . ق) در اين باره گفته است:
«... احمد بن داوود با علي بن حسين بن بابويه مصاحبت و همراهي داشته است.»(5)
نيز مرحوم آقا بزرگ طهراني در کتاب ارزنده «الذريعه الي تصانيف الشيعه» چنين گفته است:
«... احمد بن داوود قمي از ياران ابن بابويه بود...»(6)
نکته آخري که درباره عصر زندگاني اين عالم و محدث والا مقام شيعي مي شود گفت، همزماني با حکومت شماري از خلفاي عباسي است؛ سلسله اي که از سال 132 ه . ق آغاز و تا سال 656 ه . ق ادامه يافت. آل عباس که با غصب خلافت، توده مردم را از حکومت صالحان محروم کردند، بيش از شش قرن بر ممالک اسلامي حکم راندند و از به قدرت رسيدن شيعيان و دست يازي آنان به مجاري حکومتي شديداً در هراس بودند.
نام برخي از حاکمان عباسي در روزگار احمد بن داوود قمي از اين قرار است: معتضد، مکتفي، مقتدر، قاهر، راضي، متقي، مستکفي و مطيع.(7) اين چند تن از سال 279ه.ق تا سال 363 ه . ق بر اريکه قدرت تکيه زدند، که احمد بن داوود نيز در اين دوران تاريک مي زيست.
در منابع موجود گزارشي از اين بخش زندگاني احمد بن داوود مشاهده نمي گردد، از اين رو تحليل و بررسي فعاليت هاي سياسي و اجتماعي و موضع گيري هاي او در مقابل حکومت، دشوار به نظر مي آيد.
جايگاه علمي از ويژگي هاي بارز احمدبن داوود قمي، قرار داشتن در ميان فقيهان و عالمان شيعي آن روزگار است. هر چند منابع موجود به جزئيات اين بخش از زندگي او نپرداخته اند، گزارش هاي محدودي که در دست هست، نشان مي دهد که وي در پي کسب دانش و معرفت و نشر آنها، با حضور نزد اساتيد و دانشمندان بزرگ آن عصر، تعليم و تربيت شاگردان و تأليف کتاب، به جايگاه والايي از علوم و معارف اسلامي دست يافت.
اين بخش از زندگاني احمد بن داوود در سه قسمت: استادان، شاگردان و تأليف کتاب قابل بررسي است.
استادان برخي دانشوراني که احمد بن داوود قمي توفيق شاگردي آنان را يافته و از محضر آنها حديث نقل کرده است، از اين قرارند:
1 - ابوالحسن علي بن حسين بن بابويه قمي؛ از عالمان بنام شيعه، فقيه و مرجع ديني مردم قم و مورد اعتماد آنها بود.(8) او استاد بزرگ احمد بن داوود قمي به شمار مي آمد، و در جهت آموزش معارف حقيقي به شاگرداني همچون احمدبن داوود و رشد شخصيت علمي ايشان به خوبي کوشيد.
احمد بن داوود با استفاده از محضر چنين استاد ارجمندي به کسب علوم و معارف پرداخت و شمار زيادي از روايت هايش را از او نقل کرد، اين امر نشان مي دهد که وي - نسبت به ساير اساتيد - بيشتر به نزد ابن بابويه مي رفته و اغلب معارف و آموزه هاي ديني خود را از او مي آموخته است.
ابن بابويه قمي در سال 329 ه . ق درگذشت. شرح حال اين عالم توانمند شيعي در مجموعه ستارگان حرم (دفتر دوم، ص 23) نيز آمده است.
2 - ابوجعفر محمد بن عبداللّه حميري قمي؛ راوي ثقه و شخصيت وارسته شيعي بود، که با امام زمان - عجل اللّه فرجه - مکاتبه داشت.(9) احمد بن داوود از محضر وي نيز بهره برد، و به نقل روايت پرداخت، شرح حال اين راوي بنام شيعي نيز در مجموعه ستارگان حرم (دفتر هفتم، ص 303) آمده است.
3 - ابوجعفر محمد بن جعفر المؤدب القمي؛ معروف به ابن بطّه، از عالمان بنام شيعه بود، که بهره فراوان از علم و فضل داشت و نزد قمي ها از مقام و منزلت بزرگي برخوردار بود.(10) احمد بن داوود با استفاده از محضر اين دانشمند توانمند شيعي، به کسب دانش و نقل حديث پرداخت.
4 - اساتيد ديگر: احمد بن جعفر المؤدّب؛ محمد بن السندي؛ محمد بن قولويه؛ محمد بن الحسن الصفار،...(11) بزرگان ديگري بودند که احمد بن داوود قمي با حضور نزد آنان از خرمن دانش و معرفت ايشان خوشه هاي فراوان چيد.
شاگردان - احتمالاً - اشخاص فراواني پاي درس احمدبن داوود قمي مي نشسته و ضمن بهره مندي از محضرش، به نقل حديث مي پرداختند، اما در ميان روايت هاي موجود تنها نام دو تن از آنها ديده مي شود:
1 - محمد بن احمد بن داوود قمي؛ فرزند احمد بن داوود که از عالمان و محدثان بزرگ شيعه به شمار مي رفت، نجاشي - رجال نويس قرن پنجم هجري - در تجليل مقام او گفته است:
«.... محمد بن احمد بن داوود، فقيه و بزرگ شهر قم بود...»(12)
محمد بن احمد جايگاه والايي از علم و عدالت داشت،(13) و جز مواردي اندک تمام روايت هاي پدرش - احمد بن داوود - را خود نقل کرد. محمد بن احمد بن داوود در سال 368ه . ق درگذشت.(14)
2 - سلامة بن محمد؛ در ميان عالمان شيعي مقام بزرگي داشت و از محدثان ثقه و عالمان جليل القدر به شمار مي آمد؛ او برادر زن احمد بن داوود بود،(15) و شمار اندکي از روايت هاي وي را نقل کرد، از اين رو در رديف شاگردان احمد بن داوود نيز جاي گرفت. سلامة بن محمد در سال 339 هجري وفات يافت.(16)
تأليف کتاب بر اساس آنچه که مرحوم نجاشي و شيخ طوسي(17) - دو تن از عالمان برجسته شيعه در قرن پنجم هجري - آورده اند، احمد بن داوود نيز در شمار نويسندگان شيعي قرار داشت و به تأليف کتاب پرداخت. شيخ طوسي در اين باره چنين گفته است:
«... او دارنده کتاب نوادر بود که فوايد فراوان داشت.»(18)
مرحوم آقا بزرگ طهراني از عالمان معاصر - که آثار و نوشته هاي علماي شيعه را در طول چهارده قرن گذشته جمع آوري و در مجموعه ارزشمند «الذريعه» تدوين کرده است. - نيز با عنوان «کتاب النوادر لا حمد بن داوود بن علي القمي»(19) از تنها اثر احمد بن داوود نام برده است.
اکنون پس از گذشت يازده قرن فقط نام اين اثر در کتابهاي فهرست نگاري و رجال شيعه باقي مانده است، و هيچ اثري از خود کتاب - به طور مستقل - وجود ندارد.
بديهي است، با توجه به موضوع کتاب که احاديث اهل بيت (ع) بوده است، احتمال مي رود اين اثر نيز در کتابهاي بزرگ روائي شيعه ادغام شده باشد، زيرا بسياري از روايت هاي موجود احمد بن داوود در ميان کتاب هاي روائي موجود شيعه همانند، تهذيب شيخ طوسي، بحار الأنوار، وسايل الشيعه و... به چشم مي خورد.
احمد بن داوود در سخن دانشوران ابوالعباس نجاشي متوفاي 450 ه . ق - که از دانشمندان بنام شيعه در قرن پنجم هجري بود و در علم رجال تخصص و دقّت زيادي داشت. - در تمجيد شخصيت ممتاز احمد بن داوود قمي از کلمه «ثقه» دو بار استفاده کرده و گفته است:
«... کان ثقة ثقة...؛ احمد بن داوود مورد اعتماد بود، مورد اعتماد بود،...»(20)
اين جمله پر معناي نجاشي، که با تأکيد فراوان همراه است، نشان دهنده جايگاه والاي احمد بن داوود نزد عالمان آن روزگار است، زيرا مرحوم نجاشي فقط در تعريف اشخاص بلند مرتبه از چنين جمله اي بهره مي گرفته است.
دانشوران ديگري از رجال شناسان همچون: شيخ طوسي متوفاي 460ه.ق،(21) ابن داوود حلّي متوفاي بعد از 707 ه . ق(22)،... نيز صريحاً احمد بن داوود را توثيق کرده، جايگاه رفيع او را در ميان محدثان و عالمان بزرگ شيعه ستوده اند.
سخن آخر آنکه، احمد بن داوود در نگاه و سخن همه عالمان شيعي، راوي و عالمي ثقه بوده است.(23)
روايت نور ارزشمندترين بخش زندگي احمد بن داوود قمي - که رمز بقاء نام و ياد او در يازده قرن گذشته بوده است. - نقل سخنان نوراني اهل بيت نبوّت (ع) است. او با پيوستن به درياي بي کران معارف ناب، که از سرچشمه نبوّت و امامت فيض مي گرفت، خود را در حلقه محدثان ممتاز شيعي جاي داد و نامش را جاودانه کرد.
در اين بخش بر آنيم شمار و موضوع روايت هاي احمد بن داوود را - با توجه به گزارش هاي بسيار محدود - بيان کرده، در آخر با رايحه احاديثي که وي نقل کرده است، جان و دل مان را معطر سازيم.
علماي پيشين - از جمله مرحوم نجاشي، شيخ طوسي، ابن داوود،...(24) احمد بن داوود را کثير الحديث، يعني کسي که زياد روايت نقل کرده است، معرفي کرده اند، ولي هيچ اشاره اي به شمار روايت هاي او نکرده اند.
از ميان دانشمندان معاصر، مرحوم خوئي عدد روايت هاي احمد بن داوود را بر شمرده و در اين باره چنين گفته است:
«...عنوان احمد بن داوود در سند بيست حديث واقع شده است.»(25)
موضوع کلي روايت هاي احمد بن داوود شامل بخشهاي: اخلاق و آداب اسلامي، فقه، عقايد و تفسير است، که در هر بخش به روايت هاي گوناگون بر مي خوريم.
بخش اخلاق و آداب اسلامي بيشترين حديث را در خود جاي داده است؛ در اين قسمت، روايت هايي درباره ارزش زيارت قبور ائمه (ع) ، آداب زيارت ايشان و... مشاهده مي گردد. مرگ که نقطه آغازين زندگاني ابدي انسان است - به همراه آداب و مسائل آن - دسته ديگري از روايت هاي احمد بن داوود را تشکيل داده است .
فقه پوياي تشيع که برگرفته از چشمه لايزال قرآن و عترت است، بخش ديگري از موضوع احاديث احمد بن داوود است؛ او در اين قسمت نيز چند روايت درباره نماز، مسايل ضروري ميّت و... نقل کرده است.
شمار اندکي از روايت هاي احمد بن داوود نيز در موضوع عقايد (امامت) و تفسير قرآن نقل شده است.
اکنون جان خود را در مسير چشمه سار سخنان گهرزا و گواراي اهل بيت نبوّت (ع) که احمد بن داوود با چند واسطه از ايشان نقل کرده است، قرار مي دهيم، تا روشني بخش ظلمت هاي درون و سيراب کننده کوير تشنه جان مان گردد.
پرستش بي ولايت پرستش خداوند که هدف نهايي آفرينش است، وقتي کامل و صحيح است که با اعتقاد به امامت عجين گرديده، دستوراتش را از واسطه هاي صادقي همانند امامان معصوم (ع) بگيرد؛ در غير اين صورت، بندگي نه تنها کامل نيست که با گفته امام جعفر صادق (ع) سر از نيستي و شرک در خواهد آورد. احمد بن داوود سخن ارزشمند حضرت را در اين باره، با چندين واسطه چنين نقل کرده است:
«هر کس بدون شنيدن از امامي راستگو، خداي را بپرستد، خداوند او را به سختي و فنا افکند، و کسي که ادعاي شنيدن از امامي کند، چنانچه غير از دري باشد که خداوند آن را براي خلقش گشوده است، مشرک خواهد بود و آن دري که خداوند گشوده، امامي است که خدا او را امانت دار سرّ نهان خود کرده است.»(26)
ستاره درخشنده در قرآن کريم آيه هاي فراواني درباره مسئله امامت نازل و يا تفسير و تأويل شده است، از جمله آيه شريفه: (فلا اقسم بالخنّس، الجوار الکنّس)؛ «قسم به ستارگاني که باز مي گردند، حرکت مي کنند و از ديده ها پنهان مي شوند.»(27) که به امام مهدي (ع) تأويل گرديده است. احمد بن داوود - با چند واسطه - حديثي را از امام محمد باقر (ع) دراين باره نقل کرده است، که حضرت آيه شريفه را به زمان تولد، غيبت و ظهور حضرت صاحب الأمر (ع) معنا کرده است؛ مضمون گفتار امام پنجم (ع) از اين قرار است: ««خنّس» امامي است که مي آيد و در سال 260 از نظرها پنهان شده، سپس همانند ستاره اي درخشان در شبي تاريک، آشکار خواهد شد.»(28)
پيمان زيارت امام رضا (ع) سخني درباره ارزش و اهميت زيارت قبور ائمه طاهرين (ع) دارد، که احمد بن داوود - با چند واسطه - از آن حضرت نقل کرده است، مضمون اين روايت چنين است:
«حسن بن علي (بن زياد) وشّاء - که از راويان جليل القدر شيعه و ياران امام رضا (ع) به شمار مي رفت. - گفته است: از امام رضا (ع) شنيدم که فرمود:
«هرامامي بر گردن دوستان و پيروان خود عهد و پيماني دارد، که زيارت بارگاه ايشان، نشانه کامل شدن عهد و حسن اداء پيمان است، هر کس از سر شوق و شناخت به زيارت آنان رود، امامان نيز در روز جزا شفيع آنها خواهند شد.»(29)
زيارت امام کاظم (ع) مزيّت زيارت بارگاه امام هفتم (ع) عنوان روايتي است که احمد بن داوود با واسطه از حضرت رضا (ع) چنين نقل کرده است:
«حسين بن بشّار - محدث بزرگوار شيعي و از اصحاب امام رضا (ع) - گفته است: از حضرت رضا (ع) پرسيدم: کسي که قبر پدرت را زيارت کند، چه چيز نصيبش مي شود؟ امام (ع) فرمود: زيارتش کن. گفتم: چه فضيلتي دارد؟ پاسخ داد: همانند فضيلت زيارت قبر پدرش رسول اللّه (ص)...»(30)
زيارت امام رضا (ع) فضيلت زيارت امام هشتم (ع) روايت ديگري است که احمد بن داوود قمي - با چند واسطه - از خود امام رضا (ع) نقل کرده که مضمون گفتار حضرت چنين است: «هر کس مرا زيارت کند، سه جا در روز قيامت سراغش مي روم و از هراس آن روز مي رهانم: هنگام دادن نامه هاي عمل، وقت گذشتن از پل صراط و لحظه سنجش اعمال.»(31)
در حديث ديگري که احمد بن داوود از امام جواد (ع) درباره ثواب زيارت حضرت رضا (ع) روايت کرده است، چنين آمده است:
«... من زار ابي فله الجنّة؛... هر کس پدرم را زيارت کند بهشت بر او واجب است.»(32)
آداب زيارت از جمله روايت هايي که احمد بن داوود نقل کرده است، نامه اي است که استادش «محمد بن عبداللّه حميري»(33) به حضرت صاحب الأمر - عجل اللّه تعالي فرجه الشريف - نوشت، و در آن از حکم سجده بر قبر امامان (ع) و کيفيت نماز در اطراف ضريح ايشان پرسيد، که مضمون(34) پاسخ امام (ع) از اين قرار است:
«سجده بر قبر در هيچ يک از نمازهاي واجب، نافله و زيارت جايز نيست، بلکه گونه راست را بر قبر نهد؛ و امّا نماز در پشت ضريح به منزله نماز در پشت امام جماعت است. همان گونه که نمازگزار در نماز جماعت نبايد جلوتر از امام بايستد، در نماز اطراف ضريح نيز نبايد جلوتر از قبر نماز بگزارد، بلکه در طرف چپ قبر يا راست آن نماز بخواند.»(35)
آداب نماز احمد بن داوود قمي - با چند واسطه - از امام صادق (ع) سخني را در زمينه مکان و لباس نمازگزار نقل کرده که مضمون آن چنين است:
«در خانه اي که شراب يا مسکرات هست، نماز مخوان؛ زيرا فرشتگان وارد آن خانه نمي شوند و در لباسي که آلوده به شراب و مسکر است، نماز مگزار مگر آنکه بشويي.»(36)
دعا وقت غسل ميّت در فرهنگ متعالي اسلام، جسم مؤمن همانند جان او عزيز و ارزشمند است؛ به همين منظور، آداب ويژه اي درباره غسل، کفن، دفن،... ميّت مسلمان وضع گرديده، که يکي از اين آداب، خواندن دعا در وقت غسل دادن ميّت مسلمان است.
امام باقر (ع) در اين زمينه فرموده است:
«مؤمني که بدن ميت مؤمن را غسل مي دهد، چنانچه اين دعا را بخواند: اللهم هذا بدن عبدک المؤمن و قد اخرجت روحه منه و فرّقت بينهما فعفوک عفوک. خداوند گناهان يک سالش را - بجز کبائر - مي بخشد.»(37)
تلقين تلقين ميت به هنگام دفن، از جمله آدابي است که سفارش زيادي به انجام آن شده است. امام صادق (ع) در اين باره رهنمودي دارند که مضمونش از اين قرار است:
«راوي مي گويد: شنيدم حضرت صادق (ع) مي فرمود: چرا شما بستگان ميّت منکر و نکير را از مرده خود باز نمي داريد؟ عرض کردم: چه کار کنيم؟ حضرت پاسخ داد: وقتي که ميت در قبر گذاشته شد، نزديک ترين کس به او پيشش بماند، دهانش را نزد مرده نهد و با صداي بلند بخواند:«يا فلان بن فلان...»(38)
امام (ع) فرمود: پس از اين، منکر به نکير مي گويد: (اين شخص) ما را از اين ميّت باز گرداند، زيرا ميّت سخن و حجّت خود را از دهان وي فهميد و گرفت.»(39)
آداب در آمدن به قبر احمد بن داوود - با چند واسطه - روايتي را از امام جعفر صادق (ع) درباره داخل شدن قبر به منظور دفن و تلقين ميّت نقل کرده است که از اين قرار است:
«با کفش، کلاه، بالاپوش و عمامه داخل قبر مشو،...»(40)
نياز به چهار چيز امام کاظم (ع) فرمود:
«شيعه، از چهار چيز بي نياز نيست: 1 - سجّاده اي که بر آن نماز گزارد. 2 - انگشتري که به انگشت کند. 3 - مسواکي که به وسيله آن مسواک بزند. 4 - و تسبيح سي و سه دانه اي از خاک قبر اباعبداللّه الحسين (ع) که هر گاه آن را بگرداند و با آن ذکر خدا بگويد، به عدد هر دانه، چهل حسنه پاداش دارد، و اگر بيهوده بچرخاند و يا بازي کند، بيست حسنه برايش نوشته مي شود.»(41)
به سوي معبود احمد بن داوود قمي پس از عمري تبليغ دين، ترويج معارف تشيع و تلاش پيگير، سرانجام بر بالين مرگ آرام خفت و روح پاکش به سوي معبود شتافت.
زمان دقيقي از وفات او در دست نيست، ولي به احتمال زياد بعد از سال 333 ه . ق درگذشته است، زيرا او تا سال 333 ه . ق که به شام سفر کرده و سپس به بغداد برگشت، زنده بوده است.
او در شهر بغداد وفات کرد و پيکرش در مقابر قريش - کاظمين فعلي - و در جوار بارگاه امام کاظم و حضرت جواد (ع) دفن گرديد. روحش شاد.(42)
پي نوشت ها: 1 - فهرست شيخ طوسي، ص 29 - 87.
2 - رجال نجاشي، ص 95، رقم 235.
3 - همان، ص 192، رقم 514.
4 - همان.
5 - همان، ص 95، رقم 235.
6 - الذريعه، ج 24، ص 320، رقم 1660.
7 - فرهنگ دهخدا، ج 1، ص 144 (آل عباس).
8 - همان و فرهنگ دائرة المعارف فارسي، دکتر مصاحب، ج 2، ص 1663.
9 - رجال نجاشي، ص 261، رقم 684.
10 - همان.
11 - همان، ص 354، رقم 949.
12 - همان، ص 372، رقم 1019.
13 - معجم رجال الحديث، ج 2، ص 110 و 114، رقم 555 و 559.
14 - رجال نجاشي، ص 384، رقم 1045.
15 - معجم الثقات، ص 101، رقم .676 به نقل از اقبال الأعمال ابن طاووس، ص 710.
16 - رجال نجاشي، ص 384، رقم 1045.
17 - فهرست شيخ طوسي، ص 29 و رجال نجاشي، ص 95، رقم 235.
18 - فهرست شيخ طوسي، ص 29.
19 - الذريعه، ج 24، ص 320، رقم 1660.
20 - رجال نجاشي، ص 95، رقم 235.
21 - فهرست شيخ طوسي، ص 29.
22 - رجال ابن داوود، ص 27.
23 - الجامع في الرجال، ج 1، ص 115.
24 - رجال نجاشي، ص 95، رقم 235؛ فهرست شيخ طوسي، ص 29؛ رجال ابن داوود، ص 27.
25 - معجم رجال الحديث، ج 2، ص 110، رقم 555.
26 - بحارالأنوار، ج 2، ص 105، ح 68 و اصول کافي، ج 1، ص 377، ح 4، با اختلاف سند.
«قال ابوعبداللّه (ع) من دان اللّه بغير سماع من عالم ج عن ج صادق الزمه اللّه التيه ج البتة ج الي الفناء ج العناءج، و من ادعي سماعاً من غير الباب الذي فتحه اللّه لخلقه فهو مشرک، و ذلک الباب هو الامين المأمون علي سراللّه المکنون.» کلمات داخل قلاب از اصول کافي است.
27 - سوره تکوير، آيات 15 و 16.
28 - بحارالانوار، ج 51، ص 137، ح 6.
«... عن ام هاني قالت: قلت لأبي جعفر (ع) : ما معني قول اللّه عزّوجلّ فلا اقسم بالخنّس؟ قال لي: يا ام هاني امام يخنس نفسه حتي ينقطع عن الناس علمه سنة ستين و مأتين ثم يبدو کالشهاب الواقد في الليلة الظلماء، فان ادرکت ذالک الزمان قرّت عيناک.»
علامه مجلسي اين روايت را از غيبت نعماني نقل کرده است. علاوه از اين روايت مذکور با اندک اختلافي در سند و متن د رتفاسير نورالثقلين، ج 5، ص / 517 برهان، ج 4، ص 432 صافي، ج 2، ص 791، ذيل آيه شريفه مزبور نيز آمده است.
29 - تهذيب الاحکام، ج 6، ص 78، ح 3.
«... عن الحسن بن علي الوشّا قال: سمعت ابالحسن الرضا (ع) يقول: ان لکل امام عهداً في عنق اوليائهم و شيعتهم و انّ من تمام الوفاء بالعهد و حسن الاداء زيارة قبورهم فمن زارهم رغبة في زيارتهم و تصديقاً لما رغبوا فيه کان ائمتهم شفعائهم يوم القيامة.»
30 - همان، ج 6، ص 82، ح 4.
«... عن الحسين بن بشّار الواسطي، قال: سألت ابالحسن الرضا (ع) : ما لمن زار قبر ابيک؟ قال: زُره. فقلت: اي شيي ء فيه من الفضل؟ قال: فيه من الفضل کفضل من زار قبر والده يعني رسول اللّه (ص) ،....»
31 - همان، ج 6، ص 85، ح .5
«... قال الرضا (ع) من زارني علي بعد داري و مزاري، اتيته يوم القيامة في ثلاثة مواطن حتي اخلصه من اهوالها، اذا تطايرت الکتب يميناً و شمالاً و عندالصراط، و الميزان.»
32 - همان،حديث 6.
33 - در بخش هاي (روزگار احمد و استادان وي) يادي از محمد بن عبداللّه حميري به ميان آمد.
34 - اين مضمون از بيان مرحوم علامه مجلسي ذيل روايت مزبور اقتباس شده است. ر.ک: بحارالانوار، ج 83، ص 315، ح 7.
35 - تهذيب الاحکام، ج 2، ص 228، ح 106
«... روي محمد بن احمد بن داوود عن ابيه قال: حدثنا محمد بن عبداللّه الحميري قال: کتبت الي الفقيه (ع) اسأله عن الرجل يزور قبور الائمة (ع) هل يجوز له ان يسجد علي القبر ام لا؟ و هل يجوز لمن صلّي عندقبورهم ان يقوم وراء القبر و يجعل القبر قبلة ج أو ج و يقوم عند رأسه ج أو ج و رجليه؟ و هل يجوز ان يتقدم القبر و يصلّي و يجعله خلفه أم لا؟ فاجاب (ع) و قرأت التوقيع و منه نسخت: اما السجود علي القبر فلا يجوز في نافلة و لا فريضة و لا زيارة، بل يضع خده الايمن علي القبر، و اما الصلاة فانها خلفه يجعله الامام، و لا يجوز ان يصلّي بين يديه لان الامام لايتقدم، و يصلّي عن يمينه و شماله.»
36 - همان، ج 1، ص 278، ح 104.
«... عن ابي عبداللّه (ع) قال: لاتصلّ في بيت فيه خمر و لامسکر، لأن الملائکة لاتدخله، و لاتصلّ في ثوب قداصابه خمر او مسکر حتي تغسل.»
37 - همان، ج 1، ص 303، ح 52.
38 - «يا فلان بن فلان او يا فلانة بنت فلان هل انت علي العهد الذي فارقتنا عليه من شهادة ان لا اله الا اللّه وحده لا شريک له و ان محمدا عبده و رسوله سيد النبيين و ان عليا اميرالمؤمنين و سيد الوصيين و ان ما جاء به محمد حق و ان الموت حق و البعث حق و ان اللّه تعالي يبعث من في القبور.»
39 - همان، ص 321، ح 13.
40 - همان، ص 313، ح 78.
41 - همان، ج 6، ص 75، ح 16.
42 - رجال نجاشي، ص 192، رقم 514 و فرهنگ دهخدا، ج 13، ص 18795.
آثار: کتاب النوادر
تاريخ بروز رساني : دوشنبه 16/09/88 ساعت 22:53
|