احمد ابن ادريس
نام هاي ديگر: احمد بن ادريس اشعري قمي،احمد ابن ادريس بن احمد،ابو علي اشعري،احمد ابن ادريس قمي، نام پدر : ادريس تاريخ وفات: 306قمري -------------------------------------------------------------------------------------
عبدالکريم پاک نيا
احمد بن ادريس اشعري قمي فقيه نامدار، محدث عاليقدر و يکي از چهره هاي درخشان شهر مقدس قم است. وي در قرن سوم هجري زندگي مي کرد و توفيق يافت به محضر پيشواي يازدهم، حضرت امام حسن عسکري (عليه السلام) شرفياب شود. از اطلاعات به دست آمده، از منابع معتبر، چنين برمي آيد که وي در نيمه اول قرن تا سال 306 هجري قمري مي زيسته.
احمد ابن ادريس دانشهاي مختلف را از محضر اساتيد و دانشوران نامدار اماميه عصر خويس، همچون احمد بن اسحاق قمي (سفير امام زمان «عج» در شهر قم)، احمد بن محمد بن عيسي اشعري قمي (که دانشمندان علم رجال قداست نفس و عظمت روحش را به نيکوترين وجه ستوده، به عدالتش تصريح کرده اند) و ده ها تن از چهره هاي درخشان شيعه، فرا گرفت و موفق به تأليف کتاب هاي ارزشمند فقهي و حديثي شد.
او روايات متعددي را از ائمه اطهار عليها سلام نقل کرده است. شاگردان دانشمندي در مکتب تربيت شده اند و او به آنان اجازه روايت داد. از مهمترين و مشهورترين شاگردان وي مي توان ثقة الاسلام، محمد بن يعقوب کليني را نام برد که صاحب مطمئن ترين کتاب حديثي شيعه يعني «کافي» است و کليني در آن روايات ابن ادريس را بدون واسطه نقل کرده است.
القاب و اسامي در کتاب هاي روايي و رجالي و در اسناد روايات از وي با نامهاي، ابو علي اشعري، احمد ابن ادريس قمي، احمد ابن ادريس بن احمد ياد مي شود. به نظر صاحب کتاب «معجم رجال الحديث» مراد از همه اينها احمد ابن ادريس اشعري قمي است (1).
فعاليت هاي گسترده چنانکه از گفته دانشمندان بر مي آيد، احمد ابن ادريس فقه و حديث شناس شيعه، فعاليت هاي وسيعي در نشر حقايق و معارف قرآن و اهل بيت عليه السلام در سال هاي 250 تا 360 انجام داد شخصيت هاي ممتازي همچون ابو عمر و کشي با يک واسطه و محمد بن يعقوب کليني مستقيما و ساير محديثين از وي حديث آموخته، به نسل هاي بعد منتقل کردند.
او علاوه بر فراگيري و انتقال علم حديث به شاگردان و فرزندان فرزانه خويش به شهرهاي کوفه، بغداد و کشور حجاز مسافرت کرد تا با ترويج، تبليغ و نشر احکام نوراني اسلام وظيفه الهي خود را انجام دهد (2). وي همچنين با عموزاده هاي قمي خويش (احمد ابن اسحاق و محمد بن عيسي بن عبدالله بن سعد) در همين رابطه همکاري نزديک داشته.
ويژگي درخشان از ويژگيهايي که در زندگي اين مرد ممتاز قمي به چشم مي خورد، رقم بالاي اساتيد و شاگردان اوست. صاحب «معجم رجال الحديث» حدود 29 نفر از اساتيد و 15 نفر از شاگردان او را نام مي برد (3(، که اين خود امتياز مهمي براي او محسوب مي شود.
اساتيد برجسته احمد علاوه بر اينکه از فيض تشرف به حضور حضرت امام حسن عسکري برخوردار بود، از بزرگان و دانشمندان اماميه در نيمه دوم قرن سوم بهره هاي فراواني برد. در کتاب «معجم الرجال» تعدادي از اساتيد روايي وي معرفي شده اند که مهمترين آنها عبارتند از احمد ابن اسحاق قمي، بنيانگذار مسجد امام حسن عسکري و سفير امام زمان (عج) در شهر قم، احمد بن محمد بن عيسي اشعري قمي، احمد بن ابي عبدالله برقي، ابراهيم ابن هاشم قمي، محمد ابن احمد بن يحيي عطار قمي، محمد بن حسين ابن ابي الخطاب، حسن بن علي دقاق کوفي، محمد ابن عبدالجبار قمي (که همان محمد بن ابي صهبان است)، محمد ابن حسان رازي، محمد ابن حمدان کوفي، محمد ابن پندار قمي و محمد ابن علي بن محبوب قمي (4).
در نگاه دانشمندان شيخ طوسي مي نويسد: احمد ابن ادريس ابو علي اشعري قمي در ميان علماي ما دانشمندي موثق و فقيه و داراي احاديث صحيح بسيار بود. او کتاب بزرگ و پر فايده «النوادر» را تأليف کرد و شيخ در کتاب رجال ضمن شمارش ياران امام عسکري (عليه السلام) مي نويسد: احمد بن ادريس قمي معلم، به خدمت حضرت عسکري (عليه السلام) رسيد ولي از وي روايت نکرده است (5).
شيخ ابو عمر کشي در گزيده رجال احاديث زيادي را با يک واسطه از احمد ابن ادريس نقل مي کند. از جمله در شرح حال «فضيل بن يسار» از ابراهيم بن محمد بن عباس روايت مي کند که (وي گفت: براي من احمد ابن ادريس معلم قمي نقل کرد از محمد بن احمد بن يحيي...) (6).
علامه حلي بعد از شرح حال وي مي گويد: خدا او را رحمت کند. من به روايت او اعتماد دارم (7).
اين شهر آشوب مازندراني مي نويسد: احمد ابن ادريس، ابو علي اشعري قمي مورد اعتماد و صاحب کتاب هاي پر فايده «نوادر» و «المقت و التوبيخ» است.
ابو العباس نجاشي مي گويد: وي دانشمندي موثق و در ميان علماي ما فقيه، صاحب احاديث بسيار و روايات صحيح مي باشد. (8)
آيت الله خوئي مي نويسد: «ابو علي اشعري، احمد ابن ادريس قمي که همان احمد ابن ادريس ابن احمد است، در اسناد بسياري از روايات قرار دارد و تعداد آن به دويست و هشتاد روايت مي رسد.» آنگاه وي اساتيد، شاگردان و روايات او را به تفصيل بيان مي کند (9).
آقابزرگ تهراني مي نويسد: احمد ابن ادريس بن احمد، ابو عي اشعري قمي، استاد ثقة الاسلام کليني و استاد ابن قولويه است. وي دو فرزند به نام هاي حسن و حسين دارد که هر دو استاد شيخ صدوق، محدث معروف و صاحب کتاب «من لا يحضره الفقيه» است (10).
آثار و تأليفات احمد ابن ادريس، محدث فداار و فقيه پرهيزگار خاندان اشعري، نتيجه يافته هاي علمي خويش را در قابل تأليفات و روايات، براي عالم تشيع عرضه کرده است.
احتمال دارد اين فقيه تلاشگر کتاب ها و آثار ديگري غير آنچه ذکر شده داشته باشد(11) وي علاوه بر تحويل کتاب هاي مفيد، بيشترين تلاش و همت خويش را در تربيت شاگردان و نقل روايات از ائمه اطهار عليها سلام به کار برد. و آنچه را محضر بزرگان فقه و حديث و مفاخر فن اندوخته بود، در قالب احاديث و روايات به شاگردان فاضل و روايان عرضه کرد. آثارش را مي توان در کتاب «الکافي» و «تهذيب» «استبصار» «وسائل الشيعه» و ساير کتب روايي يافت. آثار وي در موضوعات مختلف همچون احکام صلوة، عقود، ولادت و زيارت پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم)، سيره ائمه عليها سلام، تفسير اخلاق و آداب اجتماعي است.
شاگردان با فضيلت احمد ابن ادريس سرمايه علمي - معنوي اش را به دانشمندان اوايل قرن چهارم عرضه کرد و بسياري از محدثان، مؤلفان، فقها و دانشمدان نامي شيعه در آن عصر از وي روايت کردند، حديث شنيدند، اجازه نقل حديث گرفتند يا کتب حديثي بر وي قرائت کردند. براي آشنايي بهتر با مقام علمي احمد بن ادريس به معرفي چند نفر از شاگردان معروف وي مي پردازيم:
1 - ثقة الاسلام کليني مشهورترين شاگرد احمد ابن ادريس ثقة الاسلام محمد ابن يعقوب کليني (12) رازي است. وي محدث نامدار و موثق شيعه در عصر غيبت صغري و مؤلف کتاب «کافي» است. شيخ مفيد درباره اين کتاب مي نويسد: مجللترين کتاب اماميه به شمار مي رود و داراي هشتاد هزار بيت (13) و شانزده هزار و صدو و نود و نه حديث است و در مدت بيست سال تحقيق و تفحص کرده، سپس تأليف فرموده است. وي مرجع فتواي خاص و عام بود (14)، اين اين اثير، دانشمند معروف اهل تسنن، در «جامع الاصول» از وي به عنوان مجدد مذهب اماميه در سال سيصد هجري نام مي برد (15) و فيض کاشاني ضمن تمجيد از کتب اربعه، مي فرمايد: کافي شريفترين، مطمئن ترين، کاملترين و جامعترين آن ها است(16). کليني در سال 329 اول غيب کبري در شهر بغداد وفات کرد و در «باب الکوفه» به خاک سپرده شد. شيعيان مرقدي روي قبرش بنا نمودند و به عنوان زيارتگاه عموم مردم شناخته شد.
کتاب هاي ديگري نيز از کليني به نام هاي «رد برقرامطه» کتاب «تعبير رؤيا»، «رسائل الائمه عليها سلام» به يادگار مانده است (17).
2 - ابو علي برفري (18) ابو علي احمد ابن جعفر ابن سفيان بزوفري، معروف به ابو علي بزوفري، شاگرد مخصوص و ممتاز احمد بن ادريس و يکي از محدثين و راويان پر تلاش شيعه در عصر خويش بود. او شاگرداني همچون: شيخ مفيد، حسين ابن عبيدالله غضائري و شيخ ابو عبدالله تلعکبري (متوفي؛ 385 ه ق) تربيت کرده.
شيخ طوسي مي نويسد: تلعکبري از او روايت کرده و در سال 365 از وي حديث شنيد و اجازه گرفت. شيخ مفيد و حسين ابن عبيدالله غضائري (که شاگردان وي مي باشند) نيز از او به ما روايت نقل کرده اند (19).
3 - ابو عبدالله بزوفري (سفير امام زمان عليه السلام) ابو عبدالله حسين ابن علي بزوفري مانند پسرعموي خويش، ابو علي بزوفري، از شاگردان احمد ابن ادريس بود و همانند او مقام استادي تلعکبري، شيخ مفيد و حسين بن عبيدالله غضائري داشت، ولي شخصيت علمي وي به مراتب بالاتر از ابوعلي است و کتاب هايي همچون «حج» - «ثواب الاعمال» - «احکام صيد» - «رد بر واقفيه» و «سيرة النبي و الائمه عليها سلام في المشرکين» از تأليفات او است. شيخ طوسي با يک واسطه، و شيخ مفيد (شاگرد وي) بدون واسطه از او روايت نقل کرده اند. محدث قمي (قدس سره) مي نويسد: از روايت کمال الدين تظاهر مي شود، او يکي از سفراء امام زمان عليه السلام بوده است که از امتيازهاي درخشان در زندگي اين شخصيت فرزانه اين است که سند دعاي ندبه به فرزند دانشمند و محدث او، محمد بن حسين بزوفري» مي رسد (20).
4 - علي ابن حاتم قزويني آثار و تأليفات زيادي از علي ابن حاتم قزويني بجا مانده است. شيخ طوسي مي گويد: «ابو الحسن علي ابن حاتم قزويني» دانشمندي موثق و مورد اعتماد است. او کتاب هاي متعددي به رشته تحرير در آورد که بسيار نيکو و مورد اعتماد است. کتاب هاي او در موضوعات مختلف فقهي همچون، وضوء، صلوة، صوم، زکات، حج، عمل شهر رمضان، توحيد و... است. علاوه بر کتاب هاي فوق نجاشي کتاب هاي «شناخت اذان»، «قبله»، «وقف»، «سهو»، «يوم و ليله»، «فرائض»، «مصابيح النور»، «بيان و ايضاح»، «مصابيح موازين عدل»، علل، «الصفوة في اسماء امير المؤمنين (عليه السلام)، «صفات انبياء»، «رد بر قرامطه»، «رد بر اهل بدعتها و حدود دين» زا نير بر تأليفات او مي افزايد و مي نويسد: اين کتاب ها را ابو عبدالله بن شاذان به نقل از ابوالحسن علي ابن حاتم به ما نقل کرد (21).
مانند احمد بن جعفر بن محمد ابن قولويه، جعفر بن محمد ابن قولويه، علي ابن الحسين بن بابوبه قمي و... و در کتاب «معجم رجال الحديث»، اسامي 15 نفر از آنان ذکر شده است.
فرزندان محدث احمد ابن ادريس دو فرزند دانشمند از خود به يادگار گذاشته که هر دو از محضر پدر بهره مند شده اند.
1 - حسن ابن احمند ابن ادريس قمي او از محدثين مورد اعتماد اماميه است، و عموما از پدرش حديث نقل مي کند. آثارش را مي توان در کتاب هاي «کمال الدين» (باب 33 و 42)، «عيون اخبار الرضا» (باب 5، ج 1) «تهذيب» (ج 6، ح 168) در موضوع زيارت امام هشتم عليه السلام يافت، حسن ابن احمد استاد حديث شيخ صدوق نيز مي باشد و بارها از استادش، حسن بن احمد روايت نقل کرده، از وي تجليل مي کند، محمد ابن احمد بن داود هم يکي ديگر از شاگردان حسن ابن احمد محبوب مي شود (22).
2 - حسين ابن احمد ابن ادريس قمي حسين ابن احمد هم مثل برادرش حسن از محدثين مورد اعتماد و عنايت علماي بزرگ اماميه است. وي مکني به ابو عبدالله و استاد شخصيت هايي همچون شيخ صدوق، تلعکبري، حسين ابن علي ابن بابوبه (برادر شيخ صدوق) و حيدر ابن محمد ابن نعيم سمرقندي (دانشمند جليل القدر شيعه)است که بعضي از آنان از محضر وي استفاده کرده، اجازه روايتي دريافت کردند.
در عظمت شخصيت وي و برادرش همين کافي است که شيخ صدوق، زئيس محدثين شيعه هر کجا از ايشان اسم مي برد و يا روايت نقل مي کند، رحمت فرستاده و از آنان اظهار رضايت مي کند، صاحب «اعيان الشيعه» نيز مي فرمايد: اين نکته، مي تواند دليل بر مقبوليت روايت و شخصيت وي نزد علماي شيعه باشد (23)، اينک نمونه اي از روايت حسين ابن احمد را به نقل از شيخ صدوق در امالي، مرور مي کنيم.
آرزوي خدايي قال رسول الله (صلي الله عليه و آله و سلم) من تمني شيئا و هو لله رضا کم يخرچ من الدنيا حتي يعطاه (24).
پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) فرمود: هر کس چيزي را آرزو کند که رضاي خدا در آن است قبل از اينکه از دنيا برود، خداوند متعال او را به آرزوي خويش مي رساند.
سفر به سوي ابديت احمد ابن ادريس که در قرن سوم و اوائل قرن چهارم زندگي سراسر افتخار خويش را مي گذرانيد، بعد از يک عمر کوشش در راه تحقق اهداف عاليه اسلامي و آثاري مدون و شاگرداني مبرز و احاديث نوراني از اهل بيت (عليه السلام) در سال 306 در منطقه «قرعاء» در راه مکه از مسير کوفه، دعوت آسماني را لبيک گفته و روح بلندش به ملکوت اعلاء پر کشيد (25).
نمونه اي از روايات احمد ابن ادريس نمونه هايي از احاديث احمد بن ادريس را به عنوان حسن ختام اين نوشتار ذکر مي کنيم.
1 - عن ابي عبدالله (عليه السلام) قال: من صدق لسانه زکا عمله، و من حسنت نيته زادالله في رزقه، و من حسن بره باهله زاد الله في عمره (26).
امام صادق (عليه السلام) فرمود: آنکه زيانش راستگو است، عملش پاکيزه مي شود و آنکه نيتش خوب است، خداوند متعال روزي او را زياد خواهد کرد و هر کس با خانواده خويش خوشرفتاري کند، خداوند عمرش را افزايش مي دهد.
تجديد وضو
2 - عن ابي عبدالله (عليه السلام) قال: الظهر علي الطهر عشر صفات (27).
امام صادق (عليه السلام) فرمود: تجديد وضو، بدون اينکه حدثي صادر شود، ده حسنه دارد.
نور نخستين
3 - عن ابي عبدالله (عليه السلام) قال: ان لله کان اذ لا کان، فخلق الکان و المکان، و خلق نور الانوار، الذي نورت منه الانوار و اجري فيه من نوره الذي نورت منه الانوار و هو النور الذي خلق منه محمدا و عليا، فلم يزالا نورين، اولين، اذ لاشي ء کون قبلهمات، فلم يزالا يجريان طاهرين مطهرين في الاصلاب الطاهره حتي افترقا في اطهر طاهرين في عبدالله و ابي طالب عليها سلام (28).
امام صادق (عليه السلام) فرمود: خدا بود، آنگاه که هيچ پديده اي نبود، سپس پديده و مکان و نور الانوار را آفريد، که همه نورها از او نور گرفت و از نور خود که همه نورها از آن نور يافت در آن (نور الانوار) جاري ساخت و همان نوري است که محمد (صلي الله عليه و آله و سلم) و علي (عليه السلام) را از آن آفريد، پس محمد و علي (عليه السلام) دو نور نخستين بودند، زيرا بيش از آنها چيزي پديد نيامده بود و آن دو پاک و پاکيزه در صلبهاي پاک جاي بودند تا آنکه در پاک ترين آنها (عبدالله و ابوطالب) از يکديگر جدا گشتند.
دامان پاک و بهشتي
4 - عن ابي عبدالله (عليه السلام) قال: نزل جبرئيل (عليه السلام) علي النبي (صلي الله عليه و آله و سلم) فقال: يا محمد! ان ربک يقرئک السلام و يقول اني قد حرمت النار علي صلب انزلک و بطن حملک و حجر کفلک، فالصلب صلب ابيک عبدالله بن عبدالمطلب و البطن الذي حملک فآمنه بنت و هب و اما حجر کفلک فحجر ابي طالب - و في رواية ابن فضال - و فاطمه بنت اسد (29).
امام صادق عليه السلام فرمود: جبرئيل عليه السلام بر پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) نازل شد و گفت: اي پيامبر پروردگارت سلام مي رساند و مي فرمايد: من آتش دوزخ را بر پشتي که ترا فرود آورد شکي که بر تو آبستن شد و داماني که ترا پروريد حرام کردم: آن پشت، پشت عبدالله بن عبدالمطلب است و شکمي که به تو آبستن شد، آمنه دختر وهب مي باشد و اما داماني که تو را پروريد، دامان ابي طالب است، - و طبق روايت ابن فضال - فاطمه بنت اسد است.
«پي نوشتها» 1 - معجم رجال الحديث، ج 2، ص 36.
2 - مفاخر اسلام، ج 2، ص 215.
3 - معجم رجال الحديث، ج 2، ص 37.
4 - همان.
5 - فهرست شيخ طوسي، ص 26، اعيان الشيعه، ج 2، ص 477، رجال شيخ، ص 428.
6 - مفاخر اسلام، ج 2، ص 211، به نقل از رجال کشي، ص 185، معلوم مي شود احمد ملقب به «معلم» بوده است و اين شايد به جهت استادي وي نسبت به علماي عصر بوده است.
7 - خلاصه الاقوال، ص 16.
8 - اعيان الشيعه، ج 2، ص 40.
9 - معجم رجال الحديث، ص 477.
10 - مفاخر اسلام، ج 2، ص 214، بنقل از اعلام الشيعه، نوابغ الروايات في رابعة المات، ص 19.
11 - همان منبع.
12 - کلين بر وزن زبير روستايي در نزديکي شهر ري مي باشد که پدر وي يعقوب ابن اسحاق در آنجا مدفون است.
13 - احتمالا مراد از «بيت» در عبارت مرحوم محدث قمي «سطر» باشد.
14 - فوائد الرضويه، ص 658.
15 - جامع الاصول، ج 11، 323،د با تلخيص.
16 - مقدمه وسائل الشيعه، ص 65.
17 - فوائد الرضويه، ص 658.
18 - بزوفر به فتح با وفاء، روستايي بزرگ نزديک منطقه واسط واقع در غرب بغداد است.
19 - رجال شيخ، ص 443، و فوائد الرضويه، ص 14.
20 - با استفاده از فوائد الرضويه، ص 144، و مفاخر اسلام، ج 2، ص 114، و ص 116، به نقل از نوابغ الروات.
21 - رجال نجاشي، ص 186 و مفاخر اسلام، ج 2 (به نقل از رجال شيخ) ص 482 و فهرست ص 98.
22 - معجم، ج 4، ص 291، و مفاخر اسلام، ج 2، ص 216.
23 - اعيان الشيعه، ج 5، ص 417.
24 - وسائل الشيعه، ج 12، ص 54، به نقل از امالي صدوق 12 / 463.
25 - رجال نجاشي، ص 67.
26 - وسائل الشيعه، ج 1، ص 55، ج 19.
27 - همان، ص 376، ج 3.
28 - اصول کافي، جزء 1، کتاب الحجة، باب مولد النبي، ج 9.
29 - همان، ج 21.
تاريخ بروز رساني : چهارشنبه 18/09/88 ساعت 13:44
|