| | | | |  | جايگاه و عملكرد علماي شيعه |  | | | |  | |  |
|  | علم و عالم در فرهنگ اسلامي |  | | | |  | |  |
|
سيد محمد حسين حسيني
نام هاي ديگر: محمد حسين بهشتي،آية الله دکتر بهشتي، سيد محمد حسين بهشتي، موطن: اصفهان تاريخ وفات: 1360شمسي ----------------------------------------------------------------------------- عقل ملکوتي علي عليزاده مهراني سخن نخست به گواه تاريخ ، انديشه هاي بزرگ همواره در هاله اي از غربت به سر برده اند و بر قله بلند تنهايي جاي گرفته ، در افق بالايي بر انسانها تابيده اند. به همين سبب وجودشان ناشناخته مانده است و هنگامي مردم به مقام و منزلت آنان پي برده اند که رخت از اين سرا برکشيده و به عالم بالا پيوسته اند و آن هم در اثر محروم ماندن از تابش شخصيت خورشيد گونه شان بوده است ؛ ولي پس از کوچيدن از دير دنيا، حياتي جاودانه يافته اند. اين نوشتار نگاهي است به مردي از همين قبيله . نويد سپيده ساحل زاينده رود گويي انتظار سحري خجسته را داشت و اين بار سرنوشت چنين بود که پيوندي ميان صبح و ساحل سعادت پديد آورد. اين مولود را ((محمد)) نام نهادند و ستون حياتش را با اذان و اقامه بر پا داشتند. رود با آهنگي آرام و دلکش از ميان شهر مي گذشت و سر در بستر بيابان مي گذاشت و جويبارهايش ترانه و ترنم سرداده و درختان سبز کنارش نجواکنان سر بر دوش هم نهاده بودند و باد ملايمي که از لابه لاي درختان مي گذشت ، سرود سرور را زمزمه مي کرد. آن روز (دوم آبان 1307 ش .) در محله لومبان اصفهان ، در خانه ساده اي که با نور آيات منور و با عطر احاديث معطر بود، نوزادي چشم به پهنه گيتي گشود که مادر سالها در انتظارش بود(866)و نويد اين سحر خجسته را که آغازگر صبحي اميدآفرين بود، به او داده بودند. پدر و مادر پدرش از روحانيون اصفهان و امام جماعت مسجد لومبان بود و به کارهاي مذهبي مردم مي پرداخت و براي تبليغ و رسيدگي به مسائل شرعي ، به روستاهاي اطراف اصفهان مي رفت و به فعاليت ديني ، سخنراني و بيان احکام مشغول بود و نماز جماعت اقامه مي کرد و مشکلات آنان را برطرف مي ساخت . مادرش نيز زني پاکدامن و پرهيزکار بود و در انجام احکام شرعي و آداب اسلامي دقت نظر داشت . اين بانوي محترم دختر حضرت آية الله حاج مير محمد صادق خاتون آبادي است . ايشان از مراجع بزرگوار و محققان صاحب نام بود. آغاز تحصيل کودکي چهار ساله بود اما با همسالان خود تفاوت داشت . اخلاق نيک او حکايت از آينده درخشانش مي کرد. ايشان تحصيلات را در چهار سالگي در مکتب خانه اي آغاز نمود. خيلي سريع خواندن و نوشتن و روخواني قرآن را فرا گرفت . تا اينکه بعدها به دبستان دولتي رفت و هنگامي که امتحان ورودي از او گرفتند گفتند بايد به کلاس ششم برود ولي از نظر ما نمي تواند. بنابراين او را براي کلاس چهارم پذيرفتند. پس از آنکه تحصيلات دبستاني را به پايان رساند. در امتحان ششم ابتدايي شهر، نفر دوم شد. سپس به دبيرستان سعدي رفت و سال اول و دوم را در دبيرستان گذراند.(867) بر بال عشق در 14 سالگي (1321 ش .) تحصيلات دبيرستان را نيمه تمام مي گذارد و به يکباره مسير زندگي اش عوض مي شود و شوقي براي حضور در حوزه نور احساس مي کند و به جرگه حوزويان در مي آيد تا با استفاده از فضاي معنوي اين پايگاه پاک ، راه سعادت را در پيش گيرد و با مناجاتهاي شبانه خويش در آن محيط روحاني ، بتواند در هواي دوست پر و بالي بزند. آقا سيد محمد چهار سال در حوزه علمي اصفهان به تحصيل علوم ديني پرداخت و در اين مدت کوتاه با پشتکار فراوان و استعداد درخشاني که داشت دروسي را که بايد در مدت هشت سال خوانده شوند، در مدت چهار سال به پايان رساند و در 18 سالگي براي تکميل تحصيلات عالي و به دست آوردن دانستنيهاي تازه به شهر مقدس قم عزيمت کرد تا در جوار پربرکت حضرت فاطمه معصومه عليه السلام و در محضر استادان گرانقدر، فيض کسب کند. در مدرسه حجتيه در حجره اي ساده سکني گزيد و به درس و بحث مشغول گشت و با دوستاني چون شهيد مطهري (ره ) و امام موسي صدر آشنا شد و در مدت شش ماه بقيه دروس سطح (مکاسب و کفايه ) را به پايان رساند و در سال 1326 در درس خارج فقه و اصول شرکت کرد. در همين سال با همفکري دوستاني چون شهيد مطهري برنامه اي به منظور تبليغ مذهبي در روستاهاي دور افتاده ، تنظيم کردند. عطش دانش هر چه که بيشتر مي آموخت انديشه او تشنه تر و عشق او به آموختن افزونتر مي گشت . با اينکه در سال دوم دبيرستان تحصيلاتش را نيمه تمام گذاشته و به سوي حوزه شتافته بود، دوباره تصميم گرفت که همزمان با درسهاي حوزوي ، فراگيري دروس ناتمام گذشته را نيز ادامه دهد. با کوشش فراوان و استعداد سرشار خويش آن دو مسير علمي را با هم ادامه داد، به طور که در سال 1327 موفق به اخذ ديپلم ادبي گشت و در همان سال وارد دانشکده منقول و معقول (الهيات و معارف اسلامي کنوني ) شد و در رشته فلسفه به تحصيل پرداخت و در سال 1330 موفق به اخذ دانشنامه ليسانس در رشته فلسفه شد. ايشان پس از اخذ ليسانس از تهران به قم مراجعت نمود و در درس خارج فقه و اصول شرکت جست و به موجب علاقه فراواني که با مباحث فلسفي و عقلي داشت در درس اسفار و شفا علامه طباطبائي حضور يافت و از شاگردان هميشگي آن درس محصوب شد و در شبهاي پنجشنبه و جمعه با شهيد مطهري و ديگر دوستان جلسه گرم و پرشوري بر پا کردند که نتيجه آن به صورت کتاب ارزشمند ((اصول فلسفه و روش رئاليسم )) با پاورقيهاي شهيد مطهري تنظيم و منتشر گرديد. پس از پنج سال تحصيل و تدريس در شهر مقدس قم ، در سال 1335 وارد دانشکده الهيات شد و تا سال 38 در آن دانشکده مشغول تحصيل در دوره دکترا بود، ولي پس از اتمام تحصيل در آن دانشکده بخاطر فعاليتهاي چشمگير فرهنگي ، تبليغي و سياسي که در داخل و خارج کشور به عهده داشت ، نتوانست از رساله دکتراي خويش را ارائه دهد و اين امر به تاءخير افتاد. سرانجام در تاريخ 1/11/1353 رساله دکتراي خود را تحت عنوان ((مسائل ما بعد الطبيعه در قرآن )) با راهنمايي استاد شهيد مرتضي مطهري ارائه و از آن دفاع کرد و موفق به اخذ دکترا در رشته فلسفه شد. تدوين کتب درسي زماني که سردمداران وابسته به غرب بر آن بودند که جامعه اسلامي ايران را به يک جامعه مادي غربي تبديل کنند و با گذشت زمان ، دين را به دست فراموشي سپارند. در چنين دوراني حساس دکتر بهشتي با همکاري دکتر باهنر در بخش برنامه ريزي کتابهاي وزارت آموزش و پرورش به تهيه و تدوين کتاب ديني براي مدارس اقدام کرد و از اين طريق نگذاشت گرد غربت بر روي اين گوهر گرانبها بنشيند و نسل جوان را به فرهنگ غني اسلام آشنا ساخت .(868) نويد صبح گستردگي انديشه اش ميان امروز و فردا پيوند مي زد. اين انديشمند ژرف بين براي آينده اي روشن برنامه ريزي مي کرد و چاره اين مهم را در ايجاد تحول در حوزه مي ديد. بدين خاطر در سال 1339 به فکر سازماندهي درست و دقيق براي حوزه افتاد و با همفکري دوستانش به اين نتيجه رسيد که بايد تحولي اساسي تواءم با نوعي برنامه ريزي اصولي انجام گيرد تا طلاب تحت يک برنامه منظم و مدون در آيند و در آينده براي جامعه مؤ ثر و مفيد واقع شوند. بدين منظور با همکاري شهيد قدوسي (ره ) و دعوت از اساتيد بزرگواري چون حضرات آيات مشکيني ، مصباح يزدي و جنتي اقدام به تشکيل مدرسه حقاني نمودند و آن را به مثابه پايگاه مهمي براي تربيت طلاب متعهد و انقلابي قرار دادند. پس از پيروزي انقلاب شکوهمند اسلامي نيز آن نهاد پاکي که دکتر بهشتي و شهيد قدوسي نشاندند، به بار نشست و آثار مفيد و مؤ ثري در اين انقلاب عظيم داشت . نسيم سحر اولين حرکت فرهنگي ايشان در آن زمان تاءسيس دبيرستان دين و دانش بود که به کمک برخي از دوستانش شکل گرفت و خود مسؤ ولت آن را عهده دار گشت ؛ تا دانش آموز و دانشجوي مکتبي ، دين و دانش را دو مقوله مجزا نداند، بلکه اين دو را با هم فراگيرد زيرا دين و دانش انفکاک ناپذيرند. او اين گونه بذر ايمان و انقلاب را در سرزمين افکار نسل جوان مي پاشيد تا اينان نويد سحري را به گوش جان جامعه برسانند و فجري براي طلوع خورشيد صبح سعادت باشند.(869) چشمه اي در کوير در سال 1344 براي انجام رسالت تبليغي به آلمان سفر کرد تا امامت مسجد و تکميل ساختمان مسجد و اداره امور مسلمانان فارسي زبان و رسيدگي به دانشجويان مسلمان مقيم آنجا را به عهده گيرد. وي در مسجدي که آية الله بروجردي براي مسلمانان ساخته بود، مشغول فعاليتهاي مذهبي و فرهنگي شد و با تشکيل اتحاديه انجمنهاي اسلامي دانشجويان فارسي زبان و ((مرکز اسلامي هامبورگ )) پايگاهي مهم براي جذب انديشه ها و هدايت آنان به وجود آورد.(870) البته فعاليتهاي ايشان در مدت پنج سال اقامت در آنجا منحصر به موارد ياد شده نبود، بلکه ايشان با تمام گروهها ارتباط برقرار کرد و دامنه فعاليتهايش را در سطح اروپا گسترش داد. در راه معماري انقلاب پس از آنکه انقلاب اسلامي گذرگاهها و فراز و نشيبهاي مهمي را پشت سر نهاد و خون هزاران شهيد و جانباز به ثمر نشست و انقلاب اسلامي در آستانه پيروزي قرار گرفت ، حضرت امام خميني (ره ) آن روزها در پاريس پايه هاي حکومتي اسلامي را طرح ريزي مي نمودند و بدين منظور شوراي انقلاب را تشکيل دادند تا بتوانند قوانين کشور را بر طبق موازين اسلام و قرآن تنظيم نمايند. يکي از نخستين اعضاي اين شورا که از طرف حضرت امام (ره ) انتخاب شد، دکتر بهشتي بود. آية الله بهشتي پس از مدتي به عنوان دبير شورا انتخاب شد. اين شورا در آن برهه حساس و سرنوشت ساز وظيفه مهمي را بر دوش داشت و منشاء خدمات فراواني به اسلام و انقلاب گشت ، بويژه اينکه در آن دوران - به خاطر آشفته بودن اوضاع و نبودن قوه مقننه - اين شورا نقش قانونگذاري داشت و دو وظيفه مهم را انجام مي داد: يکي تصويب قوانين مورد نياز کشور و ديگري اجراي آن قوانين مورد نياز کشور و ديگري اجراي آن قوانين که اين نيز از سوي اعضاي شورا يا افرادي که شورا انتخاب مي کرد، انجام مي شد. مدتي نيز دکتر بهشتي از طرف شوراي انقلاب به دادگستري رفت تا به بازسازي اين تشکيلات قضايي بپردازد و قضات انقلابي و متعهد را به کار گيرد حضور ايشان در اين مورد نيز چون گذشته مؤ ثر افتاد. تاءسيس حزب جمهوري در آن روزهاي حساس و سرنوشت ساز انقلاب ، در برابر آن همه حزب سياسي منحرف ، وجود يک تشکل اسلامي پيرو راه امام براي پاسداري از ارزشها ضروري بود. در آن زمان دکتر بهشتي که همواره معتقد به نظم و برنامه ريزي و تشکيلات بود، با صلاحديد حضرت امام خميني (ره ) در فروردين سال 1358 حزب جمهوري اسلامي را با همفکري و همکاري مقام معظم رهبري حضرت آية الله خامنه اي و ديگر دوستان تاءسيس کرد تا پايگاهي براي سازماندهي نيروهاي مسلمان و متعهد و معتقد به ولايت فقيه باشد. آية الله بهشتي تا هنگام شهادت به عنوان دبيرکل حزب جمهوري اسلامي انجام وظيفه مي نمود.(871) تدوين قانون اساسي پس از آنکه مجلس خبرگان توسط نمايندگان منتخب مردم ، تشکيل شد دکتر بهشتي نايب رئيس مجلس خبرگان بود و بيشتر جلسات مجلس خبرگان به رياست ايشان برگزار مي شد. اين مدير دلسوز نظام ، به رغم مشغله کاري فراوان ، با تلاش و کوشش فوق العاده و با همفکري و همکاري ياران دلسوز امام و انقلاب ، قانون اساسي جمهوري اسلامي را تدوين کردند؛ که به تاءييد امام و تصويب امت رسيد. قانون اساسي در واقع خونبهاي انقلاب اسلامي بود. يکي ديگر از اقدامات ايشان ، روشن کردن جايگاه ولايت فقيه در اين نظام مقدس بود. گرچه بعضي از ليبرال ها و ملي گرايان همچون بني صدر خائن با آن مخالفت مي کردند ولي آية الله بهشتي با دلايل و براهين مستند به مخالفان جواب مي داد. و سرانجام اصل ولايت فقيه در مجلس تصويب شد. در سنگر عدالت پس از استقرار جمهوري اسلامي ، حضرت امام خميني (ره ) مسؤ وليت ديوان عالي کشور (بالاترين مقام قضايي کشور) را در اسفند ماه 1358 به دست باکفايت آية الله بهشتي سپرد(872)تا براي اين تشکيلات حياتي که نقش مهم و تعيين کننده اي در جامعه دارد، زمينه اجراي قوانين اسلام با درک و درايت والاي ايشان فراهم گردد و عدل و قسط در جامعه رواج يابد. ايشان نيز در طول مدت عهده داري اين مسؤ وليت خطير و شريف منشاء خير و خدمت گشت و امور قضايي کشور را سروسامان داد و آن را انسجام بخشيد و با به کارگيري قضاوت عادل و عالم ، نظام قضايي را دگرگون ساخت . آن همه تلاش بي وقفه او در اين قوه فراموش نشدني است و براستي که او مظهر عدالت علوي بود. تنديس مظلوميت در طول تاريخ ، هماره انديشه هاي بزرگ در عصر خويش ناشناخته مانده اند. چون همگام با عصر خويش به پيش نرفته و پا را فراتر از عصر و انديشه گذاشته اند. در اين برهه شخصيت استثنايي آية الله دکتر بهشتي نيز اين چنين بود. اين فرزانه بلندنگر تا هنگامي که در قيد حيات بود، همچنان غريب و ناشناخته ماند. اين در حالي رخ مي داد که نمروديان زمان - آمريکا و منافقين - او را خوب شناختند و بخوبي مي دانستند که او يکي از ارکان اين نظام مقدس اسلامي است و نقش مهم و تعيين کننده اي دارد و بايد از ايشان شروع کرد آنها وجود او را نيز مانعي در راه رسيدن به اهداف شومشان مي ديدند و براي نيل به مقاصدشان اقدام به ترور شخصيتش نمودند و او را ابراهيم گونه در آتش سوزان تهمتها افکندند و مي خواستند با اين شيوه اين سد محکم را از مسيرشان بردارند و راهشان را هموار سازند تا به اهداف تاريکشان نايل آيند. البته طراح اصلي اين برنامه استعمار بود و منافقين مجريان طرح بودند و استعمار نيز هدفش آن بود که مشروطه اي ديگر تکرار گردد. منافقين براي انجام اين هدف استعماري ، شخصيت دکتر بهشتي را نشانه گرفتند و با تهمتهايي چون انحصار طلب ، سرمايه دار و... سعي در خدشه دار کردن شخصيت ايشان داشتند و با اين کارشان مي خواستند او را از صحنه انقلاب خارج سازند. گرچه در واقع هدف ترور شخصيت دکتر بهشتي نبود، بلکه اينان زمينه را براي کنار زدن روحانيت فراهم مي کردند.(873) اين دل پاک و روح بلند هرگز در دفاع از خويشتن ، شمشير بيان از نيام برنکشيد؛ اگر چه گذشت زمان از حقايق پرده برداشت و واقعيتها را روشن کرد. چون رو به دوست کردي سرکن به جور دشمن چون نام عشق بردي آماده شو بلا را برگي از دفتر فضيلت
(())(874)
(875)
(((())(876)
(())(877)
(878) نشانه هاي ماندگار
(())
پرواز سرخ
بيدار دلاني که به خون در خفتند خواب همه سفلگان شب آشفتند بر دار بلند عاشقي ، با لب عشق هفتاد و دو منصور اناالحق گفتند
آثار: خدا از ديدگاه قرآن مالکيت بانکداري و قوانين مالي در اسلام مبارزه پيروز روحانيت در اسلام و در ميان مسلمين کدام مسلک ؟ نماز چيست ؟ شناخت شناخت دين نقش دين در زندگي انسان
تاريخ بروز رساني : چهارشنبه 18/09/88 ساعت 16:45
| |
| | |
کلیه حقوق این پایگاه برای حوزه علمیه میبد محفوظ می باشد. نقل خبر فقط با ذکر منبع مجاز می باشد. |
|