سيد ميرزا ابوالحسن جلوه
 سيره عملي و اخلاقي علما
 جايگاه و عملكرد علماي شيعه
 علم و عالم در فرهنگ اسلامي
 زندگينامه علما و بزرگان
 جلوه علما
 جلوه هاي سياسي اجتماعي علما
 سيد ميرزا ابوالحسن جلوه

موطن: زواره از توابع اصفهان
نام پدر : سيد محمد
تاريخ وفات: 1314قمري 
-------------------------------------------------------------------------------------
 
حکيم فروتن
غلامرضا گلي زواره
اجداد و انساب جلوه
حکيم الهي ميرزا ابوالحسن جلوه يکي از دانشوران جهان تشيع است که در عصر قاجار چون ستاره اي فروزان در آسمان حکمت درخشيد و با تلاشي ارزشمند و کوششي وافر مشعل حکمت را در اين عصر روشن نگاهداشت . حکيم جلوه از لحاظ نسب به سلسله اي از سادات طباطبا انتساب دارد که از طريق پدر به امام حسن مجتبي عليه السلام و از طريق مادر به حضرت امام حسين عليه السلام مي رسد و يکي از اجداد او سيد بهاءالدين حيدر است که در قرن هفتم در زواره مي زيست و زماني که قوم وحشي مغول به اين شهر يورش آوردند اين سيد وارسته چون شير شجاع رهبري دفاع مردم اين شهر در مقابل مهاجمان را عهده دار گرديد و سرانجام به دست خونخواران مغول به شهادت رسيد و در خانه اش دفن گرديد و مرقدش اکنون زيارتگاه مردم مي باشد.(1221)
نسب جلوه پس از شش واسطه به متکلم و حکيم مشهور ميرزا رفيعاي نائيني مي رسد و جلوه خود در نامه دانشوران ناصري ذيل شرح زندگاني خويش به اين نکته اشاره دارد.(1222)
رفيع الدين طباطبايي يکي از حکماي معروف شيعه است که با استفاضه از محضر علمايي چون شيخ بهائي ، مير فندرسکي و شيخ شوشتري در اقيانوس انديشه به غواصي پرداخت و ثمره تلاشهاي علمي او تاليفات ارزشمندي چون حاشيه بر صحيفه سجاديه ، شرح اصول کافي و ثمره شجره الهيه مي باشد که از عمق تفکرش حکايت دارد. علامه مجلسي از او به عنوان سومين استاد اجازه ، حديث ذکر مي کند.(1223)
دوران کودکي و نوجواني جلوه
((سيد محمد مظهر)) پدر جلوه از شعرا و حکماي دوره قاجاريه است که براي تکميل دانسته هاي طبي و ادبي خويش راهي هندوستان گرديد و مدتها در اين سرزمين اقامت داشت و در سال 1238 ق . در احمد آباد گجرات هند صاحب فرزندي شد که او را ابوالحسن ناميد، همان شخصي که بعدها به ميرزا ابوالحسن جلوه مشهور گرديد.
((مظهر)) به تقاضاي برادرش مير محمد حسين دوم که انساني فاضل و پروا پيشه بود همراه خانواده از هند به اصفهان آمد و غالبا در مولد و موطن خود يعني زواره اقامت داشت تا آنکه به سال 1252 ق . در اين شهر دارفاني را وداع گفت و در جلو بقعه پدرش - فقيه نامدار مير محمد صادق طباطبايي مدفون گرديد. در اين هنگام جلوه دوران نوجواني را سپري مي نمود و چهارده سال داشت . او تحصيلات مقدماتي ، قرائت و ادبيات فارسي و بخشي از علوم عربي و حتي خط و کتابت را در زواره فرا گرفت و با وجود آنکه در اين دوران از دست دادن پدر روانش را آزرده ساخته بود از کسب دانش دست بر نداشت . چنانچه خود در شعري مي گويد:
با همه سختي و رنج محنت ، نگذشت
 
جز پي تحصيل اين شب و سحر من
 
تحصيل در اصفهان و تهران
آن عنصر سخت کوش با وجود آنکه امکاناتي نداشت به منظور پيگيري تحصيلات ، موطن خود را به قصد اصفهان ترک گفت . مدرسه اي که حکيم جلوه در آن اقامت گزيد از بناهاي امير محمد مهدي معروف به حکيم الملک (از نوادگان سيد روح الله طباطبائي اردستاني ) است .(1224) حجره اي که جلوه در اين مدرسه انتخاب کرد و در آن بيتوته نمود همان جايي است که سيد حسين طباطبائي متخلص به مجمر شاعر زواره اي در سال 1209 در آن اقامت داشت .(1225)
در اين حال شوق تحصيل ، تقکر و تحقيق در سراپاي وجود جلوه موج زد و طبق حقيقت جويي او با انديشه هاي ديني بخصوص افکار فلسفي و عرفاني آشنا گرديد. چنانچه خود مي نويسد: ((چون فطرتها در ميل به علوم مختلف است خاطر من ميل به علوم عقليه کرد و در تحصيل علوم معقول از الهي و طبيعي و رياضي اوقاتي صرف کردم .))(1226)
جلوه در اصفهان از محضر علمايي چون ميرزا حسن نوري ، ميرزا حسن چيني و ملا عبد الجواد توني خراساني بهره برد و اصولا در پيمودن طريق حکمت به موازات شرکت در دروس اين اساتيد مطالعات شخصي داشت و در اين راه آني نياسود و در بحثهاي فلسفي و عرفاني با طلاب کاملا موفق بود.
در سال 1273 ق . در حالي که جلوه 35 بهار را پشت سر نهاده بود اصفهان را ترک کرد و به قصد تهران عزيمت نمود. مدرسه اي که در تهران جلوه به منظور اقامت در آن برگزيد دارالشفا نام داشت که نخست به دستور فتحعلي شاه براي بيمارستان ساخته شد ولي بعدها به صورت مدرسه در آمد.(1227)
جلوه در اين مدرسه به مدت 41 سال به تدريس حکمت و فلسفه و رياضيات مشغول بود و در عصر نامبرده آقا محمد رضا قمشه اي و آقا علي مدرسي و جلوه سه استاد کامل فلسفه و حکمت به شمار مي رفتند که کارواني از دانشوران و مشتاقان معرفت از حوزه تدريس آنان استفاده مي کردند و با رحلت آن دو حکيم در دوره ناصري علوم عقلي به مجلس ‍ درس جلوه انحصار يافت (1228) و بعد از حاج ملا هادي سبزواري در مکتب وي فلسفه جان تازه اي يافت . او در گوشه اين مدرسه پارسا و بي پيرآيه ، فروتن و انديشمند مي زيست و مي کوشيد تا جانهاي تاريک را به نور حکمت روشن کند. فارغ از نام و نشان زندگي زاهدانه اي را مي گذراند و در حدود نيم قرن پرتوي از انديشه هاي خود را در اختيار شاگرداني قرار داد که خود بعدها در عصر خويش دانشوران مشهوري به حساب مي آمدند.
شاگردان
حکيم جلوه طي نيم قرن تدريس شاگردان زيادي را تربيت کرد که برجسته ترين آنان به شرح زيرند:
1. ميرزا محمد طاهر تنکابني :
وي پس از وفات آخوند محمد رضا صهبا قمشه اي به درس ميرزا ابوالحسن جلوه رفت و کتاب تمهيد القواعد ابن ترکه را نزد وي خواند. تنکابني درباره روش درسي جلوه مي نويسد: ميرزا را عادت بر اين بود که تا کتابي را تصحيح نمي کرد شروع به بحث در آن نمي نمود. آن تمهيد القواعد که زند آقا محمد رضا قمشه اي خوانده بوديم گاهي سطر به سطر افتاده داشته و او به نيروي بيان عرفاني مطالب کتاب را تقرير مي نمود ليکن مرحوم جلوه ابتدا تمام کتاب را اصلاح مي نمود سپس درس مي گفت و از اين مقايسه کوچک طرز دقت و تحقيق ميرزاي جلوه نسبت به نحوه تدريس مرحوم قمشه اي کاملا آشکار بود.(1229)
ميرزا محمد طاهر تنکابني از اساتيد مسلم فلسفه در دوران اخير است و احاطه نامبرده به متون و آراء فلاسفه سلف شگفت انگيز بوده است (1230) و در رياضيات ، هيئت ، نجوم و طب نيز مهارت داشت . از سال 1310 ش . دوران مشقات اين حکيم آغاز شد و از پي تبعيدها و زنانها (به دليل مبارزه با رضاخان ) سر انجام در سال 1320 از دار غرور به سراي سرور کوچ نمود(1231) و در جوار قبر استادش جلوه مدفون شد.
2. آيت الله العظمي ميرزا محمد علي شاه آبادي :
اين فقيه عارف پس از فراگيري مقدمات و علوم نزد پدر و برادر بزرگ خود آيت الله شيخ احمد بيد آبادي و علامه ميرزا محمد هاشم چهار سوقي هنگامي که پدرش مورد غضب ناصر الدين شاه قاجار واقع شد و تبعيد گرديد در سال 1304 ق . به همراه والد بزرگوار خويش راهي تهران شد و تحصيل علوم اسلامي را پي گرفت و فلسفه ، حکمت و عرفان اسلامي را پي گرفت و فلسفه ، حکمت و عرفان را نزد حکيم جلوه آموخت و پس از 16 سال اقامت در تهران به نجف اشرف رفت و در آنجا از محضر آخوند ملا محمد کاظم خراساني استفاده کرد. در سامرا نزد ميرزاي شيرازي نيز شاگردي کرد و پس از 8 سال اقامت در عراق به تهران آمد و در خيابان شاه آباد سابق سکونت گزيد. به همين دليل او را شاه آبادي گويند. وي در مدت 17 سال اقامت در تهران به نشر معارف مذهب حقه تشيع و مبارزه با نظام جور از طريق جلسات درس و سخنراني همت گماشت و قبل از به قدرت رسيدن رضاخان کرارا چهره مزدورانه وي را افشا مي نمود. در محضر آيت الله شاه آبادي دانشوراني چند تربيت شدند که برجسته ترين آنها حضرت امام خميني (ره )، حضرت آيت الله مرعشي نجفي و آيت الله ميرزا هاشم آملي مي باشد که در قم از محضر اين عارف متشرع فيض بردند. از تاليفات گرانقدر نامبرده شذرات المعارف ، رشحات البحار و مفتاح السعاده در خور ذکرند.(1232)
3. آقا سيد حسين بادکوبه اي :
وي متولد 1293 ق . در يکي از روستاهاي بادکوبه جمهوري آذربايجان است . پس از تحصيل مقدماتي به تهران آمد و فلسفه و رياضيات را نزد جلوه فرا گرفت . پس از مدتي عازم نجف شد و در اين شهر مقدس نزد آخوند خراساني و شيخ حسين مامقاني فقه و اصول را آموخت . فيلسوف معاصر و مفسر کبير علامه طباطبايي رياضيات و الهيات شفا را نزد اين حکيم در نجف تحصيل نمود.(1233)
4. ملا محمد آملي :
آن مرحوم از فقها و مجتهدين پرهيزکار و مشاهير مراجع روحاني است که به منظور دفاع از مشروطه مشروعه با شيخ فضل الله نوري همکاري داشت . وي پس از نشو و نما در آمل و فراگيري علوم مقدماتي در اين شهر روانه تهران گرديد و از افاضل اين شهر خصوصا حکيم جلوه استفاده کرد و خود به تدريس و انجام وظايف شرعي و خدمات ديني پرداخت و از مراجع عظام محسوب گرديد. وي در سال 1336 به رحمت ايزدي پيوست و جنازه اش با تجليل و احترام فراوان در جوار مقبره جلوه دفن گرديد.(1234)
5. ميرزا حسن کرمانشاهي :
نامبرده که از شاگردان مسلم و مبرز جلوه است يکي از ارکان مهم انتقال فلسفه به طبقات متاخر مي باشد. شاگردان زيادي تربيت نموده که مشهورترين آنها فيلسوف فاضل سيد موسي زر آبادي است ، از تاليفات وي حواشي فراواني است که بر شرح اشارات و اسفار و شفاي ابوعلي سينا نوشته است . (1235)
ديگر شاگردان جلوه عبارت اند از:
حکيم ميرزا ابراهيم حکمي زنجاني ، حکيم ملا محمد هيدجي زنجاني ، عبدالرسول مازندراني ، ضياء الحکماي زواره اي ، ميرزا مهدي آشتياني ، ميرزا علي اکبر حکيم يزدي ، ميرزا محمود مدرس کهکي قمي ، حاج شيخ عبدالنبي نوري ، سيد عباس شاهرودي ، سيد محمود حسيني مرعشي نجفي (پدر حضرت آيه الله مرعشي نجفي ) حاج ميرزا عبدالکريم سبزواري فرزند حاج ملا هادي سبزواري و...
آثار و انديشه هاي جلوه
جلوه از اوان جواني روان خود را با حکمت و فلسفه آشنايي داد و از سرچشمه ((يوتي الحکمه من يشاء)) کامروا و سراب گرديد.
آفتاب حکمت بر ذهنش تابيد و به نور معرفت آراسته گرديد. قدرت کم مانند وي در مباحثه و مناظره و تسلط عالي به آثار فلسفي ، احاطه بر انديشه هاي حکماي سلف به همراه فروتني و مهرباني و کلام شيوا و شيرين ، جلسه درسش را در مدرسه دارالشفاء با هيجان و پر ازدحام نمود. بر انديشه هاي فلسفي وقوف داشت و اقوال مخالف و موافق را در ابحاث حکمي و عرفاني بررسي مي کرد. از دالان ترديد سريع عبور مي کرد و شوارع سالم تر را براي عبور از مباحث فلسفي بر مي گزيد. تخصصي ويژه در تدريس انديشه هاي ابوعلي سينا داشت و در فلسفه مشاء استادي نامور بود.(1236)
تاليفات ابن سينا را ارزشمند دانسته ، به تدريس آنها افتخار مي کرد. آثار ملاصدرا را نيز تدريس مي نمود و ماخذ بعضي نقل قولهاي مندرج در اسفار اربعه را مشخص مي نمود.(1237) تقريبا اکثر عمر با برکت اين حکيم صرف مطالعه ، تحقيق و تفکر شد و اگر به اين امور اشتغال نداشت به راز و نياز با خداي خويش و امور عبادي مي پرداخت . با وجود تواناييهاي فکري و انديشه هاي عالي در هنگام نوشتن به ساحت مقدس اهل بيت عصمت و طهارت توسل مي جست و آن روانهاي پاک و مقدس را به امداد مي طلبيد تا مبادا از خود نوشته اي بر جاي نهد که عبث باشد يا خوراکي شبهه ناک را متوجه اذهان نمايد.
جلوه را در پاره اي از تذکره ها و کتب تراجم به مدرس و مبلغ فلسفه مشاء و بي توجه و حتي خالف حکمت اشراق معرفي نموده اند اما با بررسي گرايشها و برخي نوشته ها و خصوصا اشعارش اين واقعيت آشکار مي شود که آن آرامش روحاني را که خاطرش از آغازين دوران بحث و تحقيق در آثار فلسفي جوياي آن بود به دست نمي آورد و اين گونه مباحث فلسفي شکلهايي را برايش پديد آورده که شناخت عرفاني و اقبال به سلوک روحاني و سير معنوي او را از اين دالان ترديد مي رهاند. او که با صميميت و جديتي وافر در جستجوي حقيقت بود در دهه هاي آخر زندگي راه قلب را براي رسيدن به اين مقصد بر مي گزيند و از اين طريق به استقبال نفخه هاي روحاني مي رود. چنانچه در شعري به اين واقعيت اذعان دارد.
عقل کالاي نفيسي است به بازار جهان
 
ما ز عشق آتش سوزنده به کالا زده ايم
 
ما ز کشتي بگذشتيم پس شوق وصال
 
خويش از جان بگذشتيم و به دريا زده ايم
 
و در مطلع غزلي مي گويد:
گر چه ندانم کجاست بارگه و کوي دوست
 
ليک به دل مي رسد از همه سو بوي دوست
 
و در بيتي ديگر گفته است :
مرا به دل همه شوق بهشت بود به عمر
 
چو نور روي تو ديدم نماند شوق بهشت
 
يکي از آثاري که پرتوي از انديشه هاي عرفاني جلوه را به ثبوت مي رساند تعليقه اي است که آن حکيم بر مقدمات شرح فصوص الحکم قيصري نوشته است که نسخه اي عکسي از آن در اختيار نگارنده است .(1238)
اهم آثار جلوه به شرح زيرند: 
1- حاشيه بر شفاء
2- حواشي بر کتاب اسفار ملاصدرا(1239)
3- اثبات الحرکه الجوهريه که رساله اي است به زبان عربي درباره اثبات اين مطلب که حرکت علاوه بر اعراض در جوهر نيز وجود دارد.(1240)
4- رساله اي در بيان ربط حادث به قديم که در حواشي شرح هدآيه ملاصدرا در تهران چاپ شده است .
5- حواشي بر مشاعر ملاصدرا که به انضمام رساله عرشيه ملاصدرا در تهران طبع گرديده است .
6- حواشي بر مبداء و معاد ملاصدرا (نشر يافته در سال 1313 ق .)
7- رساله اي در ترکيب و احکام آن
8- رساله در وجود و اقسام آن که تقرير جلوه و تحرير شاگردش حاج سيد عباس شاهرودي مي باشد.(1241)
9- حاشيه بر شرح هدايه الاثيريه ابهري (متوفاي 660 ق .)(1242)
10- تعليقه بر رساله دره الفاخر، نسخه اي از اين تعليقه به خط نستعليق سيد عباس شاهرودي مذکور که در سال 1306 ق . تاليف شده در کتابخانه آستان قدس رضوي موجود است .
11- حاشيه بر شرح ملخص چغميني (چاپ شده در سال 1311 ش .)
12- تعليقات بر مقدمه شرح فصوص قيصري (1243)
13- حاشيه بر شرح منظومه حاج ملا هادي سبزواري که نسخه مخطوطي از آن در کتابخانه مجلس شوراي اسلامي ضبط است .(1244)
14- جسم تعليمي ، رساله اي است در حکمت که سيد علي اکبر طباطبايي در شعبان 1311 ق . آن را به خط شکسته نستعليق نوشته است .(1245)
15- وجود الصور النوعيه که رساله اي است در فلسفه و طي آن جلوه اثبات مي کند که صور نوعيه در اجسام ، جوهر و موجود مي باشد.
16- انتزاع مفهوم واحد، که در آن انتزاع مفهوم واحد را از حقايق متباينه مورد بحث قرار داده است .
17- القضيه المهمله هي القضيه لطبيعيه که موضوع آن در منطق است و در اين رساله از طريق استدلال ثابت شده است که قضيه مهمله همان قضيه طبيعيه مي باشد.
18- بيان استجابت دعا، در آغاز اين رساله جلوه ماهيت را بر سه قسم تقسيم کرده و دعا را از قسم دوم مي داند و موثرترين وسيله استجابت آن را شناخت کامل پروردگار دانسته است .(1246)
19- ديوان جلوه ، آن حکيم خود به جمع و تدوين آثار منظوم خويش ‍ رغبتي نشان نمي داد و بعدها يکي از شاگردانش (ميرزا علي خان عبدالرسولي ) در سال 1348 ق . اشعار وي را که مشتمل بر قصايد، غزليات و مثنويات بود جمع و تدوين نمود که به سعي و اهتمام احمد سهيلي خوانساري در تهران به طبع رسيد. در مقدمه ديوان مزبور ميرزا علي خان شرح حالي از جلوه و خاندانش را آورده و در پايان آن سهيلي خوانساري رباعي زير را درج نموده است :
اين نامه که چنجينه در سخن است
 
هر نکته وي شمع هزار انجمن است
 
از کيست سهيلي که چنين جلوه گر است
 
از جلوه که نام ناميش بوالحسن است
 
اخلاق و رفتار جلوه
جلوه اندامي تکيده و نحيف اما قامتي بلند داشت و هاله اي از روحانيت بر سيماي پر جذبه اش پرتو افکنده بود. نگاه نافذش که اغلب آکنده از محبت و آميخته با وقار و شکوه بود افراد را جلب مي کرد. با وجود تواضع و وارستگي هيبتي داشت که سبب مي شد مردم به ديده احترام او را نگريسته ، تکريمش کنند. جامه اش با وجود سادگي و ارزاني پاکيزه و نظيف بود. پاپوشي سبک ، ساده و راحت داشت . در واپسين سالهاي حيات پر برکت خويش که توان جسمي آن حکيم به تحليل رفته بود عصايي ساده وي را در راه رفتن کمک مي کرد. با وجود آنکه حکيمي برجسته بود و از نظر علمي مقام والايي داشت هر کس او را مي ديد کوچک ترين نشانه اي از برتري طلبي و تشخص در وي نمي يافت . خوش برخورد و شيرين گفتار و کم مراوده بود.(1247) در برخورد با افراد به مصداق ((کلم الناس علي قدر عقولهم )) به تناسب با آنها عمل مي کرد به نحوي که وقتي از او جدا مي شدند شادمان و مسرور به نظر مي رسيدند. ساده و بي تکلف زندگي مي کرد و در مواقعي براي آسايش ديگران خود را رنج مي افکند. از مال دنيا چيزي نيندوخت و تنها دارايي او کتابهاي ارزشمند بود که به وسيله آنها انديشه خود را صفا مي داد و روان خويش را التيام مي بخشيد. محل زندگيش حجره اي تو در تو واقع در مدرسه دارالشفاء بود که در نهايت سادگي در آن بيتوته مي نمود. زهد و قناعت نيازهايش را تقليل داده و به نسبت کاستن از خواستنها خويشتن را از قيد اسارت امور دنيوي رهانيده بود و لذا با عزت نفس و مناعت طبع زيست و هرگز از کسي تقاضايي نکرد و به احدي براي تامين امور مادي زحمت نمي داد. با وجود اينکه پذيرايي او را هر کس به جان خريدار بود کمتر به مجلس اين و آن مراوده مي کرد.(1248) با اين نصيب اندک از اين دنياي فاني برکات زيادي را از خود بروز داد که نمونه آن مرزباني از انديشه هاي اسلامي و نشر معارف تشيع و تربيت ده ها دانشور و فاضل است که هر يک خود ناشر افکار و معارف ديني بودند.
او که از همان اوان جواني به تزکيه و تصفيه دل پرداخت رابطه اش با اهل بيت عليهم السلام نيز پيوندي قلبي و توام با عشق و علاقه بود که از شناختي عميق و آگاهي وسيع سرچشمه مي گرفت . به همين دليل جاذبه اي از محبت اهل بيت عليهم السلام به سوي او رو نمود که در جذب و جلب معنويات براي او بسيار موثر بود. وي عقيده داشت که مهر به خاندان عصمت و طهارت انسان را از آلودگي ها پاک کند، چنانچه در شعري درباره حضرت علي عليه السلام گفته است :
غير علي کس نکرد خدمت احمد
 
غمخوار موسي نباشد الا هارون
 
تيره روانم اگر چه از ره تحقيق
 
هست به انواع معصيت ها مرهون
 
ز آب مديحش ز خويش جمله بشويم
 
آري شويد همي پليدي سيحون
 
افول کوکب حکمت 
رفته رفته فرتوتي و رنجوري ، اين استوانه انديشه را بر بستر بيماري افکند و او را از توان انداخت . يکي از شاگردان و نزديکان جلوه (شيخ عبدالرسولي ) وقتي استاد را بيمار ديد که پرستاري ندارد او را با کمال ميل به خانه خويش ‍ برد و چون پدري مهربان از جلوه پرستاري نمود. اما حال آن حکيم لحظه به لحظه رو به وخامت مي رفت و چراغ حيات دنيويش رو به خاموشي مي گراييد عبدالرسولي در مقدمه ديوان جلوه نوشته است : در شب جمعه ششم ذيقعده 1314 ق . که شب وفاتش بود هنگام خواب پدرم را خواست . پدرم تا نماز مغرب گزارد و به بالين او رفت از حال رفته بود و توانايي سخن گفتن نداشت . قدري با طرف چشم و نوک زبان الحاح و تضرع کرد و جان شيرين به بخشاينده جانها تسليم کرد.
صبح آن روز جنازه را به مسجد ميرزا مولا که در آن نزديکي است بردند و از آنجا طي تشييع با شکوهي که جمعي از حکما و دانشوران تهراني حضور داشتند وي را در ابن بابويه دفن نمودند.(1249) مراسم عزاداري آن حکيم نه تنها در تهران بلکه در شهرستانها با شکوه و عزت تمام برگزار گرديد و ياد آن حکيم ، گرامي داشته شد.(1250) ناگفته نماند که آرامگاه جلوه بتازگي با حفظ معماري سنتي به طرز زيبا و باشکوهي بازسازي گرديده و در جوار بارگاه شيخ صدوق مورد احترام و زيارت دوستداران معرفت است .(1251)


 
 
آثار:
حاشيه بر شفاء
حواشي بر کتاب اسفار ملاصدرا
اثبات الحرکه الجوهريه
رساله اي در بيان ربط حادث به قديم
حواشي بر مشاعر ملاصدرا
حواشي بر مبداء و معاد ملاصدرا
رساله اي در ترکيب و احکام آن
رساله در وجود و اقسام آن
حاشيه بر شرح هدايه الاثيريه ابهري
تعليقه بر رساله دره الفاخر،
حاشيه بر شرح ملخص چغميني
تعليقات بر مقدمه شرح فصوص قيصري
حاشيه بر شرح منظومه حاج ملا هادي سبزواري
جسم تعليمي
وجود الصور النوعيه
انتزاع مفهوم واحد
القضيه المهمله هي القضيه لطبيعيه
بيان استجابت دعا،
ديوان جلوه
 


تاريخ بروز رساني : چهارشنبه 18/09/88 ساعت 16:37

کلیه حقوق این پایگاه برای حوزه علمیه میبد محفوظ می باشد. نقل خبر فقط با ذکر منبع مجاز می باشد.