محمد بن عبدالله حميري
 سيره عملي و اخلاقي علما
 جايگاه و عملكرد علماي شيعه
 علم و عالم در فرهنگ اسلامي
 زندگينامه علما و بزرگان
 جلوه علما
 جلوه هاي سياسي اجتماعي علما
 محمد بن عبدالله حميري

نام هاي ديگر: محمد بن عبدالله بن جعفر حميري قمي ،
موطن: قم
نام پدر : عبدالله
تاريخ وفات: 308قمري
-------------------------------------------------------------------------------------------

عاشق ولايت

ابوالحسن رباني صالح آبادي


نيم نگاه
آنچه به يک شهر، يا کشور اعتبار و اهميت مي بخشد و موقعيت آن را در نزد صاحبان خرد و دانش بالا مي برد، ظهور مردان بزرگ و فرهنگ پروري است که از آن سرزمين بر مي خيزند و دانش و معرفت بشري را گامي به پيش مي برند. شهر قم همواره و در طول قرن ها و عصرها و در مقاطع متفاوت فرهنگي و اجتماعي، محل خيزش انسان هايي دانشمند و فرهيخته و علاقمند به آموزه هاي ديني و مکتي بوده و هست.

در اين مقاله مي کوشيم که با يکي از چهره هاي برجسته و شاخص محدثان شيعي آشنا شويم؛ بزرگ مردي که نامش محمد، کنيه اش ابوجعفر و معروف به «حِمْيَري قمي» است.(1)

حميري اهل قم و منسوب به قبيله اي در يمن به نام «حِمْيَر» است. در مجمع البحرين مي خوانيم:


حمير
«حمير پدر يکي از قبائل يمن است که از آنان پادشاهاني در آن سرزمين به سلطنت رسيدند.»(2)

صاحب لسان العرب چنين مي نگارد:

«حمير بزرگ خاندان طائفه حمير بود و او حمير بن سبأ است.»(3)

دکتر محمد معين در کتاب ارزشمندش مي گويد:

«حمير شهر و ناحيه اي در يمن که در مغرب شهر صنعاي امروزي است.»(4)

و حسن عميد مي نويسد:

«حمير يکي از قبائل معتبر عرب قحطانيه که در يمن سکونت داشته و دولت هاي کوچکي تشکيل داده اند، مهمترين دولت هاي آنان يکي دولت سبأ و ديگري تبايعه بود که در قرن ششم ميلادي منقرض شده اند.»(5)

به هر صورت حمير چه نام قبيله يا اسم منطقه و شهري در يمن باشد، برخي از خاندان حميري از يمن - بنابر عللي که در جاي خود بايد مورد تحقيق قرار گيرد. - به قم آمدند و کم کم سلسله معروف حميري در اين شهر پا گرفت که يکي از معروفترين آنان همين محدّث بزرگوار است و ديگري پدر عظيم الشأن او که از بزرگان و عالمان قم به حساب مي آمد.

ولادت
همان گونه که تاريخ دقيق و قطعي ولادت عده زيادي از فقيهان و محدثان بزرگ تاريخ شيعه، در هاله اي از ابهام قرار دارد، تاريخ ولادت اين عالم بزرگوار هم، مبهم است و در مآخذ و مدارک مطلبي ذکر نشده است. مورخان نيز متعرض اين موضوع نشده اند؛ البته آنچه مهم است، شناخت شخصيت مورد نظر است تا دستمايه اي باشد براي شناخت بيشتر مرداني که قبل از ما در راه دين و مذهب و نشر آثار اهل بيت(ع) زحمت ها و رنج هاي فراواني را متحمل شده اند، تا مذهب راستين اسلام جاودان بماند.

اساتيد
يکي از عواملي که به شخصيت انسان شکل مي دهد و در آن تأثير فراوان بر جاي مي گذارد، استاد است. آري! استاد است که مي تواند علاوه بر انتقال يافته هاي علمي خود به شاگرد، در حوزه تهذيب و اخلاق نيز، پرورش دهنده روح او باشد و انسان هايي را در حوزه عقل و دانش و تهذيب و طهارت روح تربيت کند.

نام چنداني از استادان اين محدث بزرگوار در تذکره هاي و تراجم رجال، ذکر نشده و گويا بيش از دو يا سه استاد روايت نداشته است. اين اساتيد عبارتند از:

- 1پدر بزرگوارش، عبدالله بن جعفر حميري قمي: که استاد اصلي او است.(6) عبدالله بن جعفر نويسنده کتاب معروف و معتبر «قرب الاسناد» است. درباره اش نوشته اند:

«بزرگ قمي ها، شخصيت برجسته عالمان قم و از ياران حضرت امام عسکري(ع)بود که عمر پربرکت خويش را در راه اعتلاي مذهب اهل بيت و ترويج مباني دين به پايان برد.»

شيخ طوسي، در رجال و فهرست از او نجليل مي کند و به شخصيت وي ارج مي نهد. علّامه حلّي نيز ضمن ستايش، به او اعتماد کامل دارد.(7)

- 2احمد بن محمد بن خالد برقي قمي:(8) او دانشمند برجسته و مؤلف کتاب معروف «محاسن» است که از زمان تأليف تا روزگار ما مورد اعتماد تمام دين شناسان است. جدّ ايشان اهل کوفه بود و مدتي، هنگام بروز حادثه شهادت زيد بن علي: 7در زندان ستمگران گرفتار بود؛ ولي در زندان به شهادت رسيد. در اين هنگام خالد همراه پدرش، عبدالرحمن به قم آمد.(9)

نجاشي درباره احمد بن محمد بن خالد مي گويد: «او مورد وثوق و اعتماد است.» البته يک نقطه ضعفي نيز بر او وارد کرده اند و مي گويند وي از افرادي که چندان وثاقت آنان مشخص نبود، روايت نقل مي کرد. همين موضوع باعث شد که احمد بن محمد بن عيسي قمي - که شخص اول قم بود. - او را از قم تبعيد کند؛ ولي هنگام مرگش با سر و پاي برهنه دنبال پيکر احمد بن محمد بن خالد برقي حرکت مي کرد و از کار خود پشيمات شده بود.(10)

در تاريخ رحلت او دو قول است؛ سال 274يا سال 280که مرحوم نجاشي در کتاب خود به هر دو قول اشاره کرده است.(11)

شاگردان
تعليم و تربيت دو عنصر برجسته و بنيادي مکتب اسلام است. محمد بن عبدالله در اين حوزه به توفيقات بلندي دست يافت و جمعي از تشنگان معرفت ديني دور چشمه وجود او گرد آمدند و از محضرش فيض بردند. نام برخي از آنان چنين است:

- 1علي بن حسين بن شاذويه: (12) شاگرد روايتي محمد بن عبدالله بن جعفر است و در شمار استادان مرحوم شيخ صدوق قرار دارد.

- 2احمد بن هارون:(13) از استادان شيخ صدوق است و جناب صدوق بيشتر روايات کتاب «اکمال الدين و اتمام النعمه» را از وي نقل مي کند که اين خود نشان دهنده عظمت اين محدّث توانا است.(14)

- 3ابوالقاسم جعفر بن محمد بن قولويه قمي:(15) مرحوم نجاشي او را اين چنين ستوده است:

«از ياران موثق شيعه و بزرگان آنان است، در حوزه حديث و فقه، هر چه انسان درباره خوبي هاي او و فقه و معرفتش بگويد، باز او بالاتر از اين ها است. وي صاحب کتاب هاي بسيار خوبي است و کتاب معروف «کامل الزيارات» از اين جناب است.»(16)

او استاد شيخ مفيد است. وي، مخصوصاً در کتاب «امالي» نام اين استاد را بارها ذکر کرده و از او روايت نقل مي کند.(17)

- 4حسن بن حمزه علوي حسيني طبري:(18) از اساتيد برجسته جناب شيخ مفيد است و در امالي از ايشان به عنوان «شريف صالح» ياد مي کند.(19)

شيخ طوسي که شاگرد با واسطه اوست، درباره اش چنين اظهار نظر کرده است: حسن بن حمزه علوي طبري، مردي فاضل، اديب، عارف به اخبار، فقيه در دين و داراي زهد و ورع فراوان بود و کتاب هاي زيادي تأليف و تصنيف کرد.(20)

- 5علي بن حاتم بن ابي حاتم.(21)

از منظر بزرگان
براي پي بردن به شخصيّت علمي و فرهنگي يک عالم و محدّث، اظهار نظرهاي دانشمندان و بزرگان تاريخ و تراجم درباره آنان راهگشا است، که در نهايت موجب مي شود ابعاد شخصيّتي آن فرد کاملا روشن و آشکار شود؛ بنابراين بايد گفته ها و نظرها درباره محمد بن عبدالله حميري را مورد ملاحظه قرار داد. قريب به اتفاق تمام رجال شناسان معروف،

که ترجمه اين محدّث را مورد بررسي قرار داده اند، از وي به خوبي ياد کرده اند؛ به عنوان نمونه، مرحوم نجاشي (متوفاي در سال )450درباره اش مي گويد:

«محمد بن عبدالله حميري، از محدّثاني است مورد اعتماد و وثاقت و در ميان دانشمندان قم، از برجسته ها و نمونه ها است. او آن چنان شخصيّتي است که باب مکاتبه اش با حضرت وليّ عصر(ع)باز بوده و با آن بزرگوار ارتباط داشت. مسائل گوناگوني را در زمينه هاي ديني، از آن حضرت سؤال کرد. استاد من، احمد بن حسين غضائري برايم مي گفت: من اصل سؤال ها و جواب هاي حضرت را که در بين سطرها نوشته بودند، ديده ام.»(22)

شيخ طوسي (متوفاي 460ه. ق) در سه جا از کتاب رجال از وي نام برده است.(23) علّامه حلّي (متوفاي 726) هم درباره اش مي گويد:

«او محدّثي است فرزانه که با حضرت وليّ عصر(ع)مکاتبه و ارتباط داشت.»(24)

گرايش ولايي
محمد بن عبدالله حميري قمي از جمله عالمان و فقيهان شيعه است که گرايش عميقي به حضرت ولي عصر(ع)داشت و در اين راستا بود که به واسطه سفيران حضرت، با امام مهدي(ع)رابطه برقرار کرد، خدمت آن عزيز، نامه هايي ارسال مي کرد و مسائل شرعي و نيازهاي ديني خود را از آن بزرگوار سؤال مي کرد و امام هم جواب مي داد.

در يکي از نامه هايش، اين چنين به حضرت، اظهار اخلاص و محبت مي کند:

«خداوند متعال عمر مبارک شما را طولاني کند و عزّت شما را مستدام فرمايد. نعمت هايش را بر شما کامل کند. اي امام! هر کس در آستانه شما تسليم شد و شما او را قبول کرديد، او قطعاً انساني شايسته و لايق است و هر کس را که شما دست رد بر سينه اش زديد، بيچاره و ذليل است.»

در آخر يکي از نامه ها که حضرت جوابش را مي دهد، او را اين گونه دعا مي کند:

«خداوند براي تو و برادرانت خير دنيا و آخرت را جمع فرمايد.»(25)

توقيعات
توقيع به نامه هايي مي گويند که در عصر غيبت صغري، امام عصر(ع)به بعضي از شيعيان خاصّ خود مي نوشت.(26)

اينک پاره اي از سؤالات حميري از امام عصر و جواب هاي آن بزرگوار را مي خوانيم:

- 1بعضي از اصحاب ما - شيعه - مي گويند که سجده شکر بدعت و کاري ناروا است. آيا انسان نمازگزار مي تواند، بعد از خواندن نماز واجب يا بعد از خواندن نافله هاي مغرب، سجده شکر به جا آورد؟

امام در پاسخ فرمود:

«سجده شکر يکي از مستحبات مؤکّده است. کسي مي تواند بگويد بدعت است که خود بدعت گذار باشد.» (27)

- 2آيا در بهشت هم زاد و ولد وجود دارد؟

جواب حضرت چنين بود:

«در آن جا، براي زنان نه حامله شدن است و نه تولد فرزند. در بهشت آنچه دل ها ميل مي کند و چشم ها را خوش مي آيد، وجود دارد.»

- 3آيا مرد مي تواند با دختر زن خود ازدواج کند؟

جواب:

«اگر آن دختر در دامن اين مرد بزرگ شده که ربيبه او حساب مي شود، جايز نيست...»(28)

- 4نماز جعفر طيّار(ع)را مي شود در مسافرت خواند؟

جواب:

«جايز است.»(29)

اين بود گزيده اي از موارد متعدد سؤالات و جواب هاي حضرت.

صحابي امام
آن طور که در اين نوشتار اشارت رفت، پدر اين بزرگوار، عبدالله بن جعفر حميري از اصحاب امام عسکري(ع)شمرده مي شد؛ اما درباره خودش مشخص نيست که به شرف ملاقات امام عسکري(ع)نائل شده باشد. بر اين اساس شيخ طوسي او را در شمار محدثان و عالماني قرار مي دهد که مستقيماً از امامان معصوم روايت نقل نکرده اند.

طبق آنچه گفته شد، او با ناحيه مقدسه حضرت ولي عصر(ع)ارتباط داشته؛ ولي از صحابي معصوم به شمار نمي رود.


معرّفي آثار
يکي از نشانه هاي قدرت علمي يک محدث و عالم، آثار و تأليفاتي است که از خود به يادگار مي گذارد.

عالم متبحّر و معروف شيعه، شيخ طوسي مي نويسد:

«براي محمد بن عبدالله حميري تصنيفات و رواياتي است.»(30)

رجال شناس نقّاد و برجسته، مرحوم نجاشي هم مي گويد:

«از براي محمد کتاب هايي است: کتاب الحقوق، الاوائل، السماء، الارض، المساحه، البلدان، ابليس و جنوده، الاحتجاج»

وي آن گاه سند خويش را به اين تأليفات، به ترتيب ذکر مي کند.(31)

مرحوم نجاشي قطعه جالبي را نقل مي کند که نشان دهنده حافظه قوي مرحوم حميري است .او از قول استادش، علي بن حاتم نقل مي کند:

محمد بن عبدالله حميري به من گفت: علت اين که من اين کتاب ها را نوشتم اين بود که جستجو و بررسي کردم فهرست کتاب هاي مساحت را که احمد بن محمد بن خالد برقي نوشته بود و آن ها را به دست آوردم. همه آن ها را نوشتم؛ ولي اين کتاب ها که در بردارنده شش کتاب بود، گم شد و از بين رفت. هيچ نسخه اي از آنها به دست من نيامد. از برادران شيعه خودم در قم، بغداد و ري سوال کردم؛ ولي متأسفانه بي فايده بود و پيدا نشد؛ لذا به اصول و مصنفاتي که علماي ما نوشته بودند، مراجعه کردم و اين شش کتاب را از آن اصول و تأليفات استخراج کردم و هر حديث را در جاي مناسب خود قرار دادم.»(32)

اشاره به مسائل حميري
مجموع مطالبي که اين محدّث عظيم شيعه از امام عصر(ع)سؤال کرد، حدود شصت و هفت سؤال است که ناظر به ابواب مختلف فقه و مسائل ديني است. وي در سه نوبت خدمت امام نامه فرستاد و آخرين نامه اش که به پيشگاه امام ارسال کرد، در تاريخ 308ه. ق بود.(33)

اين روايات و جواب هاي امام از روزگار صدور تا عصر ما مورد مراجعه مراجع شيعه است و اصحاب فتوا، مطابق اين روايات و سؤالات فتوا مي دهند و اين نيز جلوه هاي ديگر از شخصيت محمد بن عبدالله حميري قمي است.(34)


خاندان
خاندان حميري در قم، خانداني اصيل و معتبر بودند. پدرش از بزرگان و خودش از محدّثان و فقيهان نامور قم بود. علاوه بر اين ها محمد سه برادر به نام هاي: جعفر، حسين و احمد داشت. نجاشي درباره آنان مي گويد:

«براي هر يک از آن ها با وليّ عصر(عج) مکاتبه اي است و به دست مي آيد که براداران او نيز در زمره محدّثان و اهل فقه و فضل بوده اند.»(35)


رحلت و مدفن
از تاريخ رحلت بزرگ مرد فقه و حديث، محمد بن عبدالله چيزي در دست نيست؛ البته مي دانيم که او تا سال 308ه. ق زنده بود. سرزميني هم که او در آن جا سر بر خاک تيره نهاد، نيز نامشخص است.


برگزيده اي از روايات

ايمان يک جوان
اين روايت را با واسطه از حضرت امام صادق(ع)نقل مي کند: در زماني که سلمان از کوي آهنگران کوفه مي گذشت، ديد جواني در کنار راه بر زمين افتاده است و مردم دورش را گرفته اند. وقتي سلمان را ديدند، به او گفتند: اي سلمان! گويا اين جوان ديوانه شده که به اين حالت افتاده است. اگر ممکن است، دعايي در گوش او بخوانيد.

سلمان به نزديک جوان رفت و او يک مرتبه به هوش آمد و گفت: اي ابا عبدالله! (کنيه سلمان) اين چنين نيست که اين ها مي گويند و من ديوانه نشده ام. من وقتي از اين جا مي گذشتم، چشمم به پُتک هاي آهنگران که آهن را در سندان مي کوبند، افتاد تا اين حال را مشاهده کردم، سخن خداوند در قرآن يادم آمد که فرموده است:

«براي اهل جهنم کُرزها و پتک هايي از آهن است.»

حج - 21

ناگهان ترس از جهنم بر من مستولي شد و بيهوش شدم.

اين جا بود که وقتي سلمان اين جوان خدا ترس را شناخت، او را به عنوان برادر ديني اش برگزيد و اين دوستي ادامه داشت تا وقتي که آن جوان مريض شد و جناب سلمان به عيادتش رفت و بالاي سر او نشست. آن دوست مهربان در حال وداع با دنيا و در حالت جان دادن بود. سلمان گفت: اي عزرائيل، اي فرشته مرگ! با برداد من مدارا کن...(36)

مظلوميت سيدالشهدا(ع)
از امام صادق(ع)با واسطه چنين نقل مي کند: هنگامي که به امام حسن(ع)زهر داده شده بود، حضرت امام حسين(ع)به ملاقات برادر آمد. وقتي امام حسن را با آن مظلومت مشاهده کرد، شروع کرد به گريه کردن و اشک از گوشه چشمهاي مقدس حضرت سرازير شد.

امام حسن متوجه برادر شد و فرمود: برادرم! چرا گريه مي کني؟ عرض کرد: بر مظلوميت شما اشک مي ريزم امام فرمود:

«به من زهر دادند و به شهادت خواهم رسيد؛ ولي هيچ روزي مانند روز تو نيست. سي هزار سپاه تو را محاصره مي کنند و ادعاي مسلماني هم دارند؛ ولي اجتماع مي کنند تا خون تو را بر زمين ريزند، به اهل بيت تو ستم کنند و آن ها را به اسارت ببرند. آن زمان است که لعنت خدا بر بني اميه نازل مي شود... بر تو حتي جانوران بيابان ها و ماهيان دريا گريه مي کنند.»(37)

پي نوشت ها:
1 رجال نجاشي، ص 251فهرست شيخ طوسي، ص 156خلاصه علّامه، ص 157وسائل الشيعه، ج 20ص 339و...

2 ماده حَمَرَ.

3 لسان العرب، ج 3ص .329

4 اعلام، ج 2ص .68

5 فرهنگ اطلاعات، حسن عميد، ص .382

6 امالي صدوق، ص 42و 101و امالي مفيد، ص .130

7 تنقيح المقال، ج 2ص 176نجاشي، ص 169فهرست، ص 128و معالم العلما، ص .65

8 امالي صدوق، ص 42ج .7

9 و 10 رجال نجاشي، ص .55

11 مقدمه فاضل ارموي بر کتاب محاسن برقي، ص بز.

12 رجال نجاشي، ص .56

13 امالي صدوق، ص 88حديث .7

14 همان، ص 42حديث .7

15 تنقيح المقال، ج 3ص .99

16 امالي مفيد، ص 136حديث .4

17نجاشي، ص 90و مقدمه کامل الزيارات ،از استاد محمد علي غروي، ص .5

18 امالي، ص 12 11 9و چند روايت ديگر.

19 همان، ص 253حديث .3

20 فهرست، ص .52

21 رجال نجاشي، ص .252

22 همان ،ص ص .251

23 رجال شيخ طوسي، ص 507 495و .513

24 خلاصه علّامه، ص .157

25 غيبت شيخ طوسي، ص 339و احتجاج طبرسي، ج 2ص .303

26 نگاه شود به احتجاج طبرسي، ج 2ص .322 - 296

27 همان، ص .308

28 همان، ص .313

29 همان، ص .315

30 فهرست، ص .156

31 و 32 رجال نجاشي، ص .254

33 و 34 احتجاج طبرسي، ج 2ص .309

35 رجال نجاشي، ص .252

36 امالي شيخ مفيد، ص 136و بحار، ج 22ص 386و .385

37 امالي صدوق، ص 101مجلس .24

 
 
آثار:
کتاب الحقوق
الاوائل
السماء
الارض
المساحه
البلدان
ابليس و جنوده
الاحتجاج
 


تاريخ بروز رساني : چهارشنبه 18/09/88 ساعت 13:49

کلیه حقوق این پایگاه برای حوزه علمیه میبد محفوظ می باشد. نقل خبر فقط با ذکر منبع مجاز می باشد.