ريان بن صلت
 سيره عملي و اخلاقي علما
 جايگاه و عملكرد علماي شيعه
 علم و عالم در فرهنگ اسلامي
 زندگينامه علما و بزرگان
 جلوه علما
 جلوه هاي سياسي اجتماعي علما
ريان بن صلت 

نام هاي ديگر: ابوعلي ريان بن صلت،ابوعلي ريان بن صلت اشعري قمي،ريّان قمي،
نام پدر : صلت 
تاريخ وفات: 450قمري 
 -------------------------------------------------------------------------------------------

( اسوه وفا)

علي اکبر رضايي


ويژگيهاي فردي
ابوعلي ريان بن صلت از محدثان برجسته شيعي در سده دوم و سوم هجري بود. وي خراساني (1) يا بغدادي الاصل (2) بود و دوران امامت امام کاظم و امام رضا و امام جواد و امام هادي (ع) را درک کرد و از ايشان کسب فيض نمود. همچنين ريان دو فرزند به نامهاي محمد و علي داشت که هر دو آنها از راويان موثق و مورد اعتماد و از اصحاب و شاگردان امام هادي (ع)بودند.


ريّان از منظر دانشمندان رجال و حديث
از ديدگاه علماي شيعه، ريان فردي مورد اطمينان است. نجاشي که از رجال نويسان قرن پنجم و متوفي به سال 450هجري است، در کتاب رجال خود مي نويسد:

« ابوعلي ريان بن صلت اشعري قمي، از امام رضا (ع)روايت نقل کرده است. او از راويان موثق، راستگو و قابل اعتماد است، همچنين کتابي دارد که گفتار امام رضا (ع)درباره فرق آل و امة را بيان داشته است.»(3)

و خود با سه واسطه از ريان حديث نقل کرده است، شيخ طوسي؛ متوفي به سال 460هجري مي گويد: « ريان خراساني الاصل و از اصحاب امام رضا و امام هادي(ع) بود.(4) و ابوعبداللّه برقي که از راويان و مؤلفان شيعي قرن سوم و متوفاي سال 274هجري است، در کتاب رجالش مي نويسد:

« ريان بن صلت از اصحاب امام رضا (ع)بود و در زمان آن حضرت مي زيسته است.(5)»

ابن داود(6)، کشي (7) ابن شهر آشوب (8) و بسياري ديگر از بزرگان شيعه نيز از ريان بن صلت، به نيکي ياد کرده اند.


اساتيد و شاگردان
ريّان در مسائل اعتقادي، فقهي، سياسي به سه امام عصر خويش مراجعه و از آنان استفاده کرده است و خود نيز شاگردان ارزشمندي داشت که اسامي برخي از آنان چنين است:

-1علي بن ريان بن صلت اشعري قمي

وي فرزند ريان و از راويان موثق شيعه به شمار مي رود. او از اصحاب امام هادي و امام عسکري(ع) بود و کتاب منثور الاحاديث از آثار اوست، عبداللّه بن جعفر حميري و محمد بن علي بن محبوب از او روايت نقل کرده اند.(9)

-2عبداللّه بن جعفر حميري

از بزرگان قم و از راويان موثق شيعي بود. وي از اصحاب و راويان امام رضا و امام هادي و امام عسکري(ع) به شمار مي رود. حميري در حدود سال 290هجري به کوفه رفت و مردم از وي حديث شنيدند. کتابهاي زيادي نيز تأليف کرد که از جمله آنها مي توان به کتاب « الامامة» ، « الادلائل» ، و « العظمة» و « التوحيد» اشاره کرد.(10)

-3ابراهيم بن هاشم قمي

در اصل کوفي بود اما به قم سفر کرد و مقيم آنجا شد. وي از اصحاب امام رضا (ع)و از شاگردان يونس بن عبدالرحمن بود. گويند: ابراهيم اولين راوي اهل کوفه بود که احاديث شيعه را در قم انتشار داد و به گفته شيخ طوسي و نجاشي از راويان موثق و مورد اعتماد شيعه بود. کتابهايي تأليف کرده است که مي توان به « النوادر» و « قضايا اميرالمؤمنين (ع)اشاره کرد. شمار احاديث که او نقل کرده، بالغ بر 6414مورد است.(11)


ريان و امام رضا(ع)
ريان گذشته از منزلت روايي که نزد عالمان شيعي داشت، از سوي امامان معصوم(ع) نيز مورد تکريم قرار گرفته است. ريان خود مي گويد:

« بيرون منزل امام رضا (ع)در خراسان ايستاده بودم که معمر؛ با يکي از اصحاب و اطرافيان آن حضرت خواست وارد منزل آن حضرت شود. گفتم: حال که نزد امام (ع)مي روي از مولايم بخواه تا يکي از لباسهايش و چند درهم از سکه هايي را که نام مبارک ايشان بر آن ضرب شده است، به من اعطا فرمايد.

معمر گفت: وقتي وارد منزل امام (ع)شدم، پيش از آنکه من سخني بگويم، امام (ع)فرمود: اي معمر آيا ريان نمي خواهد تا ما او را از لباس خود پوشانده، از پولهايمان مقداري به او ببخشيم؟

گفتم: سبحان اللّه! اين همان خواسته ريان است که بيرون از منزل شما به من گفت.

امام (ع)تبسمي کرد و فرمود: همانا مؤمن به مقصود مي رسد، از او بخواه تا وارد شود.

ريان خود ماجرا را ادامه مي دهد و مي گويد:

وقتي وارد شدم، سلام گفتم، امام (ع)سلامم را پاسخ داد و يکي از لباسهايش را به من داد و به هنگام رفتن نيز سي درهم در دستم گذاشت.»(12)

ريان در روايت ديگري مي گويد:

« هنگامي که قصد سفر به عراق را داشتم، براي خداحافظي نزد امام رضا (ع)رفتم. در راه با خود گفتم: از امام تقاضا مي کنم تا يکي از لباسهايش را به من ببخشد تا از آن براي خود کفني تهيه کنم. مقداري پول نيز از ايشان مي گيرم تا براي دخترانم انگشتر بسازم.

اما زماني که با امام (ع)وداع کردم از غم فراق گريستم و خواسته ام را بازگو نکردم. ولي امام (ع)با صداي رسا مرا مخاطب ساخت و فرمود: اي ريان! آيا دوست نداري چند درهم به تو بدهم تا براي دخترانت انگشتري بسازي. گفتم: اي مولاي من، مي خواستم امّا غم فراق مانع از اظهار شد. آنگاه حضرت يک لباس و چند درهم به من داد.»(13)


ريان در دستگاه خلافت مأمون
مي گويند او از سخنوران دستگاه خلافت مأمون و از نزديکان و خواص و صاحب سرّ وي بود.(14) و مأمون و فضل بن سهل او را براي انجام کارهاي خود مأمور کردند در حديثي آمده است:

« روزي مأمون به وي گفت: فردا به ميان مردم برو و از فضايل و مناقب اميرالمؤمنين علي (ع)سخن بگو. ريّان در ضمن سخنراني گفت: مأمون از پدرانش برايم اين چنين نقل کرد که رسول خدا (ص)فرمود: هر کس که من مولاي او هستم، علي (ع)مولاي اوست و فرمود: منزلت علي (ع)در نزد من جايگاه هارون نزد موسي است».(15)

با اين حال پيداست که حضور ريان در دستگاه خلافت به خاطر تقيه بود؛ زيرا بني عباس علويان و شيعيان را مورد آزار قرار داده، اموال آنها را ضبط و برخي را از شهرهايشان آواره کرده بودند ( اگر چه در دوران خلافت مأمون از طرف شيعيان و علويان شورشهايي پديد آمد و هيبت دستگاه خلافت از ميان رفت. اما هنوز شرايط به نفع شيعيان هموار نشده بود.)

از نشانه هاي ديگر اعتقاد راسخ و تفکر صحيح و ارادت خالصانه او به امامان معصوم(ع) و درک درست از امامت و ولايت، روايتي است که مسعودي در کتاب اثبات الوصية آورده است. بر اساس اين خبر آن هنگام که امام رضا (ع)به دست مأمون در سال 202هجري به شهادت رسيد، امام جواد (ع)هفت سال بيشتر نداشت، شيعيان بغداد و شهرهاي ديگر در سوگ آن حضرت مي گريستند. آن روز ريان بن صلت، صفوان بن يحيي، محمد بن حکيم عبدالرحمن بن حجاج و يونس بن عبدالرحمن و عده اي ديگر از بزرگان شيعه در خانه عبدالرحمن بن حجاج گرد آمده، به عزاداري پرداختند علاوه بر فقدان امام، اينکه چه کسي امامت و زعامت شيعه را به دست خواهد گرفت، شيعيان را در اندوه فرو برده بود. ناگاه يونس بن عبدالرحمان گفت: گريه را رها کنيد تا بفهميم عهده دار ولايت از اين پس کيست؟ و تا زماني که اين کودک ( امام جواد ) (ع)بزرگ شود، براي حل مسائل و مشکلات به چه کسي بايد رجوع کنيم.

در اين هنگام ريان بن صلت که از اين گفته به شدت ناراحت شده بود، از جاي برخاست و با يونس گلاويز شد و گفت تو تظاهر به ايمان مي کني و در دل نسبت به دين شک داري، اگر اين کودک حجت خدا در زمين باشد، حتي اگر يک روز از عمر او گذشته باشد، گويا صد سال دارد، سخن او سخن امام کامل و بالغ است و اگر اين چنين نباشد؛ حتي اگر هزار سال سن داشته باشد، همانند يکي از مردمان عادي است، سپس گفت: اين گونه مي بايست درباره امامام معصوم (ع) اعتقاد داشت.(16)


مقام فقهي
درباره جايگاه و مقام فقهي ريان، کشي روايتي را به نقل از علي بن محمد قتيبي در کتاب رجال خود آورده است که دليلي آشکار به منزلت فقهي اوست. بر اساس اين حديث، ريان به مذمت کساني پرداخته است که مدعي فقاهت بوده اند و آنها را تشويق به تحصيل علم و فهم مسايل و احکام دين کرده است.(17) گذشته از مضمون اين حديث، بايد گفت بيشتر رواياتي که ريان از امامان معصوم (ع) نقل کرده، در ابواب مختلف فقهي است که نشان از توجه و عنايت خاص او به مسايل فقهي و فهم صحيح احکام شرعي دارد.

در اين فرصت نمونه هايي از احاديث او را بيان مي کنيم:

-1از امام رضا (ع)شنيدم که فرمود: خداوند هيچ پيامبري را مبعوث نکرد؛ مگر براي تحريم شراب و...(18)

-2براي امام هادي (ع)نوشتم قطعه زميني دارم که در آن به آسياباني مشغولم. هم چنين از راه فروش ماهي و چوبهايي که از آن زمين به دست مي آورم، کسب مي کنم. آيا چيزي بر عهده من هست؟ امام (ع)در جواب فرمود: خمس آنها بر تو واجب است.(19)

-3از يونس بن عبدالرحمن شنيدم که امام معصوم (ع) فرمود:

زمين از آنِ خداوند است و آن را روزيِ بندگانش قرار داده است، کسي که سه سال پي در پي و بدون دليل زميني را معطل گذارد و از آن استفاده نکند، بايد زمين را از او گرفت و به ديگري واگذار کرد. هم چنين اگر کسي حق خود را تا ده سال مطالبه نکند، ديگر حقي در آن مال ندارد.(20)


فرزندان صالح
جاودانگي دين و علوم اهل بيت(ع) در گرو تلاشهاي مستمر راويان متفکر و انديشمند در طول تاريخ تشيع بوده است. آنان که زندگي خويش را در راه دستيابي به اين هدف بزرگ وقف کردند و فرزندان خود را به انجام اين فريضه رهنمون شدند.

ريان قمي نيز به اين وظيفه بزرگ عمل کرد، او دو فرزند خود به نام هاي محمد و علي را به دانشگاه علم و انديشه علوي روانه ساخت و ديري نپاييد که آنان به جرگه حافظان علوم اهل بيت (ع) و ناقلان حديث پيوستند.

-1علي بن ريان

از راويان و مؤلفان معروف شيعي است که دوران امامت امام هادي (ع)و امام حسن عسکري (ع)را درک کرد و از وجود پر فيض آنان بهره برد.(21)

رجال نويسان وي را از محدثان موثق و از شاگردان بنام آن دو بزرگوار دانسته اند. علي بن ريان همانند پدر و برادر خويش قدرشناس نعمت ولات و مطيع امر امامان معصوم(ع) بود و از طريق نشر علوم علوي و جعفري به حل مسائل فقهي مي پرداخت. وي گاه به صورت شفاعي و گاه در قالب نامه پاسخ سؤالهاي فقهي خود را بدست مي آورد.

همچنين از راويان برجسته اي چون پدر ريان و حسن بن راشد و عبيداللّه بن عبداللّه واسطي و يونس بن عبدالرحمن که از شاگردان سرشناس امام رضا (ع)بودند، استفاده کرده است.(22)

شيخ صدوق و ثقةالاسلام کليني برخي از روايات او را نقل کرده اند که در اين فرصت به بيان دو حديث مي پردازيم.

-1در روايتي علي بن ريان مي گويد: به ابوالحسن امام هادي (ع)نوشتم مردي است از پدرش خواسته تا وصيت او را قبول کند آيا پدر مي تواند از قبول آن امتناع کند؟

امام (ع)در پاسخ وي نوشت: خير، نمي تواند.(23)

-2هم چنين از يونس نقل مي کند از امام رضا (ع)سؤال کرد: يکي از افراد سرشناس بني عباس گفته است شما غنا را جايز مي دانيد؟ آيا همين گونه است؟

امام (ع)فرمود: آن کافر دروغ مي گويد، من چنين نگفتم.

سپس فرمود: او درباره غنا از من سؤال کرد گفتم مردي نزد امام باقر (ع)آمد و از غنا سوال کرد، امام باقر (ع)فرمود: اگر خدا بخواهد حق و باطل را از هم جدا کند غنا در کدام طرف است؟ گفت: در طرف باطل. امام فرمود پس تو خود حکم کردي که غنا از موارد باطل است. (24) از جمله آثار علي بن ريان کتاب « منثور الاحاديث» است که علي بن ابراهيم قمي آن را نقل کرده است.(25)

-2محمد بن ريان

او از راويان برجسته شيعي قرن سوم هجري است که دوران زندگي وي با روزگار امامت امام جواد و امام هادي و امام عسکري(ع) مقارن شد.(26)

محمد با درک درست مسئله ولايت به نگرشي خردمندانه و مثبت به اصل امامت، عشق و ارادت خالصانه خود را بر وجود تابناک آنان ابراز نمود. و پروانه وار از پرتو انوار قدسي آن بزرگواران بهره مند گرديد، از درياي بيکران علم و فضيلت آن سه امام معصوم(ع) کسب فيض نمود و مسائل اعتقادي و فقهي خود را نزد آنان فرا گرفت. بسياري از بزرگان و راويان برجسته نيز از نقل روايات او بهره برده اند.

رجال شناسان محمد بن ريان را فردي موثق و قابل اعتماد دانسته و به روايات او عمل مي کنند.(27)در ميان پيشگامان وادي فقاهت و محدثان شيعي کساني چون شيخ صدوق، روايات اين فرزانه را در کتاب تهذيب الاحکام و کتاب الاستبصار بازگو کرده اند و کليني بزرگ و انديشمند در کافي روايات محمد بن ريان را نقل کرده است.

اگر چه بيشتر احاديثي که محمد نقل کرده، در باب مسائل فقهي و احکام عملي است؛ اما گاه در پاره اي از اين روايات به بيان سيره عملي ائمه(ع) پرداخته است. بيان شيوه هاي برخورد امامان معصوم(ع) با دستگاه خلافت و عملکرد خصمانه و ناموفق برخي از خلفا براي خاموش کردن چراغ هدايت امامان معصوم(ع) از آن جمله است.

در اين جا به بيان يک روايت در اين باره مي پردازيم:

محمد مي گويد: مأمون عباسي براي آنکه امام جواد (ع)را هم رأي و همراه خود سازيد هر از چند گاه به حيله هاي گوناگوني دست مي يازيد و هر بار ناموفق از اين کردار به اميد نيرنگي ديگر مي نشست. ديگر بار طرحي جديد انديشه کرد و بر اساس آن تصميم گرفت تا دختر خود را به عقد امام جواد (ع)در آورد تا بدين وسيله از طرفي به آن حضرت نزديک شده، ايشان را زير نظر داشته باشد و از سوي ديگر دامادي امام جواد (ع)براي او موجب رضايت شيعيان از حکومت مأمون گردد. مأمون براي انجام اين کار مجلس شادباشي ترتيب داد و کنيزکاني را واداشت تا با جامي از گوهر از آن حضرت استقبال کنند. اما امام جواد (ع)به آنان توجهي نکرد و رغبتي نشان نداد. در اين ميان مردي به نام مخارق که از نوازندگان دربار بود و ريش بلندي هم داشت، به دعوت مأمون پيش آمد. او به مأمون گفت: اگر امام جواد (ع)اهل دنيا باشد دل او را به دست مي آورم. پس از آن مقابل امام (ع)نشست و اهل خانه را نيز گرد خود جمع کرد و به نواختن و خواندن پرداخت. اما هم چنان آن حضرت (ع)به او توجهي نمي کرد. پس از گذشت چند لحظه امام (ع)سر برداشت و فرمود اي ريش بلند از خدا بترس.

محمد بن ريان مي گويد: با اين سخن امام (ع)گويا معجزه اي رخ داد. ناگاه رعشه اي بر اندام مخارق افتاد و ني از دستش رها شد و بي درنگ هلاک گرديد.(28)

آثار
از جمله آثاري که به ريان نسبت داده اند، کتابي است که نجاشي از آن نام برده است و در آن سخنان امام رضا (ع)درباره فرق بين آل و امة را جمع کرده است.(29) اثر ديگر وي مجموعه اي از روايت و احاديث است که از امامان معصوم(ع) نقل کرده است. عمده اين روايتها درباره ولايتعهدي امام رضا (ع)(30)، حرکت امام براي برگزاري مراسم نماز عيد(31)، زمان تولد امام رضا(ع)(32)، آداب جنگ (33) و مسايل گوناگون فقهي همچون نماز، روزه، زکاة، اجارات و... مي باشد،(34) و اين روايات در طول تاريخ تشيع مورد استفاده فقهاي شيعه قرار گرفته اند.


پي نوشتها:
1- و اين روايات در طول تاريخ تشيع مورد استفاده فقهاي شيعه قرار گرفته اند.

2- رجال ابن داود، ص 154و رجال طوسي، ص .376

3- مستدرک علم رجال الحديث؛ ج 3ص .412

4- رجال نجاشي؛ ج 1ص .379

5- رجال طوسي، ص 376و .415

6- رجال برقي؛ ص .54

7- رجال ابن داود؛ ص .154

8- رجال کشي، ص .546

9- معالم العلماء، ص 50و المناقب، ج 4ص .350

10- رجال نجاشي، ج 2ص 116رجال طوسي، ص 419و 433رجال برقي، ص 58کامل الزيارات، باب 93حديث 4معجم رجال الحديث؛ ج 12ص .26

11- رجال طوسي، ص 369رجال نجاشي، ج 1ص 89معجم رجال الحديث، ج 1ص .316

12- قرب الاسناد، ص 342المناقب ابن شهر آشوب، ج 4ص 369رجال کشي، ص .546

13- قاموس الرجال، ج 4ص .398 - 394

14- تنقيح المقال، ج 1ص 436جامع المقال، طريحي، ص .68

15- همان.

16- اثبات الوصية، ص 234و سيره پيشوايان، ص .539

17- رجال کشي، ص 547و 548ج 1037و جامع الرواة، ج 1ص .323

18- تهذيب الاحکام، ج 7ص .233

19- همان ج 2 ص 369.

20- تهذيب الاحکام ج 7 ص 233.

21- رجال طوسي، ص 419و .433

22- رجال نجاشي، ج 2ص 116کافي، ج 6ص .435

23- من لا يحضره الفقيه، ج 4ص 145تهذيب الاحکام، ج 9ص .206

24- کافي، ج 6ص .435

25- رجال نجاشي، ج 2ص .116

26- معجم رجال الحديث، ج 16ص .83

27- رجال طوسي، ص .423

28- کافي، ج 1ص .494

29- رجال نجاشي، ج 1ص 379فهرست طوسي، ص 140الذريعه، ج 6ص .332

30- اعلام الوري، ص 322جامع الرواة، ج 1ص .323

31- اعلام الوري، ص 322جامع الرواة، ج 1ص .323

32- اعلام الوري، ص 322جامع الرواة، ج 1ص .32364 قرب الاسناد، ص .343

33- قرب الاسناد ص 343.

34- جامع الرواة، ج 1ص .323

 
 
آثار:
فرق بين آل و امة
مجموعه اي از روايت و احاديث 


تاريخ بروز رساني : دوشنبه 16/09/88 ساعت 23:09

کلیه حقوق این پایگاه برای حوزه علمیه میبد محفوظ می باشد. نقل خبر فقط با ذکر منبع مجاز می باشد.