سعد بن عبدالله اشعري
 سيره عملي و اخلاقي علما
 جايگاه و عملكرد علماي شيعه
 علم و عالم در فرهنگ اسلامي
 زندگينامه علما و بزرگان
 جلوه علما
 جلوه هاي سياسي اجتماعي علما
 سعد بن عبدالله اشعري

نام هاي ديگر: ابوالقاسم سعد بن عبدالله اشعري قمي،ابوالقاسم اشعري ،اشعري القمي،سعد بن عبدالله اشعري ،سعد بن عبدالله اشعري قمي،
موطن: بغداد
نام پدر : عبدالله
تاريخ وفات: 300 قمري 
-----------------------------------------------------------------------------------
 

استاد محدثان

علي اکبر رضايي مقدمه

در طول تاريخ حيات بشر، ستارگان علم و معرفت از افق هستي طلوع کرده اند و با نور خود انسانها را به طريق هدايت رهنمون شده اند.

ستارگاني که دانش را از منبع الهي فرا گرفتند و براي حفظ و بشر آن تلاش فراوان از خود نشان دادند. پاداش اين تلاش و جهاد جاودانگي دين و ماندگاري ياد و اثر آنهاست. دانشمندان قم بيشترين نقش را در ميان اين گروه بزرگ ايفا کرده اند، زيرا قم به عنوان محل پرورش استعدادها و مهد انتشار حديث بارها مورد ستايش ائمه (عليهم السلام) قرار گرفته است (1)، و بين آنان اشعريان نمونه راويان نور بوده اند.

اشعريان که پس از سرکوبي قيام ابن اشعث و سخت گيري حجاج بر عليه شيعيان کوفه به قم کوچيدند، در ترويج مذهب تشيع کوشش فراوان کردند به طوري که شمار محدثان اشعري که با امامان معصوم (عليهم السلام ديدار کرده، از آن بزرگواران حديث شنيده اند، به بيش از يکصد تن مي رسد (2).

سعد بن عبدالله اشعري کيست؟
ابوالقاسم سعد بن عبدالله اشعري قمي، ملقببه شيخ الطائفه، از محدثان بزرگ شيعه (3) در قرن سوم هجري بود (4). وي مدتي در بغداد سکونت داشت (5) اما احتمالا اقامت دائمي اش در قم بود (6).

سعد اشعري دوران امامت امام حسن عسکري (عليه السلام و دوران غيبت صغري و حضرت صاحب الزمان (عج) را درک کرد. پدرش نيز از راويان و محدثان شيعه بود، اما رجال شناسان از او با عنوان «محدث قليل الحديث» ياد کرده اند (7).

فعاليتهاي علمي
اشعري به تحصيل دانش و جمع آوري حديث اشتياق زيادي داشته و همت بلندش براي کسب معارف او را بر آن داشت تا ضمن سفر به شهرهاي مختلف از علوم دانشمندان بهره گيرد.

اساتيد
سعد از محضر بزرگان حديث بهره مند گشته. او استادان متعدد داشته است که عبارتند از :

1 - ابو علي حسن بن عرفه عبدي بغدادي (متوفي 257 ه' ق) اديب و محدث و صاحب آثاري در حديث و ... از جمله کتاب الجزء است وي در سال 257 در سامراء در گذشت. (8)

2 - ابو جعفر محمد بن عبدالملک دقيقي واسطي (متوفي 266 ه' ق) او ساکن بغداد بود و تا زمان مرگش به کسب حديث پرداخت (9).

3 - ابو حاتم محمد بن ادريس رازي (متوفي 277)

محمد در شهر ري به دنيا آمد. او به عراق و شام و مصر و شهرهاي روم سفر کرد و در فهم حديث و شناخت سند تبحر يافت. آنگاه به جمع آوري روايات و بررسي رجال آن پرداخت. آثاري نيز از وي در زمينه هاي تفسير و فقه بر جاي مانده است (10).

استادان شيعي اشعري
1 - ابو مقاتل سيل ديلمي (نقيب ري)

او راوي از امام هادي (ع) و مؤلف کتاب «الاحتجاج في الامامة» مشتمل بر حديث و بحثهاي کلامي است (11).

2 - ابومقاتل ضرير

از شاعران بزرگ عصر خود بود، او قصيده مشهور ري درباره حسن بن زيد که در طبرستان قيام کرد (250 - 270) و به حکومت رسيد سرود (12)

3 - احمد بن محمد بن خالد برقي (متوفي 274 يا 280 ه' ق)

راوي بزرگ و معروف شيعي و از اصحاب امام جواد و امام هادي (ع) بود و در قم سکونت داشت. احمد نزديک به يکصد کتاب قهي، تاريخي، انساب و رجال و غيره تأليف کرد (13).

4 - علي بن مهزيار

5 - ابراهيم بن مهزيار

6 - ابو ايوب مکي

شمار محدثاني که سعد اشعري از آنها روايت نقل کرده، به بيش از 34 نفر مي رسد (14).

شاگردان
تربيت شاگردان بزرگ از فعاليتهاي ديگر سعد بود. او عمر خود را در راه به دست آوردن حديث و سخنان و علوم امامان معصوم (ع) سپري کرد و براي حفظ و نشر آن به تشکيل محافل علمي و حوزه هاي فرهنگي روي آورد. در اين مجامع علمي به گفت و شنود حديث و تبادل انديشه ها پرداخت، عاشقان فقه جعفري و علوم علوي را تربيت کرد، کثرت شاگردان و تأليفات فراوان او از وجود چنين حوزهايي خبر مي دهد. از ميان شاگردان اشعري مي توان به اين افراد اشاره کرد :

1 - ابوالحسن علي بن حسين بن بابويه قمي (متوفي 329 ه' ق)


پدر شيخ صدوق بود. فرزنداش، جعفر بن محمد بن قولويه واحمد بن داوود قمي از جمله شاگردان او بودند و از وي حديث نقل کرده اند. ابوالحسن نزديک به صد کتاب تأليف کرد (15).

2 - محمد بن يعقوب کليني (متوفي، شعبان 329 ه' ق)

اهل ري و از بزرگان فقهاي شيعه بود و کتابهاي «کافي» (9 جلد) «تعبير الرؤيا و الرجال» از آثار اوست. کليني بعد از وفات در «باب الکوفه» به خاک سپرده شد. قبر او در بغداد زيارتگاه شيعيان است (16).

3 - جعفر بن محمد بن قولويه قمي

استاد شيخ مفيد و راوي موثق و در فقه حديث از بزرگان شيعه بود. درباره او گفته اند : «هر ه مردم به فقاهت و علم توصيف شوند، او برتر از همه آنهاست». «کامل الزيارات از جمله آثار اوست (17).

4 - احمد بن محمد بن يحيي عطار

احمد از پدرش محمد بن يحيي، عبدالله بن جعفر حميري و سعد بن عبدالله روايت نقل کرده است. او استاد شيخ صدوق بود و دانشمنداني چون تلعکبري و غضائري از او حديث نقل کرده اند (18).

5 - ابويعلي حمزه بن قاسم علوي عباسي

راوي، از محمد بن اسماعيل برمکي و جعفر بن محمد فزاري و صاحب کتابهاي حديثي است. کتاب «المنتخبات» اثر استادش، سعد بن عبدالله اشعري را روايت کرده است (19).

آثار
مجموعه روايتهاي سعد در کتابهاي چهارگانه روائي شيعه (التهذيب، الاستبصار، الکافي و من لا يحضره الفقيه) به 1142 مورد مي رسد (20)، افزون بر آن روايتهايي از او در «بحار الانوار» «وسائل الشيعه» «کمال الدين» و ... ثبت شده است.

وي بيش از 36 عنوان کتاب در موضوعات مختلف (فقه، کلام، تفسير، رجال و ...) نوشته که تعداد اندکي از اين آثار در لابلاي کتباهيا روايي و حديثي موجود است. از جمله «بصائر الدرجات» گويا سعد اين کتاب را به پيروي از کتاب بصائر الدرجات تأليف محمد بن حسن الصفار قمي معاصر خود تأليف کرد و موضوع آن هم فضائل و مناقب ائمه اطهار (ع) است. اصل کتاب در دسترس نيست و آنچه که اکنون موجود است، مختصري از آن است که توسط شيخ حسن بن سليمان حلي، شاگرد شهيد اول انتخاب شده است. ذکر اين نکته ضروري است که «بصائر الدرجات» مذکور غير از آن کتابي است که مرحوم علامه مجلسي در «بحار» از آن نقل مي کند زيرا منظور از آن کتاب که علامه با رمز (ير) نشان مي دهد، بصائر الدرجات تأليف محمد بن حسن صفار قمي است (21). تنها کتابي که تا کنون به صورت مستقل به چاپ رسيده، «المقالات و الفرق» است که به گفته محقق به تازگي نسخه اي از آن به دست آمده و پس از اصلاح، اضافات و توضيحات به زيور چاپ آراسته شده است. وي در اين کتاب به بيان فرقهاي مختلف شيعي (از زمان حضرت رسول (ص) تا زمان تأليف) پرداخته، ادله و ديدگاههاي آنان را طرح و گاه نقد کرده است(22).

فهرست تعدادي از کتابهاي سعد به اين صورت است

الرحمة، بصائر الدرجات، الضياء، فرق الشيعه (المقالات و الفرق)، کتاب الرد علي الغلاة، ناسخ القرآن و منسوخه و محکم و متشابهه، فضل الدعاء و الذکر، مناقب، رواة الحديث، فضل قم و الکوفه، الامامة، فضل النبي (ص) و مناقب الشيعه (23).

مناظره هاي علمي
سعد براي نشر فرهنگ تشيع و نقد مکتبهاي غير شيعي، به برگزاري مجالس بحث ومناظره روي آورد. خود به تشکيل چنين محافلي اشاره مي کند و مي نويسد : «اشتياق فراواني به جمع آوري کتابهايي مشتمل بر مباحث دقيق داشتيم. علاقه ام به اين جهت بود که دانشهاي مفيد را بياموزيم و مسائل پيچيده را در نشستهاي علمي با مخالفان مطرح سازيم. اعتقاد کامل به مذهب اماميه داشتم. به راحتي و سلامتي و امنيت خود نمي انديشيدم و بيشتر به نقد ديدگاههاي آنان در مباني ولايت و خلافت پرداخته، از ستمهاي پيشوايانشان سخن مي گفتم (24).»

البته کتابهاي سعد که درباره فرقه هاي مختلف شيعه، مناقب شيعه، الامامة و ... نوشته شده، خود گوياي اين انست که او اهل بحث، استدلال و مناظره بود.

منزلت روايي
سعد نزد دانشمندان، محدثي معتبر به شمار مي آيد، شيخ طوسي مي نويسد : «او محدثي جليل القدر، مورد اعتماد بود، راوي اخبار و نويسنده چنديدن کتاب است (25).»

شيخ در کتاب رجال نيز از سعد به نيکي ياد مي کند : «سعد اشعري از اصحاب امام حسن عسکري (ع) و معاصر آن حضرت بود، اما به روايتش از امام (ع) دسترسي ندارم (26).»

و به همين دليل نام سعد را در رديف کساني که از امامان معصوم (ع) روايت نقل نکرده اند، آورده است (27).

نجاشي درباره اش مي نويسد : «ابوالقاسم سعد بن عبدالله اشعري، فقيه و محدثي جليل القدر و موثق، از بزرگان خاندان اشعري و از استادان آن بود.»

آنگاه نجاشي به فهرست کتابهاي او پرداخته، مي نويسد : «سعد حدود 36 تأليف از خود بر جاي گذاشت (28).»

بسياري از رجال شناسان همچون کشي (29)، ابن شهر آشوب (30)، علامه مجلسي (31)، علامه حلي (32 و ... نيز از سعد به نيکي ياد کرده اند.

گرايش روايي
در روايايت که سعد نقل کرده است موضوع، تاريخ و فرق برجستگي خاص دارد، البته وي در زمينه فقه تلاش بيشتري صرف کرده است و بايد اذعان کرد که در عموم دانشها (فقه، تاريخ، تفسير، کلام، رجال و ...) مهارت داشته.

برخي از روايات فقهي او را که در کتب فقهي شيعه ثبت شده است، مي خوانيم : در فضيلت نماز امام صادق (ع) به نقل از رسول اکرم (ص) فرمود : «ما من صلاة يحضر وقتها الا نادي ملک بين يدي الله، ايها الناس قوموا نيرانکم التي اوقد تموها علي ظورکم فاطفؤها بصلاتکم» هر گاه زمان برپايي نماز فرا رسد، فرشته ي ندا مي دهد اين مردم بپا خيزيد و با برپايي نماز، آتش هايي را که به وسيله گناهانتان بر افروخته ايد خاموش سازيد (33).»

وجوب جهاد
امام صادق (ع) از قول رسول خدا فرمود : «جبرئيل بر من نازل شد و گفت : اي محمد هر کس از امت تو در راه خدا بجنگد و در اين راه بلايي به او برسد، يا دچار سردردي شود، خداوند براي او ثواب شهادت مي نويسد (پاداش شهيد به او مي دهد) (34).»

انواع قتل
امام باقر (ع) فرمود : «قتل دو گونه است : قتلي که کفاره گناهان است و قتلي که موجب بالا رفتن مرتبه مي شود. جنگ نيز دو گونه است، نبرد با کفار براي آنکه به اسلام روي آورند و جنگ با گروهي که به مسلمانان تجاوز کنند (35).

تأثير روايات اشعري در مباني و احکام فقه

عمده احاديث موجود در کتابهاي حديث در زمينه احکام عملي دين (اعمال واجب و حرام، مستحب و مکروه) است. البته در فقه شيعه و پذيرش روايات و عمل به مفاد آنها مبتني بر رعايت قواعد و اصولي است که فقيه و مجتهد بر آنها آگاهي کامل دارد و بر اين اساس فقيهان رواياتي را که از لحاظ سند و مضمون با عقايد و مباني فقهي شيعه مغايرت ندارد، مي پذيرند و بر پايه آن فتوا مي دهند.

با نگاهي گذرا به روايتهاي اشعري در مي يابيم که وي در نقل رواياتي که مورد استناد فقيهان شيعي قرار گرفته، سهم بزرگي دارد و روايات فراوان او در کتب اربعه افزون بر 770 حديث است که در کتاب وسائل الشيعه ذکر شده است. بيشتر اين روايات از امام معصوم (عليهم السلام) درباره احکام طهارت، صلوة، صوم، حج و ... نقل شده است.

حکومت هاي عصر اشعري
احتمالا سعد در عراق با شش تن از حاکمان عباسي معاصر بود. نقطه مشترک خليفه هاي عباسي با خاندان پيامبر (ص)، فشار بر جامعه فرهنگي، حبس و تهديد و شکنجه ائمه بود. در اين ميان ياران و شيفتگان علوم ائمه (عليهم السلام) از هر گونه تماس با معادن علم علوي (عليهم السلام) منع مي شدند. شايد به همين دليل نجاشي مي نويسد: «سعد اشعري از امام حسن عسکري (ع) روايتي ندارد» (36).»

از سوي ديگر دوران حيات سعد بن عبدالله اشعري در ايران با دستيابي طاهر سردار ايراني به حکومت ايالات شرقي جهان اسلام مصادف بود. طاهر که به مأمون در مبارزه با برادرش، امين ياري رساند، حکومت ايالات شرقي اسلام را از جانب خليقه به دست آورد. او سلسله طاهريان را بنيان گذارد و تا سال 261 بر اين نواحي با استقلال نسبي حکومت کرد.

در اين عصر بابک خرمدين در آذربايجان و مازيار و حسن بن زيد در طبرستان قيام کردند و صفاريان نيز در سيستان قدرت را به دست گرفته، به تدريج هرات و بلخ را در شمال و کرمان و فارس را در غرب تصرف کردند. آنان در سال 251 ه' ق خراسان را از تسلط طاهريان خارج ساختند و با پيروزهايي در گرگان و طبرستان تمام نواحي شرقي و مرکز يايران را در اختيار گرفتند. آنگاه سامانيان در سال 287 ه' ق سيستان و خراسان را از صفاريان و گرگان و طبرستان را از علويان گرفتند تا مناطق ري و کرمان پيش رفتند (37.

بنابراين سعد بن عبدالله با تنشهاي سياسي واجتماعي در ايران و عراق مصادف بود. با اين حال سعد از رسالت خود (نشر حديث و تأليف کتاب) دست نکشيد.

اشعري شيفته ولايت
با بررسي روايتهاي سعد به روشني در مي يابيم که او به خاندان اهل بيت (ع) عشق مي ورزيد. در روايتي خود از اين عشق اينگونه سخن مي گويد. «در يکي از جدلهايي که با گروهي از ناصبيها داشتم، سخنان آنها مرا آشفته کرد. تا جايي که گويي جگرم پاره پاره شد (38).»

شمار زيادي از روايتهاي اوست که در باب عشق و دلبستگي به ائمه (ع) شاهد بر اين مدعي است. او از امام باقر (ع) اينگونه روايت مي کند : «حضرت فرمود : اسلام بر پنج امر استوار است : اقامه نماز، اداي زکات، حج، روزه و ولايت ما اهل بيت، خداوند به جز ولايت در چهار امر ديگر رخصت داده است (39)...»

در حديثي ديگر از امام کاظم (ع) نقل مي کند که : «فرمودند : خداوند در همه اوقات نماز، اين مردم مخالفان عترت را نفرين مي کند، زيرا آنان حقوق ما را پايمال و ولايتمان را تکذيب کردند (40).»

تأليف کتاب «فرق الشيعه» يا «المقالات و الفراق» هم که به بحث درباره فرقه هاي مختلف شيعي و جدا کردن آنها از شيعه اثني عشري مي پردازد، نشان ديگري از شيفتگي او به ولايت است. در قسمتي از کتاب مي نويسد : «اولين گروه فرقه شيعه، فرقه علي بن ابيطالب (ع) است. ياران آن حضرت در زمان پيامبر نيز به «شيعه» معروف بودند. اين گروه که تنها امامت آن حرضت را پذيرفته، از ايشان اطاعت کردند، شخصيتهاي برجسته اي مانند مقداد، سلمان، ابوذر و عمار در ميانشان بودند. پس از رحلت پيامبر گرامي اسلام (ص) شيعه به سه گروه تقسيم شدند، فرقه اي از آنان عقيده دارند که علي (ع) امام و پيشوا است و به فرموده خدا و رسول اطاعت از او واجب است و تبعيت ديگران بر مردم جايز نيست کسي که از فرمانهاي او اطعت کند به فرمان الهي گردن نهاده و هر که از او سرپيچي کند خدا را عصيان کرده است، زيرا فرستاده خدا او را با همه اسم و نسبش در ميان مردم معرفي کرد و زمام مردم را به او سپرد ولايت و دوستي او را واجب گردانيد و او را از خود مردم نسبت به ايشان شايسته تر دانست علم رجال و حرام معارف، دين، علوم آثار و غيبي و همه آنچه را که مردم بدان نيازمندند در سينه او به وديعه گذارد (41.»

ديدار با ماه و مشتري
ديدار اشعري با امام حسن عسکري (ع) و حضرت حجت (عج) از سوي دانشمندان علم رجال و حديث مورد توجه و بحث قرار گرفته است. نجاشي معتقد است : اصحاب ديدار او با امام عسکري (ع) را ضعيف دانسته اند(42) و دانشمندي همچون شهيد ثاني (43)، آيت الله خويي و ... نيز حديث ديدار او با امام حسن عسکري (ع) را مورد نقد قرار داده و رد کرده اند.

در اين بين دسته اي از دانشمندان همانند، شيخ صدوق (45)، علامه مجلسي (46)، مرحوم مامقاني (47) و شيخ علي نمازي (48) اين روايت را پذيرفته اند دلايلي را به اين صورت ارائه مي کند. راوي حديث موثق و مورد تأييد رجال شناسان است.

متن حديث، استدلالهاي محکمي درباره اصل ولايت و ائمه (ع) مطرح مي سازد و ناگفته پيداست که اين پاسخها برگرفته از علوم غيبي است.

مسائل ديگري همچون، بازي کودکانه حضرت ولي عصر (عج) را که به عنوان نقض اين حديث مطرح گرديده، نمي توان پذيرفت، زيرا شواهد فرواني نشان مي دهند، امامان معصوم (ع) در کودکي و بزرگسالي، رفتاري همانند انسانهاي عادي دارند. به هر حال به اين دليل گروهي از بزرگان به نقل از حديث پرداخته اند، به گوشه هايي از آن اشاره مي کنيم.

سعد بن عبدالله اشعري مي گويد :

«با گروهي از ناصبيهاي تندرو به بحث نشستم، در جدل سؤالاتشان دشمني بيشتر از گروههاي ديگر بود. من پاسخهاي گوناگون به آنان دادم اما همه را رد کردند. حدود 40 سؤال از مسايل مشکل را نوشتم تا پاسخ آنها را از احمد بن اسحاق قمي داناترين دانشمند قم، جويا شوم. او به طرف سامرا حرکت کرده بود، من نيز به راه افتادم و در بين راه ملاقاتش کردم. گفتم : شوق ديدارتان و پاسخ به سؤالهايم مرا تا اينجا کشانيده است. پاسخ داد : براي ديدار با امام حسن عسکري (ع) و طرح سئالهايي درباره قرآن، به سامراء مي روم. تو نيز با من باش تا به ديدار حضرت برويم. وقتي به سامرا رسيديم، احمد بن اسحاق گفت: ديدار مبارکي است، بزودي بر ساحل دريايي مي نشيني که عجايب دانشهاي فناناپذير است. آن دريا امام ماست.

آنگاه به سوي منزل امام عسکري (ع) حرکت کرديم و پس از کسب اجازه وارد منزل حضرت شديم. وقتي وارد اطاق شديم، امام را ديديم. درخشش چهره اش که بسان ماه کامل بود، وجود ما را فرا گرفت. کودکي به درخشندگي و زيبايي ستاره بر روي زانوان مبارکش نشسته بود. امام (ع) در حال نوشتن بود، سلام کرديم. ايشان جواد داد و اشاره فرمود که بنشينيم. ساعتي بعد از نوشتن فارغ شده احمد بن اسحاق نزديک شد و کيسه اي از زير لباس بيرون آورده در مقابل امام (ع) گذارد. امام حسن (ع) به کودک فرمود : عزيم مُهر هدايايي را که شيعيان و دوستانت فرستاده اند، باز کن.

لبهاي کودک مانند غنچه اي شکفت : آيا جايز است دست پاکم به هداياي آلوده و اموالي بزنم که حلال و حرامشان به هم آميخته شده است ؟

امام عسکري (ع) به احمد بن اسحاق فرمود : آنچه در توشه داري، بيرون آور تا حلال و حرام آن را جدا کند...

آنگاه امام رو به من کرد و فرمود :اي سعد ! براي چه آمده اي ؟

- احمد بن اسحاق شوق ديدار شما را به دلم انداخت - پس سؤالهايت که مي خواستي بپرسي، چه شد ؟

- آري آن سؤالها نيز هست.

- از نور چشمم بپرس.

از حضرت صاحب الامر (عج) پرسيدم : مولاي من و اي فرزند مولايم، چرا خداوند به پيامبرش موسي فرمود : فاخلع نعليک انک بالواد مقدس طوي (49) کفشهايت را درآورد که اينجا مکاني مقدس است. علماي فريقين گمان مي کنند که چون کفشها از پوست حيوان مردار بود، خداوند اين چنين فرمود. حضرت فرمود ؟ هر کس نظري داده، بر موسي (ع) دروغ بسته و نبوت او را نشناخته است. موسي (ع) در آن مکان مقدس با پروردگارش مناجات کرد و گفت : خدايا محبتم را نسبت به تو خالص کرده ام و قلبم را از غير تو شسته ام و چون موسي (ع) علاقه بسياري به اهل و خانواده اش داشت، پروردگار فرمود : اخلع نعليک اگر دوستي تو با من خالص و قلبت از تمايل به غير من پاکيزه است، محبت خانواده ات را از دلت بيرون کن.

از امام (ع) درباره تفسير کلمه کهيعص پرسيدم، فرمود : معني اين حروف از خبرهاي غيبي است که خداوند بنده اش زکريا را بر آن آگاهي داد. سپس آن را بر پيامبر گرامي اسلام (ص) باز گفت. تأويل آن چنين است که روزي زکريا از پروردگارش خواست تا اسمهاي پنجگانه را به او بياموزد. جبرئيل آنها را به او ياد داد و از آن پس هر گاه نام محمد (ص)، علي، فاطمه، حسن و حسين (عليهم السلام) را به خاطر مي آورد، نگرانيش بر طرف مي شد اما هر زمان که نام حسين (ع) را به ياد مي آورد، روحش پريشان و از ديدگانش اشک سرازير مي شد. سبب آن را از پروردگار پرسيد. جبرئيل به او خبر داد که «کاف» به اسم کربلا اشاره دارد. «هاء» به معناي هلاکت عترت، «ياء »يزيد، کسي که به حسين (ع) ستم مي کند است. «عين» به معني عطش و «صاد» به معني صبر اوست.

زکريا تا سه روز از عبادتگاهش بيرون نيامد و گريست.

سعد مي گويد : پرسشهاي ديگري را نزد حضرت صاحب الزمان (عج) مطرح کردم و ايشان نيز جواب فرمود. ما چند روزي هم در منزل امام حسن عسکري (ع) مانديم اما ديگر آن کودک را نديدم (50).

در مکتب اشعري
درباره مجموعه روايتهاي سعد موضوعاتي مختلف يافت مي شود اما به نظر مي رسد به مسائل اخلاقي و درسهايي همچون ايمان، تقوا، توجه به قيامت و .. عنايت ويژه اي داشته است. وي در حديثي طولاني به نقل از امام علي (ع) مي گويد : بهترين وسيله براي نزديکي به بارگاه خداوندي چند چيز است :

1 - ايمان به خدا و رسول (ص)

2 - اقامه نماز (نشان شريعت و دين)

3 - اداي زکات (از واجبات الهي)

4 - روزه ماه مبارک رمضان (حافظ انسان از عذاب آخرت)

5 - انجام فريضه حج (برطرف کننده فقر و بازدارنده از گناه)

6 - پذيرش کلمه توحيد تنها وسيله کسب قدرت براي تشخيص حق و باطل

7 - رفت و آمد با خويشاوندان (عامل فزوني مال و تأخير در مرگ)

8 - جهاد در راه خدا

9 - کمک به نيازمندان به صورت پنهاني (محو کننده گناهان و فرو نشاننده غضب الهي)

10 - انجام کارهاي خير (نجات از مردنِ بد، حافظ از پرتگاه) پس صدقه بدهيد، زيرا خداوند صدقه دهندگان را ياري مي کند.

11 - پرهيز از دروغ، زيرا دروغ در مقابل ايمان قرار دارد. راستگو در ساحل نجات و بزرگواري (سوق دهنده به سوي پرتگاه رسوايي و هلاکت)

12 - گفتار نيک تا بدان معروف گرديد و به اين وسيله اهل خير باشيد.

13 - امانتداري در مقابل کسي که به شما اعتماد کرده است.

14 - معاشرت با کساني که ارتباط با شما را قطع کرده اند و چشم پوشي بزرگوارانه از خطاي کسي که به شما بدي کرده است (51).

اشعري هم چنين در روايتي از امام باقر (ع) مي گويد : «من کان ظاهره ارجح من باطنه خف ميزانه» اگر ظاهر کسي آراسته تر از باطنش بود، کفه اعمالش در روز قيامت سبک تر است (52).»

وفات و مرقد اشعري
سعد بن عبدالله اشعري پس از سالها کوشش در راه تحصيل، تعليم معارف دين، نشر احکام شريعت و ارشاد مردم در روز چهارشنبه 27 شوال سال 300 (53) ه' ق به ديدار معبود شتافت. برخي معتقدند که سعد اشعري به هنگام وفات در منطقه «رستم» يا «رستمدار» در نزديکي استان مازندران (54) حضور داشت (55) اما مرقدش در قم (قرستان شيخان) نزديک مرقد زکريا بن آدم اشعري و زکريا بن ادريس اشعري قرار دارد (56).

پي نوشتها
1 - اقتباس از مقدمه کتاب «من لا يحضره الفقيه» ج 1

2 - دائرة المعارف تشيع، ج 2، ص .198 زندگي برخي از اين ستارگان پرفروغ در همين مجموعه «ستارگان حرم» آمده است.

3 - رجال نجاشي، ج 1 ص 401

4 - الاعلام، ج 3 ص 83

5 - هدية العارفين، ج 5 ص 384

6 - از سلاله سعد بن عبدالهل در قرن اخير بزرگاني مانند ملا محمد باقر اشعري، عبدالله اشعري و ملا محمد طاهر اشعري، از اساتيد امام خميني و مدفون در زرند ساوه

7 - حاوي الاقوال، ج 1، ص 409

8 - معجم المؤلفين، ج 3، ص 245

9 - تاريخ بغداد، ج 2 ص 346

10 - معجم المؤلفين، ج 9، ص 35

11 - طبقات اعلام الشيعه، ج 1، ص 134

12 - همان

13 - معجم رجال الحديث، ج 2 ص 261

14 - همان ج 8، ص 74

15 - طبقات اعلام الشيعه، ج 1، ص 185

16 - معجم رجال الحديث، ج 18، ص 50

17 - طبقات اعلام الشيعه، ج 1، ص 76

18 - همان، ج 1، ص 57

19 - همان، ج 1، ص 123

20 - معجم رجال الحديث، ج 8، ص 79

21 - ماهنامه کوثر، ش 7، ص 76، ص 36

22 - المقالات و الفرق - مقدمه

23 - رجال نجاشي ج 1 ص 401

24 - بحار الانوار، ج 52 ص 78

25 - فهرست طوسي، ص 75

26 - رجال طوسي، ص 431

27 - همان، ص 475

28 - رجال نجاشي، ج 1، ص .401 اعيان الشيعه، ج 7 ص .225 شهيد ثاني در حاشيه بر رجال ابن داوود معتقد است بين علماي شيعه درباره ثقه بودن، بزرگي و دانش او اتفاق نظر وجود دارد.

29 - رجال کش، ص 528

30 - معالم العلماء، ص 54

31 - الوجيزه، ص 50

32 - الخلاصه، ص 78

33 - التهذيب، ج 2، ص 238

34 - وسائل الشيعه، ج 15، ص 18

35 - همان، ج 15، ص 28

36 - رجال نجاشي

37 - اطلس تاريخي جهان، ص 276 و 272 و 270

38 - بحار الانوار، ج 52، ص 78

39 - خال صدوق، ص 278، وسائل الشيعه، ج 1، ص 23

40 - وسائل الشيعه، ج 1 ص 123

41 - المقالات و الفرق، ص 15 - 17

42 - رجال نجاشي، ج 1 ص 401

43 - اعيان الشيعه، ج 7 ص 225

44 - معجم رجال الحديث، ج 8 ص 79

45 - کمال الدين و تمام النعمة، ص 454

46 - بحار الانوار، ج 52، ص 79

47 - تنقيح المقال، ج 2، ص 79

48 - مستدرکات علم رجال الحديث، ج 4، ص 37

49 - سوره طه، آيه 12

50 - بحار الانوار، ج 52، ص 79

51 - علل الشرايع، ص 247

52 - امالي صدوق، ص 379

53 - يا سال 299 و يا 301

54 - لغتنامه دهخدا، ج 7 ص 10599

55 - الخلاصه، ص 78

56 - مراقد المعارف، ج 1 ص 324.

 
 
آثار:
بصائر الدرجات
الرحمة
الضياء
فرق الشيعه (المقالات و الفرق)
کتاب الرد علي الغلاة
ناسخ القرآن و منسوخه و محکم و متشابهه
فضل الدعاء و الذکر
مناقب
رواة الحديث
فضل قم و الکوفه
الامامة
فضل النبي (ص)
مناقب الشيعه
 


تاريخ بروز رساني : چهارشنبه 18/09/88 ساعت 13:48

کلیه حقوق این پایگاه برای حوزه علمیه میبد محفوظ می باشد. نقل خبر فقط با ذکر منبع مجاز می باشد.