طبقه‌بندی اسامی سوره‌های قرآن 3

جستجو

صفحات جديد

دعوت به توحيد
زهد پيامبر(ص)
سفر طائف
پهلوان كيست
پگاه يقين
بخشش پيامبر
جنگ بدر
بعد از احد
مباهله
جانشين پيامبر

آرشيو اخبار



ورود اعضا

پیوندها

انديشه قم
پایگاه اطلاع رسانی حوزه نت

صفحات اتفاقي

سر بریده قرآن تلاوت كرد
مشخصات كامل سوره‎هاي قرآن
دعا به اسم اعظم و حفظ كلّ قرآن
قرائات قرآنی از دیدگاه علمای شیعه 1
احترام قرآن
گناهان كوچك
معجزات موسي (ع)
قرائت مجلسي - محمد الليثي
میم ساكن
تفسير نور - حجة الاسلام و المسلمين حاج شيخ محسن قرائتى
طبقه‌بندی اسامی سوره‌های قرآن
 
45. الجاثية: تك واژه‎اي است كه فقط يك بار اختصاصاً در اين سوره مذكور افتاده و درجاي ديگري از قرآن ديده نمي‎شود.[1] ساختار اين كلمه، اسم فاعل (الفاعلة)و به معناي «به زانو در آمده» مي‎باشد كه در آيه‎ي 28 سوره، مذكور افتاده است و به زانو در آمدن هر امّتي در قيامت براي گرفتن نامه‎ي اعمالش و جزاي متناسب با آن را به تصوير نموده است: «وَ تَرى كُلَّ أُمَّةٍ جاثِيَةً كُلُّ أُمَّةٍ تُدْعى إِلى كِتابِهَا...».
46. الأحقاف: واژه‎اي جغرافيايي كه براي يك بار فقط در اين سوره آمده و نام خانه و سرزمين مردماني (قوم عاد) بوده است كه چندي بر گذرگاه شتابناك تاريخ، چهره نمودند و چون دورانشان سپري گشت در پس غبار ساليان و قرون، رخ نهفتند.[2] «وَ اذْكُرْ أَخا عادٍ إِذْ أَنْذَرَ قَوْمَهُ بِالْأَحْقافِ...» (آيه‎ي 21)؛ «و برادر عاديان (=هود) را به يادآور، آنگاه كه قوم خويش را در ريگستان بيم داد».
47. محمّد: نام واژه‎اي است كه در نزديك‎ترين نقطه به پيشاني سوره يعني محلّ درخشش نام وعنوان سوره قرار گرفته است؛ به عبارت ديگر، اين نام در بخش (ثلث) نخست سوره (آيه‎ي 2)، قرار گرفته است امّا در سوره‎هاي ديگر در جايي دور از طليعه‎ي سوره، جلوه‎گري مي‎كند؛ يعني در بخش (ثلث) پاياني آل عمران (آيه‎ي 144)؛ در بخش (ثلث) مياني احزاب (آيه‎ي 40) و در بخش (ثلث) پاياني فتح (آيه‎ي 29).
بنابراين در ميان اين چهار سوره، سزاوارتر به اين نام خجسته، همين سوره‎اي است كه اكنون «محمّد» مي‎خوانندش.[3] از جنبه‎ي مفهوم شناسي هم، سوره به طور يكپارچه درباره‎ي محمّد ـ صلّي الله عليه و آله ـ و پيروانش است و مطالب و موضوعات متنوّع و مهمّي درباره‎ي آنان و بعض، جزئيّات تاريخ اسلام در دوران پيامبري ـ صلّي الله عليه و آله ـ را، در بر دارد.
48. الفتح: كليد واژه‎اي از آيه‎ي نخست اين سوره است كه در نوع خود، فشرده‎اي گويا و آيينه‎اي تمام نما از جهت‎گيري سوره و مضامين و مندرجات آن است. «آيات سوره از فتح مُبين يعني صلح حديبيّه و به دنبال آن فتح مكّه و پيروزي نهايي اسالم بر شرك و مشركان در جزيرة العرب سخن مي‎گويد.[4] واژه‎ي «فتح» در قرآن كريم 12 بار به صورت مرفوع، منصوب، مجرور و معرفه و نكره آمده كه از آن ميان سه بار در همين سوره و در هيأت نكره‎ي منصوب، چهره نموده است.
49. الحجرات: تك واژه‎اي است كه اختصاصاً در اين سوره مذكور افتاده و نشانه‎ي خوبي براي شناسايي وتشخيص سوره مي‎باشد. افزون بر اين، چون اين نام يادآور ماجرا و سفارشي اخلاقي، در حقّ پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ است؛ از آن جا كه محور سوره، معرّفي و نهي از خلقيات بد و توصيه به خلقيات نيك مي‎باشد، عنوان «الحجرات» ـ به مثابه‎ي تجسم نمادين و قرينه‎ي يادآور خُق و خويها ـ گزينشي بسيار مناسب و مضمون نما براي اين سوره مي‎باشد: «إِنَّ الَّذِينَ يُنادُونَكَ مِنْ وَراءِ الْحُجُراتِ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْقِلُونَ» (آيه‎ي 4)؛ «كساني كه تو را از پشت اتاق‎ها (ي مسكوني تو) به فرياد مي‎خوانند، بيشترشان نمي‎فهمند.» در اين سوره از جمله درباره‎ي حجره‎هاي متعلّق به همسران رسول الله ـ صلّي الله عليه و آله ـ و لزوم حفظ حرمت وحريم آن و ادب آموختن به ياران پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ و مورد چگونگي مراجعه‎شان به خانه‎ي حضرت سخن به ميان آمده است.[5]
50. ق: حرف واژه‎ي «ق» از حروف مقطعه‎ي فواتح سورهاست. حروف مقطّعه‎ي فواتح سُوَر گاه دو، يا چند حرفند و گاهي يك حرف بيش‎تر نيستند. تك حرف قاف به عنوان يكي از حروف مقطّعه‎ي آغازگر سوره‎ها ـ با چنين ويژگي و جايگاهي ـ تنها يك بار و در آغاز همين سوره ديده مي‎شود.[6]
51. الذاريات: وصفْ واژه‎اي است كه اختصاصاً در آغاز اين سوره به چشم مي‎خورد.[7] «وَ الذَّارِياتِ ذَرْواً» (آيه‎ي 1)؛ «سوگند به (بادهاي) برانگيزنده‎ي پراكنده‎گرِ ذرّه فشان». واژه‎ي «الذاريات» تنها يك بار در قرآن كريم ـ در طليعه‎ي همين سوره ـ مذكور افتاده است.
52. الطور: آغازين آيه و آغازين واژه‎ي اين سوره، پس از حذف حرف سوگند، مي‎باشد. بر روي هم اين كلمه ده بار در قرآن كريم آمده كه يك بار آن در مطلعه همين سوره است.
53. النجم: آغازين واژه از نخستين آيه‎ي اين سوره، پس از حذف حرف سوگند، مي‎باشد. كلمه‎ي «نجم» چهار بار در قرآن كريم آمده كه از آن ميان يك بار در اين سوره بوده است. ساختار جمع آن (نجوم) نيز نه بار در قرآن مجيد ذكر شده است.
54. القمر: أنجامين واژه‎ي آيه‎ي نخست (كلمه‎ي رديف) مي‎باشد: «اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَ انْشَقَّ الْقَمَرُ»؛ «نزديك شد قيامت و از هم شكافت ماه». واژه‎ي «قمر» 26 بار در قرآن كريم آمده كه يك بار آن در همين سوره است.
55. الرحمان: آيه‎ي نخست اين سوره مي‎باشد كه كليد واژه‎اي است مضمون نمايِ سوره؛ زيرا محور سوره، خداوند مهربان و بيان نعمت‎هاي اوست. كلمه‎ي «الرحمان» با محاسبه‎ي «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ» در سرتاسر قرآن كريم 169 بار ذكر شده است كه از آن ميان دو بار در همين سوره آمده است.
56. الواقعة: أنجامين واژه (واژه‎ي رديف)، در آيه‎ي نخست اين سوره است كه از نظر مضموني به عنوان كليد واژه‎اي نمادين و جامع، پوشش دهنده‎ي بيش‎ترين آيه‎هاي اين سوره است كه همه در پيوند با رستاخيز و قيامتِ واقعه (رخ دهنده و وقوع يابنده) مي‎باشند: «إِذا وَقَعَتِ الْواقِعَةُ»؛ «آن واقعه (بزرگ قيامت) چون وقوع يابد»... . اين واژه، دو بار در قرآن كريم ذكر شده كه يك بار آن در همين سوره است.
57. الحديد: نامْ واژه‎اي است كه در يكي از چند آيه‎ي اصلي و محوري سوره در بخش (ثلث) پايانيِ آن قرار گرفته است. و از جهت محلّ وقوع و كاربري‎هاي ويژه‎ي مصداقي كه براي حديد در آيه ذكر شده است، اين واژه «حديد» در ميان همسانان خود كه در قرآن آمده‎اند، در اين سوره مزيّتي ويژه وخصوصيّاتي منحصر به فرد يافته است: «وَ أَنْزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ» (آيه‎ي 25)؛ «و آهن را پديد آورديم كه درآن براي مردم خطري سخت و سودهايي است». اين واژه، شش بار در قرآن كريم آمده كه از آن ميان، يك بار در همين سوره است.
58. المجادلة: ساختاري صرفي (اسم فاعل) مأخوذ از خود كلمه‎اي در نخست آيه‎ي اين سوره؛ اين عنوان، نماد مشكل ظهار و حكم الاهي درباره‎ي آن است. كلمه‎ي مورد نظر در آيه‎ي نخست، فعل مضارع «تُجادِلُ» مي‎باشد كه عنوان سوره «المُجادِلَة: زنِ مناقشه‎گر» از آن گرفته شده است.
59. الحشر: واژه‎اي است از آيه‎ي دوم، با مفهومي ويژه كه صرفاً در اين سوره جلوه‎گر است و اشاره دارد به رخدادي در تاريخ اسلام. در اين سوره «حشر يعني هنگامه‎ي (جمع و گردآوري و) رهسپاري و آوارگيِ انبوه يهوديان پيمان شكن و اسلام ستيز بني نضير». اين واژه يك بار ديگر در سوره‎ي «قاف» آمده است كه ناظر به جمع و گردآوري مردمان در قيامت است.[8]
60. الممتحنّة: ساختاري صرفي، مأخوذ از واژگان آيه‎اي در بخش (ثلث) پاياني سوره است. اين عنوان, نماد حكمي اجتماعي ـ اعتقادي بوده و سبب نزولي ويژه داشته است.[9] نام سوره ازمصدر امتحان, مأخوذ از صيغه‎‎ي امر « فَامْتَحِنُوهُنَّ» (آيه‎ي 10) در اين سوره گرفته شده و اسم مفعول است به معناي «زن امتحان پس داده و آزمايش شده».
61. الصفّ: واژه‎اي در بخش (ثلث) نخست اين سوره است كه به معنايِ صف كار زار است و از نظر مفهوم در ميان موارد همسان خود در قرآن كريم كه غير از اين سوره بر شش مورد بالغ مي‎گردد, نظير ندارد. محتمل است كه اين مفهومِ بي‎همتا در كنار ارزش و اهميّت بي‎بديل پيكار سازمان يافته در راه خداوند, اين واژه‎ي نمادين را در جايگاه رفيع نام سوره، نشانده باشد: « إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُمْ بُنْيانٌ مَرْصُوصٌ» (آيه‎ي 4)؛ «در حقيقت, خدا دوست دارد كساني را كه در راه او صف در صف, چنانكه گويي بنايي ريخته شده از سُرب‎اند, جهاد مي‎كنند.»
62. الجمعة: نام واژه‎اي از بخش (ثلث) پايانيِ اين سوره است كه تنها يك بار اختصاصاً در همين سوره به چشم مي‎خورد و اين ويژگي, شناسه‎ي ممتازي است براي باز شناخت سوره و اشتباه نگرفتن با سوره‎هاي ديگر. از نظر مفهومي نيز در سرتا سر قرآن كريم اين سوره يگانه سوره‎اي است كه در آن حكم نماز جمعه و آداب اعمال پس از آن (آيات 9 ـ 11) بيان شده است.
63. المنافقون: كليد واژه‎ي موضوع اصلي و محوريِ سوره است. آن چنان كه «اكثر آيات آن درباره‎ي منافقان نازل شده و از صفات, احوال و اعمال آنان سخن رفته» و «ضمن حجم اندك سوره (11 آيه) چهار بار نامشان (منافقون ـ منافقين) مكرّر گشته است.
64. التغابن: كلمه‎اي است كه در سر تا سر قرآن كريم, فقط يك بار و در همين سوره آمده و به همين جهت شناسه‎ي ممتازي براي شناسايي سوره است. اين واژه در بخش مياني سوره به چشم مي‎خورد: « يَوْمَ يَجْمَعُكُمْ لِيَوْمِ الْجَمْعِ ذلِكَ يَوْمُ التَّغابُنِ ...» (آيه‎ي 9)؛ «روزي كه شما را, به گاه گرد آوري فراهم آوَرد, آن (روز), روز «حسرت خوردن و دريغ و درد گفتن» است.
65. الطلاق: ساختاري صرفي مأخوذ از واژگاني در نخستين آيه‎ي آن است (طَلَّقْتُم وَ طَلِّقُوا)؛ ساختاري كه كليد واژه‎ي موضوع اصلي و محوريِ مطرح در سوره (طلاق و جدايي همسران) قلمداد مي‎شود.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] . همان، ص 323؛ همان، ص 591.
[2] . همان، ج 26، ص 5.
[3] . همان، ص 71.
[4] . خرمشاهي، پيشين، ص 1251.
[5] . همان.
[6] . همان.
[7] . همان، ص 335.
[8] . خرمشاهي، پيشين، ص 1254.
[9] . محمّد طاهر بن عاشور: پيشين، ج 28، ص 129.

 
قرآن در آينة پژوهش ـ عبدالمهدي جلالي
 
 


تاريخ بروز رساني : چهارشنبه 18/01/89 ساعت 10:27

کلیه حقوق این پایگاه برای حوزه علمیه میبد محفوظ می باشد. نقل خبر فقط با ذکر منبع مجاز می باشد.